علی صادقی:هيجان اسكی
خداداد عزيزی:دوپينگ
شاهرخ خان:غرور ندارم
من دارم سعی میكنم زمينه كاریام را عوض كنم، دلم میخواهد كارگردانی را هم تجربه كنم. چون تنها چيزی كه فكر میكنم میتواند در اين شرايط به من انگيزه بدهد تا دوباره حركت كنم اين است كه مجری تفكرات خودم باشم و يك تيم خوب تشكيل دهم تا شايد كمی آرام شوم... شما دعا كنيد « درباره الی» اسكار را بگيرد...
سحر جعفری جوزانی:
11 تير ماه 1357، ساعت 10 صبح در سانفرانسيسكو آمريكا به دنيا آمدم. من تا 5 سالگی در آمريكا بودم و در آنجا رشد كردم ولی میتوانم بگويم كه كاملا ايرانی تربيت شدهام....حتی از پدر و مادربزرگم لهجه لری را آموختم و شايد خيلی بيشتر و بهتر از جوانان هم سن و سال خود كه اصليت لر دارند به اين نوع گويش تسلط دارم.بعد از آمدن به ايران همبازیهای جديدی پيدا كردم و از آنجا كه بچههای عمويم هم سن و سال من بودند بيشتر با آنها بازی میكردم . آنها هميشه فوتبال بازی میكردند و من نيز برای اين كه تنها نباشم با آنها فوتبال بازی میكردم.
لیلا اوتادی: هفت سالگی اولين پيشنهاد
وقتی 7 ساله بودم احمدرضا درويش به مدرسه ما آمد تا برای نقش دختر خسرو شكيبايی بازيگر پيدا كند. من كلاس يك يك بودم و اول صف میايستادم. من را انتخاب كردند. مدير مدرسه زنگ زد تا از پدرم اجازه بگيرد. پدرم گفت تا وقتی درسش تمام نشود، نه.
امین حیایی:پسر 11 ساله من
يك پسر 11 ساله به نام دارا از ازدواج اولم دارم. او پسر بسيار خوب، درسخوان و با استعدادی است. پدر بزرگش واقعا انسان خوبی است و خيلی هوايش را دارد. من هم تاجايی كه بتوانم به او رسيدگی میكنم.
جواد نکونام:ستاره جديد نداريم
درباره فوتبال ايران میتوانم بگويم كه خالی از ستاره شده.و با وجود اين همه جوان با انگيزه هنوز هم ستارههای ما، از قديمیها هستند و اين اصلا مسئله قابل قبولی نيست. واقعا مسئولان بايد يك گام موثر در رابطه با اين موضوع بردارند و به سادگی از كنار آن نگذرند. اگر ستارهها در فوتبال ما شناسايی شوند مشكل نرفتن به جام جهانی هم ناخودآگاه حل میشود.
حميد عسگری:بنيامين از من تقليد كرد
يك دوست بسيار صميمی دارم به نام نيوشا ضيغمی،او مثل يك خواهر برای من است. وقتی سر كار نيستم همديگر را بيشتر میبينيم. با تلفن هر روز با هم در تماس هستيم، دو دوست واقعی و محرم اسرار يكديگر... ! بسيار با او راحت هستم، شايد در كار رقيب باشيم اما رقابت چيز شيرينی است زمانی تلخ میشود كه رقابت به حسادت تبديل شود. يكروز دوستي از ما پرسيد اگر كاری به هر دوی شما پيشنهاد شود كه يك نفر جای ديگر برود آيا قبول میكنيد؟ من و نيوشا پاسخ داديم بله.
چند پروژه پيشنهادی دارم به همين منظور پس از ديدار دوستانهای كه با عزيزان معاونت سينمايی ارشاد اسلامی داشتم با خبر شدم كه هيچ مشكلی برای انجام اين پروژهها ندارم و نامهنگاریهای اداری مراحل پايانی خود را طیمیكند و پس از انجام اين نامهنگاریها فعاليتم را شروع خواهم كرد. از آنجايی كه شديدا تابع قانون هستم عملا تا پايان نامهنگاریها هيچ پروژهای را شروع نخواهم كرد. البته در اخبار آمده بود پس از ديدار جواد شمقدری معاون امور سينمايی وزارت ارشاد و محمدرضا گلزار صحبت از انجام فعاليتهای مجدد اين هنرپيشه شده است.
به دلايل مختلف به سفر خيلی علاقهمند شدهام. كلا آدم سفر بازی هستم و به خاطر دعوتهايی كه از ما برای شركت در جشنها، خيريهها و .... میشود به جرأت میتوانم بگويم اكثر شهرهای ايران را رفتهام به غير از 3-2 تا شهر كه آن هم پيش آمد اما قسمت نشد،حتي خيلي از روستاها و دهها را هم ديدهام و اين به خاطر كاری بود كه 4-3 سال پيش برای آرشيو ميراث فرهنگی انجام دادهام و افتخار اين را داشتم كه معرف آثار باستانی ايران باشم؛ در اين كار به همراه يك گروه به تمام ايران سفر كرديم و اين پروژه باعث شد كه من به بسياری از ديدنیهای و دانستنیهای كشورم پی ببرم.
