طبق آمارهای رسمی، جمعیت جوان و فعال كشور تا سال 1400 بالغ بر 61 میلیون نفر خواهد شد كه نیمی از آنان جوانان فارغالتحصیل مراكز دانشگاهی یا همان نیروهای ماهر هستند. بنابراین تا 12 سال آینده دولت باید 29 میلیون فرصت شغلی جدید ایجاد كند كه نیمی از آنها به دانشآموختگان و متخصصان اختصاص دارد؛ اما متاسفانه سیاست سالهای اخیر وزارت علوم در رشد كمی دانشجویان و تعداد دانشگاهها میتواند این روند را با شتاب بیشتری پیش ببرد.
افزایش تعداد دانشگاهها آن روی سكه
این روزها هرچه داوطلبان آزمونهای سراسری بیشتر به دانشگاهها راه یابند، بر مباهات مسوولان آموزش عالی افزوده میشود، این مباهات به حدی رسیده كه قرار است در آزمون سراسری سال 88 تعداد صندلیهای دانشگاه بیش از شمار یك میلیون و 320 هزار نفری داوطلبان باشد و این به معنی ورود چند برابر بیشتر فارغالتحصیلان و دانشآموختگان به بازار كار كشور است؛ بازار كاری كه در حال حاضر از پاسخگویی به جمعیت ماهر و غیرماهر ناتوان مانده است. گذشته از این كه رشد كمی دانشگاهها بر بازار كار تاثیر داشته، نگاهی به وضعیت داخلی مراكز آموزش عالی نیز نشان میدهد كه نظام آموزش عالی اینك از نابرابری در دسترسی به امكانات رنج میبرد. هرچند دانشگاهها حتی در پیشرفتهترین نظام آموزش عالی در یك سطح قرار ندارند، اما در ایران شمار دانشگاههایی كه به امكانات و منابع علمی و رفاهی در حد استاندارد دسترسی دارند، بسیار كمتر از تعداد كل دانشگاهها و مراكز آموزشی و تحقیقاتی است و با وجود رشد تعداد دانشگاهها، كیفیت تسهیلات رفاهی، كتابخانهای، فرهنگی و حتی اداری ارتقا پیدا نكرده است. از اینرو میتوان نقد وضعیت موجود رشد كمی دانشگاهها را از دو بعد پیامدهای درونی و بیرونی (بازار كار) مورد توجه قرار داد.
رشد كمی دانشگاهها، نگاهی از درون
خوابگاه: اقامت 4 یا 5 ساله در خوابگاههای دانشجویی معمولا جزئی از خاطرات افرادی است كه در شهری غیر از محل سكونت خانواده تحصیل كردهاند و البته در عین حال جزئی از سختترین دوران زندگی همین افراد محسوب میشود؛ چراكه خوابگاههای دانشجویی در اغلب موارد از دسترسی به امكانات اولیه زندگی محروم یا حداقل فقیرند. در حالی كه به نظر میرسد در كنار افزایش تعداد مراكز دانشگاهی اهمیت به امكانات رفاهی و اقامتی ضروری است.
یكی از دانشجویان رشته پرستاری دانشگاه علوم پزشكی خراسان شمالی درباره كمبودهای موجود چنین میگوید: خوابگاه ما یك ساختمان استیجاری بدون غذاخوری و فضای كافی برای كتابخانه و مطالعه است.
تعداد دستگاههای رایانه آنقدر كم است كه گاهی بچهها بر سر استفاده از آن باهم بگو مگو میكنند. به گفته این دانشجو، در حالی كه سالانه پذیرش دانشجو از سوی این دانشگاه بیشتر میشود، توجهی به افزایش ظرفیت خوابگاهها نمیشود.
او اسكان پنج، شش یا حتی بیشتر دانشجویان در یك اتاق را از جمله مشكلات خوابگاهها میخواند و میگوید: در این فضا مطالعه كه هیچ، حتی نمیتوانیم استراحت كنیم.
البته سرپرست دانشگاه علوم پزشكی هم كه چندی پیش با ایرنا مصاحبه كرد، مشكلات موجود را تایید كرده و گفت: هماینك استیجاری بودن فضاهای آموزشی یكی از مشكلات ماست.
این مشكل فقط محدود به خراسان شمالی نیست. بسیاری از خوابگاههای دانشجویی حتی در تهران كه به نظر میرسد وضعیتی بهتر از دیگر شهرها دارد، از كمبود امكاناتی چون دسترسی به اینترنت، سالن مطالعه، تراكم دانشجو، بالا بودن نرخ اجاره ساختمان و كمبود نیروهای خدماتی در عذابند.
