به گزارش آفتاب، مسجد جامعی در بخشی از یادداشت خود آورده است: «از دفتر آقای خاتمی تماس میگیرند. برخلاف معمول میگویند میخواهیم با خودشان صحبت کنیم. از آن طرف خط میگویند که برای جلسه فردا( ۱۹ اسفند) زنگ زدهاند و از طرف آقای خاتمی تاکید میکنند که حتما حضور پیدا کنم و حتما سر وقت برسم. حدس میزنم علت این تاکیدها حضور نامنظمم در جلسههای قبلی باشد، اما حس میکنم موضوع مهمی در میان است، چون جلسات معمول با آقای خاتمی روزهای دوشنبه صبح برگزار میشد و برای تاکید بیشتر برایم در دفتر پیام میگذاشتند.
وقتی میرسم که نماز مغرب و عشا به امامت آقای خاتمی تازه تمام شدهاست. علاوه بر اطراف نمازخانه در میان آن نیز صندلی چیدهاند. معلوم است که تعداد مدعوین بیش از حد معمول این نشستهاست».
مسجد جامعی ادامه داده است: «جایی باز میکنند و کنار آقای عارف مینشینم که ریاست ستاد بر عهدهاش گذاشته شده بود. او از شخصیتهای برجسته علمی و اجرایی کشور است و با بزرگمنشی مسئولیت این کار بزرگ را پذیرفته بود. آقای عارف روزهای سخت و پرکاری را پشت سر گذاشته و زحمتهای زیادی برای سر و سامان دادن به ستاد کشیده بود. نشستم، تعارف کردند که اداره جلسه را برعهده بگیرم. جلسه عجیبی بود. این را میشد از همان آغاز که هنوز حرف اصلی مطرح نشده بود، حدس زد.
” آقای خاتمی گفت که باید در این انتخابات پیروز و موفق شویم و با بودن موسوی، من و او وارد بازی خواهیم شد که بازیگردان آن ما نیستیم. من نمیخواهم بازیگر صحنهای باشم که دیگران طراحی کردهاند. “
شلوغتر از جلسههای معمول بود. هم تعداد افراد حاضر زیادتر از همیشه بود و هم متنوعتر. برخی از وزرای دولتهای پیشین، نمایندگان مجلس، سفرا، روحانیون، نویسندگان و اصحاب فرهنگ و هنر و مطبوعات، احزاب و تشکلهای سیاسی و اجتماعی حضور داشتند. بعضی از افراد حاضر را من نمیشناختم و این برای اداره جلسه کار را سخت میکرد، اما آقای خاتمی همه افراد را میشناختند».
در ادامه یادداشت مسجد جامعی آمده است: «جلسه با گزارشی از اولین سفر شهرستانی آقای خاتمی آغاز شد که برای ستاد موفقیت بزرگی بود و همه را به پیروزی امیدوار و در ادامه راه مصمتر کرده بود. سفر آقای خاتمی به شیراز، یاسوج و بوشهر نشان داد که محبوبیت ایشان نه تنها در شهرهای بزرگی چون شیراز بالاست که حتی در مناطق روستایی و شهرهای کوچکی مثل نور آباد ممسنی نیز از محبوبیت بسیار زیادی برخوردار است، حال آن که که برخی گمان میکردند که آرای شهرهای کوچک و روستاها به دیگری اختصاص دارد. این سفر در اردوگاه رقیب هم بازتاب داشته است. سفر شیراز برای آنها هم نتیجه انتخابات را روشن کرده بود. پس از این گزارش امیدوار کننده، انتظار حاضران این بود که دراینباره و همچنین درباره برنامهها و سفرهای آینده سخن گفته شود، اما آقای خاتمی از قطعیت آمدن مهندس میرحسین موسوی سخن گفت و از آن جمله معروف "یا من یا میرحسین" و از حاضران خواست نظر بدهند».
مسجد جامعی افزوده است: «تقریبا همه میخواستند حرف بزنند و اغلب دوستان هم بر ماندن آقای خاتمی اصرار داشتند و دلایلی که در سخنان دوستان بود، دلایل مهمی بود و نمیشد به آسانی از کنار آن گذشت، اما طرح مسئله برای بسیاری غیر منتظره بود و طبیعی بود که اولین واکنشها گاهی احساسی و حتی گاه عصبی باشد و در این میان نقدهایی هم بر نحوه ورود مهندس موسوی و پرسشهایی درباره سیاستهای ایشان مطرح شد.
نشست به درازا کشید و از زمان مقرر و معمول بسی فراتر رفت، اما هنوز ۱۴ نفر باقی مانده بودند. عذر خواهی کردم و پیشنهاد دادم آقای خاتمی جمع بندی کنند و دوستان باقی مانده دیدگاه خود را به صورت مکتوب به ایشان تحویل دهند».
