همه ما خواهان برخورداری از اعتمادبهنفس لازم برای انجام کارهایمان هستیم؛ اما به راستی چگونه میتوانیم به این مهم دست یابیم؟
در واقع بهترین زمان برای کسب اعتمادبهنفس دوران کودکی است. اگر بتوانیم در این دوران به خودمان اعتماد کنیم و احترام بگذاریم، قطعا در آینده نیز نتیجه بهتری خواهیم گرفت.یکی از مهمترین راههایی که میتوان در محیط خانواده به کودکان احساس تعلق و اعتماد داد، تشویق تدریجی آنان به مشارکت در تصمیمگیریهایی است که به محیط اطراف آنها شکل میبخشد.
اجازه دادن به کودکان در انتخاب نحوه چیدمان و تزیین اتاقشان میتواند عزتنفس آنها را تقویت کند و اعتماد به نفسشان را در مورد ابراز سلایقشان افزایش دهد و در ضمن مهارتهای آنها را در گفتوگوهای اجتماعی ارتقا بخشد. مطلب زیر به راهکارهای تقویت اعتماد به نفس در میان کودکان میپردازد.
اگر میخواهیم مطمئن شویم شرایط زندگی خانوادگی ما بهگونهای موجبات تضعیف رشد و تحول اعتمادبهنفس کودکانمان را فراهم نمیآورد، لازم است گاهی تلاش کنیم تا ارزیابی مشخص و مطمئنتری از چگونگی کارکرد خودمان به عنوان یک واحد داشته باشیم.
برای شروع میتوانید به لحاظ عاطفی زمانی به بیرون از دایره خانوادگی خود قدم بگذارید و مسائلی را با خود مطرح کنید؛ مثلا اینکه آیا هدف و مقاصد ما مشترک و شفاف هستند؟ اهداف خانوادههای مختلف میتوانند بسیار متنوع و گوناگون باشند.
برای مثال ممکن است برای بعضی، هدف صرفا فراهم کردن جای امن و غذای افراد خانواده باشد، تا جایی که آنها بتوانند روی پای خود بایستند، در حالی که خانوادههای دیگر کنترل و تربیت را به عنوان اهداف اصلی خانواده انتخاب کردهاند. تاجایی که به اعتمادبهنفس کودکان مربوط میشود، مهم این است که این هدفها شفاف و صریح باشند و بین اهداف اصلی خانواده توافقی حاصل شود. همچنین بسیار مهم است که هدفهایی را که با یکدیگر انتخاب میکنند واقعبینانه باشند.
- آیا نقشها و مسئولیتها واضح و منصفانه هستند؟
- آیا برقراری ارتباط با یکدیگر مؤثر و کافی است؟
در زمینه رشد اعتمادبهنفس در کودکان، پاسخ دادن به این پرسشها میتواند سودمند واقع شود:
- آیا زمان کافی به بحث و گفتوگوهای خودمانی و گپزدنهای دوستانه اختصاص میدهیم؟
- آیا علاوه بر پیامهای کلامی به پیامهای غیرکلامی افراد خانواده هم توجه میکنیم؟
این مسئله اهمیت زیادی دارد زیرا افراد خانواده هرچه بیشتر صمیمی شوند، بیشتر روی ارتباطات غیرکلامی تکیه میکنند و ما معمولا علائم و نشانههای غیرکلامی خاصی برای خود ابداع میکنیم که تنها یک عضو بزرگسال میتواند آنها را درک کند.
- آیا افراد خانواده یکدیگر را از برنامههای روزانه خود مطلع میکنند؟ مثلا چه کسی شام یا ناهار در خانه است و چه کسی بیرون از خانه غذا میخورد؟ چه کسی اتومبیل را با خود میبرد و...؟
تصور اشتباه دیگری درباره خانواده موفق این است که بحث و جدل کار خوبی نیست؛ به خصوص برای فرزندان. اما باید بدانیم که بحث و جدلکردن هم جزو اجتنابناپذیر زندگی خانوادگی و همچنین جزو ضروری آن است. به علاوه بحثکردنها، فرصت مطمئنی برای کودکان فراهم میآورند تا آنها شیوههای دفاع از حقوق، عقاید و نیازهای خود را تجربه کنند.