این مشكلات به طرز مشابهی دانشگاه لرستان را نیز درگیر كرده است. خوابگاه این دانشگاه با محدود بودن تعداد سرویسهای بهداشتی، كمبود یخچال، فرسودگی امكانات آشپزخانه، نبود آبسرد كن، كمبود میز و صندلی، محدود بودن خطوط تلفن و خرابی تلفنهای كارتی و امكانات ورزشی روبهروست.
خبرنامههای داخلی دانشگاههای شهرستانی اغلب بهترین محمل انتشار مشكلات و مضایق دانشجویان خوابگاهی است. در یكی از همین خبرنامهها به نقل از سرپرست اداره كل طرحهای عمرانی وزارت علوم، آمده است كه مشكل ریشه در نبود تناسب اعتبارات عمرانی دانشگاهها و فرسودگی خوابگاهها دارد.
در خبرنامه دانشجویی دانشگاه بوعلی سینای همدان نیز دانشجویی نوشته است: دانشجویان خوابگاهی هیچ فضایی برای تفریح و سرگرمی ندارند. حتی بعضیها افسرده شدهاند. خوابگاه وسایل خنككننده ندارد. بعد از عید نمیتوانیم فضای اتاق را تحمل كنیم.
سال گذشته یكی از رسانههای داخلی در گفتگو با رئیس دانشگاه سمنان اعلام كرد كه سرانه استاندارد برای هر دانشجو در خوابگاهها 14 متر است كه نشان میدهد كشور ما با این استاندارد فاصله بسیاری دارد؛ چراكه در حال حاضر این سرانه برای پسران 76/2 متر و برای دختران 21/3 متر است.
سلف سرویس دانشگاه
خبر اعتراض دانشجویان به غذای دانشگاه آنقدر تكراری است كه كمتر خبرنگاری را وامیدارد تا از اعتراض دانشجویان به وضعیت سلف سرویسها خبر یا گزارشی بنویسد؛ اما وبلاگهای دانشجویان سرشار از شكوه و شكایت آنان از غذای دانشگاه است؛ بخصوص دانشجویانی كه در خوابگاه اقامت دارند، بیش از دانشجویان بومی از وضعیت نامطلوب غذا آسیب میبینند.
افزایش كمی دانشگاهها بدون در نظرگرفتن امكانات رفاهی و بازار كار برای دانشجویان مشكلآفریده است
یكی از دانشجویان دانشكده علوم پایه در تهران میگوید: «اگر شما هم مجبور باشید خورش قیمه بادمجان دانشكده را بخورید، سرسام میگیرید. نمیدانم این غذاها را به كجا سفارش میدهند؟ بوی بد غذا آزاردهنده است. بارها مجبور شدهایم ساندویچ بخوریم، ولی تا كی؟ هیچ مسوولی پاسخگو نیست»!
دانشجوی دیگری با تصریح این كه اعتراض ما به كیفیت غذا به معنی برخورد سیاسی نیست، میگوید: اغلب غذاها مشكل بهداشتی دارد. فضای سالن غذاخوری دانشگاه ما كافی نیست. حتی اگر غذا را گران كنند، باز هم مشكل غذای نامطلوب سلف سرویسها حمل نمیشود.
كتابخانه
«بین راهروهای تنگ و نمور كتابخانه دانشگاه كه قدم بزنی، بوی نم كتابها را حس میكنی. قفسههای انتهایی خاك گرفته است. در این كتابخانه نمیتوانی كتاب جدیدی پیدا كنی. این كتابخانه بیشتر به درد موزه میخورد تا دانشجو كه به منابع به روز احتیاج دارد.» این مطلب را دانشجوی علوم اجتماعی یكی از دانشگاههای تهران میگوید و اضافه میكند: سالن كتابخانه معمولا پر از سر و صداست، بخصوص روزهای بارانی كه جای سوزن انداختن نیست.
دانشجوی مكانیك دانشگاه آزاد هم میگوید: در دانشكده ما 700، 800 نفر دانشجو فقط 50 عدد صندلی دارند، بارها برای مطالعه به كتابخانه رفتهام، چون فضا تنگ و شلوغ بوده، در آفتاب نشستن را ترجیح دادهام.
اما دانشجوی ریاضی از دانشگاه دیگری میگوید: «تعداد كتابها كم است، در هر حوزه تعداد كتابها بسیار كم و اغلب قدیمی است. وقتی از معاونت فرهنگی دانشگاه میخواهیم كتابهای جدید برایمان بخرند، میگوید، بودجه نداریم.»