مسجد جامعی نوشته است: «نظرات را میتوان به چند گروه تقسیم کرد:
• گروهی معتقد بودند آقای خاتمی باید بماند. بعضی از آنها با لحنی صریح به آقای خاتمی میگفتند شما حق ندارید انصرف بدهید. این تصمیم باید در عرصه عمومی مطرح و درباره اش تصمیم گیری
” اگر ما دو نفر و آقای کروبی با هم در میدان باشیم، شکست قطعی است. با رفتن من میتوانیم زمینه اجماع را فراهم کنیم. من میگویم منطقی فکر کنید. اگر من نیامدم تخریب نکنید. “
شود. این گروه را بیشتر جوانان و یکی دو نفر از سیاسمتداران با سابقه تشکیل میدادند.
• کسانی دیگر معتقد بودند این حرف مربوط به قبل از حضور آقای خاتمی در عرصه و صحنه انتخابات بوده است، نه پس از اعلام نامزدی و شروع به کار ستادهای اجرایی، بنابراین زمان پرداختن به این موضوع گذشته است.
• عده دیگری میگفتند آقای خاتمی در جامعه موقعیتی استثنایی دارد و بر موج انتخابات سوار است و تا دیگری بخواهد این شرایط را به دست بیاورد عملا زمان گذشته است. اگر هدف پیروزی است، این مقصود فقط با آقای خاتمی میسر میشود و آرای ایشان لزوما به سبد آقای موسوی نمیرود.
• برخی هم میگفتند الان از عرصه رقابت خارج نشوید و هم شما و هم مهندس موسوی در صحنه بمانید. زمان برای تصمیم گیری زود است.
حس میکردم آقای خاتمی چنین فضایی را پیش بینی کرده و با اشراف به همه موارد تصمیم خود را گرفته بود. آقای خاتمی در سخنانی که معلوم بود درباره آن با مبانی خودش اندیشیده است، به برخی از واکنش ها پاسخ داد و خطرهایی را که ماندنش در صحنه به وجود میآورد، بر شمرد. بر دشواری تصمیمگیری هم اشاره کرد و به امیدهایی که با حضورش در انتخابات ایجاد شده بود نیز اشاره کرد و از جوانانی گفت که به طور خودجوش از ماهها قبل کار را شروع کردهاند و به نگرانیهایش نیز اشاره کرد و به اتفاقهایی که ممکن است کنارهگیریاش از انتخابات در پی داشته باشد.
نکته مهم این بود که آقای خاتمی سخنانش را با استناد به جوانترین عضو جلسه آغاز کرد. در سخنان آقای خاتمی یکی دو مطلب مهمتر از بقیه بود؛ یکی دفاع از میرحسین موسوی نخست وزیر دوران امام و هشت سال دفاع از این سرزمین بود و پرهیز از شکاف افکنی و دیگری ضرورت تغییر و ضرورت فعال بودن در عرصه انتخابات و تقویت جامعه مدنی و اشاره به این که از آغاز هم که پای در این راه گذاشتم میدانستم برای هزینه دادن آمدهام».
در ادامه این یادداشت آمده است: «او (خاتمی) گفت من نامزدی خود را با فرض این که حیثیت من لطمه میخورد پذیرفتم. الان وضع کشور بهگونهای است که هر کس مسئولیت بپذیرد، قربانی خواهد شد. توقعات بالا رفته است و پاسخ دادن به خواست مردم سخت شده است. توده مردم پس از مدت کوتاهی وقتی ببینند توقعاتشان برآورده نشده، ناراضی خواهند شد. من از این وضع اطلاع داشتم
” آن شب آقای خاتمی گفت که از اول هم آمدم تا خود را هزینه کنم، هم برای رای آوردن و هم برای پس از آن. “
و کارگروههایی که تشکیل داده بودیم، هم پیش بینی کرده بودند و پذیرش نامزدی من با علم به این بود. من همه این پیامدها را پذیرفتم. من پذیرفتم که به حیثیتم لطمه بخورد ولی پذیرفتن مسئولیت تابع نظر جمعی بود و برایم مسئله شخصی مهم نبود. الان در موقعیتی قرار گرفتهایم که اگر بیتدبیری کنیم، نه شخص که جریان آسیب میبیند».