مثبتاندیشی
منفیاندیشیدن باعث از بین رفتن اعتمادبه نفس میشود. خود ما هم میدانیم هنگامی که روحیه خوبی داریم و انتظار داریم کارها خوب پیش بروند بیشتر از مواقع دیگر احساس میکنیم که متکی به خودمان هستیم و اعتماد بیشتری به خودمان داریم، بنابراین امکان موفقیتمان نیز بیشتر خواهد بود. بهتر است به فرزندانمان بیاموزیم مثبت بیندیشند و بتوانند به خود اعتماد کنند.
- پیشبینیهای منفی و غیرمنصفانه فرزندانتان را به آنان تذکر بدهید و در صورت امکان از آنها بخواهید که واقعیت و امید به نتیجه مثبتتری را جایگزین آنها کنند.
- پرورش قدرت بیان و اظهارنظر قاطع از طریق کمک به آنها در بیان آنچه فکر میکنید واقعا مورد قصدشان است.
- تقویت توانایی آنها برای مطرح کردن نکته مورد نظرشان
- تشویق آنها به اینکه حق خود بدانند از معلمشان توضیح بیشتری بخواهند و آنقدر بپرسند و توضیح بخواهند تا خوب یاد بگیرند.
- به فرزندانتان کمک کنید تا دریابند چهموقع عواطف بر آنها غلبه کرده، هیجانی شدهاند و نمیتوانند از روی منطق عمل کنند.
صحبت کردن در جمع موضوع دیگری است که کودکان کمسنوسال خیلی کم در آن احساس قیدو بند و ناراحتی میکنند. برای مثال اگر معلم کودکتان از بچهها بخواهد که یک نفر داوطلب صحبت یا خواندن مطلبی در کلاس شود با تعداد زیادی از بچههای مشتاق روبهرو خواهد شد اما اگر معلمی دیگر همان سوال را 10سال بعد، از دانشآموزان کلاسش بکند، فکر میکنید چند پیشنهاد دریافت خواهد کرد؟
وقتی بیشتر کودکان به سنین نوجوانی میرسند معمولا نهتنها علاقه خود را برای صحبت کردن در جمع از دست میدهند بلکه به احتمال زیاد در زمینه این هنر ناتوانتر نیز خواهند شد.
معمولا در هر گروهی از نوجوانان تعداد کمی از آنها خیلی سریع با جمع میجوشند و ابراز وجود میکنند. افراد دیگر ترجیح میدهند در گوشه و کنار بمانند و آرزو کنند که کسی به آنها توجه نکند یا اصلا دیده نشوند!به همین دلیل بسیار مهم است که ما پدرومادرها بتوانیم در این خصوص رشد فرزندان خود را از نزدیک زیرنظر داشته باشیم و به آنان کمک کنیم.اگر فرزندان شما در این مورد دچار مشکلاتی هستند، میتوانید بهآنها کمک کنید تا به این موارد توجه بیشتری داشته باشند و این کار را با
اعتماد بهنفس بیشتری انجام دهند.
- برای حضور و صحبت در جمع از قبل تمرین کرده باشند. به فرزندانتان یادآور شوید که تمرین داشتن، کلید عمده موفقیت در مطرح کردن نظر در جمع است و دراینباره بهتر است علاوه بر آگاهی از آنچه میخواهیم بگوییم، از قبل تمرین و مروری نیز بر آن داشته باشیم.
- آمادگی داشتن: مراقب باشید فرزندانتان با تکیه برآمادگی و تسلط بر موضوع، اعتماد به نفس بیشتری برای اظهارنظر در جمع داشته باشند. افرادی که از اعتمادبه نفس بالایی برخوردارند، تلاش میکنند که قبل از سخن گفتن درباره آنچه میخواهند بگویند فکر کنند و همیشه تا میتوانند برای انجام هر کاری به همان اندازه آمادگی لازم را در خود به وجود میآورند.