این كتابخانهها حتی از نشریات به روز خارجی خالی است. هر چند برخی دانشگاههای برتر كمتر با تنگنای كتاب و مجلات روبهرویند، اما متاسفانه امكانات فرهنگی وزارت علوم به طور عادلانه توزیع نمیشود.
كلاسها
ساختار دانشگاههای كشور حتی در بهترین وضعیت از ساختار كلاسهای استاندارد فضاهای مطلوب علمی تبعیت نمیكند. این وضعیت حتی در دانشگاههای غیرانتفاعی و پیام نور كه شهریه بیشتری از دانشجویان دریافت میكنند، بهتر نیست. وایتبردهای بدون ماژیك، در و دیوارهای كثیف كه چند سال است رنگ به خود ندیده، صندلیهای خشك و چوبی، پنجرههای بدون پرده و... كه نشان میدهد كلاسهای درس دانشگاه بیشباهت به كلاس مدرسه نیست.
«گاهی تعداد بچهها آنقدر زیاد میشود كه مجبوریم پشت سر پسرها بنشینیم، آنوقت چون قدمان كوتاهتر است، نه صدای استاد را میشنویم، نه او را میبینیم.» یكی از دانشجویان دختر دانشگاه آزاد این نكته را میگوید كه در این فضای تنگ و شلوغ و پرسروصدا حتی استادان هم از تهویه نامطلوب هوا گله میكنند، ولی كو گوش شنوا؟»!
اما تمام این مطالب بخشی از مشكلات داخلی دانشگاههاست كه با وجود افزایش تعداد ساختمانها هنوز در بسیاری از مراكز مشترك است و افزایش ظرفیت دانشگاهها بدون پشتوانه رفاهی و آموزشی نتوانسته از حجم مشكلات بكاهد. به نظر میرسد امكانات رفاهی، دانشجویی و فرهنگی در ارتقای سطح علمی دانشجویان بیتاثیر نباشد.
رشد كمی دانشگاهها، نگاهی از بیرون
صرفنظر از مشكلات داخلی دانشگاهها، هنوز بین ظرفیت فعلی پذیرش دانشجو و نیازهای آتی بازار كار تناسب و هماهنگی وجود ندارد. ادعای مسوولان وزارت علوم و سیاستگذاران نظام آموزش عالی این است كه براساس رسالت تعیین شده این وزارتخانه مسوول ارتقای آگاهی و سطح تحصیلات عمومی است و نمیتوان به صرف كمبود فرصت شغلی، افراد را از ادامه تحصیل بازداشت. عبدالرسول پورعباس، رئیس سازمان سنجش مدعی است كه افراد میتوانند با ادامه تحصیل در دانشگاه در انجام وظایف خود موفقتر باشند، به طوری كه یك مادر با تحصیلات لیسانس از مادری با میزان تحصیلات سیكل در انجام وظایف مادری موفقتر است. در حالی كه نگاه كارشناسی دیگری افزایش سطح تحصیلات را به معنی افزایش تقاضا برای ورود به بازار كار قلمداد میكند كه در صورت نبود یا كمبود فرصت شغلی و عدم پاسخگویی به جمعیت مشتاق ورود به بازار كار، سرخوردگی اجتماعی در میان جوانان افزایش مییابد.
فارغالتحصیلانی بدون مهارت شغلی
نظام آموزش چه در مقطع متوسطه یا دانشگاهی در بیشتر كشورها با اهداف خاصی طراحی شده كه مهمترین آن ارتباط با مراكز كارآفرینی و بنگاههای خدماتی و تولیدی یا كانونهای تحقیقاتی است، دانشگاه در كشورهای پیشرفته به گونهای طراحی نظام تحصیلی خود میپردازند كه ورود به آن چندان دشوار نیست، اما خروج از آن، كار هر كسی نخواهد بود، این وضعیت بویژه در مقاطع تحصیلات تكمیلی بیشتر دیده میشود. دانشجوی تمام وقت پس از فارغالتحصیلی به سطحی از مهارت میرسد كه توانایی پذیرش مسوولیتهای تخصصی را دارد، در حالی كه در ایران، دانشگاههای داخل نهتنها با مراكز و بنگاههای خدماتی، تولیدی، كارآفرینی و تحقیقاتی ارتباط اندكی دارند، بلكه ضرورت این ارتباط هم احساس نمیشود. شاید به همین خاطر دانشگاههای داخلی از نیاز روز جامعه بیخبرند و در بیشتر موارد، مهارت دانشجویان دردی از بازار كار دوا نمیكند و بسیاری از كارفرمایان، دانشآموختگان تازهوارد را افراد بیتجربهای میدانند كه از سپردن امور تخصصی به آنان ابا دارند.
www.seemorgh.com/news