در بخش دیگری از یاددشت مسجد جامعی آمده است: «آقای خاتمی در بخش دیگری از صحبت خود گفت که خواست مردم در تمام نقاط کشور تقریبا یکسان است و فرقی بین مناطق برخوردار و غیر برخوردار از این نظر نیست. سفر من به شیراز به عنوان یک پدیده بسیار مهم است که نشان میدهد جامعه چه میخواهد و فلش خواست عمومی به کدام سمت است. اشاره او به سفر نور آباد ممسنی بود که مردم به طور خودجوش به خیابانها ریخته بودند و حمایت پرشوری کردند و مرا به یاد شعار مردم خونگرم شیراز انداخت که با نشاط فریاد میزدند: «جمهوری اسلامی آزاد باید گردد».
یکی از بزرگان جناح رقیب در جلسه ای پس از سفر آقای خاتمی گفته بود که نیازی به نظرسنجی نیست، این سفر نتیجه را نشان داد
آقای خاتمی بحث دیگری را درباره این سفر مطرح کرد و گفت که الحمدالله این سفر هم انجام شد تا معلوم شود کنارهگیری من از ترس رای نیاوردن نیست.
بحث تفاوت گفتمانی آقای موسوی بحث دیگری بود که برخی از دوستان به آن اشاره کردند و ایشان از این تفاوت گفتمانی دفاع کرد و گفت که آقای موسوی حق دارد که گفتمان خودش را داشته باشد و آن گفتمان را به قدرت برساند. ما لازم نیست در همه ابعاد مثل هم فکر کنیم. تاکید میکنم که آمدن آقای موسوی موجب تغییر میشود. بحث ما بحث گفتمانی نیست. گفتمانها یکی نیست اما آمدن آقای موسوی به معنای گفتمانی است که نیروی ارزشمندی است و برای انقلاب بهدرد بخور است. آقای موسوی با خصوصیات خودش به میدان آمده است و حقش هم هست که گفتمانش را مطرح کند و آن را به قدرت برساند. بی خود عصبانی نشوید. به آسمان نروید و به زمین بیایید. رای
” روی یکی از شعرهای مرحوم آقای محمدرضا آقاسی تصاویری مونتاژ شده است. شعر با این مصرع آغاز میشود: «ای تیر و کمان به کف گرفته» تصویر روی این مصرع، عکسی است از آقای خاتمی که اسلحهای در دست دارد و نشانه گیری کرده است. مصرع بعدی، یعنی «مولای مرا هدف گرفته» روی تصویری از مقام رهبری مونتاژ شده است. “
ایشان با رقیبانشان برابر است. اگر من نباشم احتمال بالا آمدن ایشان باز هم بیشتر خواهد شد.
دفاع آقای خاتمی از مهندس موسوی مرا یاد تجربه برخورد با آقای هاشمی انداخت. گویی آقای خاتمی نگران تکرار چنین تجربهای درباره مهندس موسوی بود.
آقای خاتمی در اینجا به نکتهای مهم اشاره کرد و گفت که باید در این انتخابات پیروز و موفق شویم و با بودن موسوی، من و او وارد بازی خواهیم شد که بازیگردان آن ما نیستیم. من نمیخواهم بازیگر صحنهای باشم که دیگران طراحی کردهاند».
مسجد جامعی ادامه داده است: «آقای خاتمی در ادامه صحبت خود گفت که اگر ما دو نفر و آقای کروبی با هم در میدان باشیم، شکست قطعی است. با رفتن من میتوانیم زمینه اجماع را فراهم کنیم. من میگویم منطقی فکر کنید. اگر من نیامدم تخریب نکنید. اگر زودتر تعیین تکلیف کنیم، بهتر است. این کار هر چه زودتر به نتیجه برسد در انسجام نیروها سودمندتر است.
آقای خاتمی با صراحت تمام گفت که پیروزی حقیقی را در اخلاق میبینم. دلم میخواهد به لحاظ اخلاقی پیروز باشیم و آدم های اخلاقی روی کار بیایند. پیروزی واقعی پیروزی اخلاقی است. کار من اخلاقی است. من وارد بازی تخریب مهندس موسوی نمیشوم. آمدن و نیامدن ما هر دو هزینه دارد. اما هزینه نیامدن من کمتر است. امیدمان به خداست و توکل به او داریم.
در بخشی از یادداشت عضو اصلاح طلب شورای شهر تهران آمده است: «آن شب آقای خاتمی گفت که از اول هم آمدم تا خود را هزینه کنم، هم برای رای آوردن و هم برای پس از آن. به عبارت دیگر آقای خاتمی میدانست که در چه راهی قدم گذاشته است و علیرغم این اعلام نامزدی کرده بود. سخنان آقای خاتمی برای آن جمع روشن بود، به خصوص که مدتی پیش در یکی از روزنامهها ایشان را با خانم بینظیر بوتو مقایسه و از سرنوشتی مشترک سخن گفته بودند، اما اقبال و استقبالی که ورود آقای خاتمی به عرصه ایجاد کرده بود، برای برخی آن قدر دور از انتظار بود که شکل تازهای از تخریب ها آغاز شده بود که تمام حرمتها زیر پا گذاشته میشد و از آن میتوان به سقوط اخلاق تعبیر کرد و خود به تنهایی و بدون در نظر گرفتن حضور یا عدم حضور ایشان در صحنه به عنوان پدیدهای زشت قابل ارزیابی و تامل است».
وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داده است: «چندی پیش بلوتوثی رد و بدل شد و در برخی از سایتها نیز انتشار یافت که در آن روی یکی از شعرهای مرحوم آقای محمدرضا آقاسی تصاویری مونتاژ شده است. شعر با این مصرع آغاز میشود: «ای تیر و کمان به کف گرفته» تصویر روی این مصرع، عکسی است از آقای خاتمی که اسلحهای در دست دارد و نشانه گیری کرده است. مصرع بعدی، یعنی «مولای مرا هدف گرفته» روی تصویری از مقام رهبری مونتاژ شده است. من بار اول که آن را دیدم واقعا تکان خوردم و فکر کردم آیا سازندگان آن نمیدانند که با این کار حرمت بی احترامی به رهبری را شکستهاند؟ طبیعی بود که در وهله نخست این
” آقای خاتمی آن شب از تصمیم بزرگ خود سخن گفت، اما بسیاری از دوستان فکر میکردند که میتوانند ایشان را به ماندن راضی کنند. از آن شب تا اعلام رسمی کناره گیری، زیاد طول نکشید. “
کار را نیز به نوعی هزینه کردن از رهبری ارزیابی کنیم، اما مسئله از این عمیقتر است. سازندگان آن بلوتوث، شخصیتی مثل آقای خاتمی را که هم در داخل و هم در خارج از کشور صاحب وجهه و پایگاه است و مهم تر از آن همواره نسبت به رهبری احترام و تکریم کرده است و مورد احترام رهبری است، در چنین نسبتی با ایشان تصویر میکنند. از زاویهای چنین کاری را میتوان در ادامه همان خطی ارزیابی کرد که بحث ترور را مطرح کرد. به عبارت دیگر آن چه به ذهن شنونده از این اتفاق میرسد این است که این کار نتیجه عکس بدهد؛ با کسی که تیر و کمان به دست گرفته و مولای ما را هدف گرفته چه باید کرد؟ نتیجه چنین کارهایی چه خواهد شد؟ آیا نباید از حوادث قبلی عبرت گرفت؟ چنین نشانیهای غلطی ما را به چه هدفی خواهد رساند»؟
در ادامه این یادداشت آمده است: «بخش دیگر سخنان آقای خاتمی دفاع همه جانبه ایشان از مهندس موسوی بود. از روز اولی که آقای خاتمی در صحنه انتخابات اعلام حضور کردند، یکی از دغدغههای آقای خاتمی و بسیاری از دوستانشان روابط ایشان و مهندس موسوی بود. آقای خاتمی تاکید داشت که با مهندس موسوی رقابت نخواهد کرد، اما پس از اعلام حضور آقای خاتمی و به خصوص پس از این که زمزمههایی مبنی بر حضور مهندس موسوی شنیده شد، همواره این نگرانی وجود داشت که در سطوح پایینتر رقابتی شکل بگیرد و خدای ناکرده نسبت به هر دو شخصیت بی احترامی شود».
وی ادامه داده است: «آقای خاتمی آن شب از تصمیم بزرگ خود سخن گفت، اما بسیاری از دوستان فکر میکردند که میتوانند ایشان را به ماندن راضی کنند. از آن شب تا اعلام رسمی کناره گیری، زیاد طول نکشید. جلسات دیگری تشکیل شد که من حضور نداشتم، اما بی خبر نیستم و عجیب تر این که در گزارش برخی از برخی از سایتها که دیگران را بی محابا به بی تقوایی متهم میکنند، از من غایب در برخی از این نشستها قولهایی نقل شده است که حتی به ادبیات من نیز شبیه نیست».
مسجد جامعی تاکید کرده است: «آخرین نشست آقای خاتمی درباره انصرافش با مجمع روحانیون بود. ایشان به احترام بزرگواران مجمع قبل از نشست با آنان بیانیه انصرافش را منتشر نکرد. کناره گیری رسمی آقای خاتمی از انتخابات واکنشهای مختلفی داشت و برای برخی از هوداران و به خصوص جوانانی که بی هیچ چشمداشتی چند ماه زودتر از ستادهای رسمی کارشان را شروع کرده بودند، بسیار سخت بود، اما اغلب کارشناسان و آگاهان از آن به عنوان یک تصمیم بزرگ اخلاقی یاد کردند».
