نگاهی به مفهوم فیلم فاخر در سینمای ایران و تولیداتی كه در این راستا صورت گرفته است
فیلمهای big production درواقع فیلمهایی عظیم از نظر هزینه، بازیگران و دكور و جلوههای ویژه هستند
منظور از فیلمهای فاخر، آثاری بودند كه هم big production باشند و هم از نظر مضمونی، داستانی منطبق بر مفاهیم عالی و زندگی شخصیتهای بزرگ دینی و ملی داشته باشند
راستش برخلاف خیلی از گلایهها و ناراحتیها از اینكه چرا سینمای ایران فیلمهای پرهزینه نمیسازد و برای جلوههای ویژه یا سایر بخشهای فنی فیلم هزینه نمیكند، باید اعتراف كرد كه اتفاقا میزان هزینهای كه برای ساخت فیلمهای ایرانی میشود با بازار سینمای ایران متناسب است و كاملا مبتنی بر چرخه عرضه و تقاضاست. سینمای ایران هنوز مانند آمریكا، هندوستان یا انگلستان عنوان صنعت سینما را به خود نگرفته است. در نتیجه تولید فیلم با هزینههای بالا و از آن مهمتر بدون دوراندیشی و برنامهریزی نه تنها فایدهای برایش ندارد كه حتی ممكن است باعث ورشكستگی تهیهكنندگان و بریدن كامل مردم از سینمای ایران بشود. این چند ساله اما به هر حال تب جهانی شدن سینمای ما را هم گرفته و تلاشهایی صورت گرفته تا فیلمهایی با استانداردهای فنی دنیا ساخته شود.
تعریف فیلمهای big production
فیلمهای big production درواقع فیلمهایی عظیم از نظر هزینه، بازیگران و دكور و جلوههای ویژه هستند. مثلا فیلم «ده فرمان» سیسیل ب.دمیل كه جزو یكی از مهمترین تولیدات عظیم و پرهزینه تاریخ سینما محسوب میشود، با معیارهای امروز شاید دیگر فیلم پرخرجی محسوب نشود اما در آن زمان پروژهای عظیمی برای سینما به شمار میرفت. در سینمای ایران هنوز تولیدی به این مفهوم نداشتهایم. فقط سال 1382 احمدرضا درویش با فیلم «دوئل» برای اولینبار گام مهمی در این راستا برداشت. «دوئل» اولین فیلم ایرانی بود كه بالای یكمیلیارد تومان برای ساختش هزینه شد. جلوههای ویژه فیلم از سطح سینمای ایران فراتر بود و برای اولین بار صداگذاری فیلمی در سینمای ایران در خارج از كشور و به سیستم دالبی دیجیتال صورت گرفت. یادم میآید كه همان موقع در گفت وگوی میان دو منتقد درباره فیلمهای جشنواره عنوان شد كه بهتر بود «دوئل» فیلمنامهاش را برای حك و اصلاح به خارج از كشور میفرستاد تا فیلم جذابتر شود و اینكه بهتر شدن صدای فیلم حتی به آن لطمه زده چون دیالوگهای ضعیف آن بهتر شنیده میشود!
به هر حال «دوئل» اولین فیلم مهم سینمای ایران بود كه حاضر شد برای مخاطبش بیش از شرایط معمول سینمایمان هزینه كند. كارگردانی فیلم مثالزدنی بود. داستانش هرچند در بستر جنگ تحمیلی اتفاق میافتاد اما در حقیقت ارتباطی با جنگ ندارد. قهرمان فیلم مردی به نام زینال بود كه پس از بازگشت از اسارت خاطرات گذشتهاش را مرور میکند. با شروع جنگ و آغاز حمله عراقیها، او که همسرش هانیه را از دست داده، به همراه یحیی یک گروه مقاومت محلی را سازماندهی میکند. پس از حمله بی امان هواپیماها به جمعیت آوارهای که درصدد عزیمت از منطقه جنگی هستند و انفجار قطار و تخریب ایستگاه راهآهن، سلیمه از زینال قول میگیرد که همسرش یحیی را سالم به او برگرداند. تعدادی از نیروهای دولتی که مدعیاند مأموریتی محرمانه دارند با همدستی اسکندر تصمیم میگیرند گاوصندوق به جامانده در یک واگن باری را از آن خارج کنند. براساس صحبت های آنان مشخص میشود که داخل گاوصندوق اسناد و مدارک مهمی هست که اهمیتی استراتژیک دارد. زینال به جای یحیی مسئولیت این اقدام را میپذیرد و با کمک دوستانش گاوصندوق را پیاده و در اختیار نماینده گروه میگذارند. اختلاف او و گروه اسکندر تا به آنجا ادامه می یابد که حتی یحیی هم به دفاع از آنها برمیآید.
داستان «دوئل» مایههایی از فیلمهای وسترن داشت و میتوانست همچنان كه تا آن سال پرهزینهترین فیلم سینمای ایران شده بود، پرفروشترین فیلم هم بشود اما نقاط ضعف فیلمنامه و داستان این فرصت را از آنها گرفت.
مفهوم فیلم فاخر در سینمای ایران
واژه فاخر از نیمه دوم دهه 80 وارد سینمای ایران شد. منظور از فیلمهای فاخر، آثاری بودند كه هم big production باشند و هم از نظر مضمونی، داستانی منطبق بر مفاهیم عالی و زندگی شخصیتهای بزرگ دینی و ملی داشته باشند. در تلویزیون سریالهایی چون «مختارنامه» ساخته شد و در سینما شهریار بحرانی به عنوان اولین كارگردان سراغ پروژه عظیم «ملك سلیمان» رفت. پروژهای كه برای اولینبار از متخصصان سینمای جهان برای جلوههای ویژه آن كمك گرفته شده بود. این روزها هم كه مجید مجیدی سراغ پرخرجترین فیلم تاریخ سینمای ایران تاكنون رفته و میخواهد داستان زندگی «پیامبر اسلام» را به تصویر بكشد. پروژهای كه از اسكات اندرسون، برنده جایزه اسكار در آن حضور دارند تا كارگردانان مهم سینمای ایران چون رضا میركریمی در سمت مشاور كارگردان. اما این وسط فیلم فاخر دیگری هم تولید شد كه این روزها روی پرده سینماهاست و بهنظر میرسد نمونه بسیار مناسبی از پروژههای اینچنینی باشد: فیلم «راه آبی ابریشم» به كارگردانی محمد بزرگ نیا درباره یكی از شخصیتهای تاریخ ایران و اسلام به نام شاذان است كه به همراه ناخدایی قدیمی و باتجربه برای اولینبار از آبهای خلیج فارس میگذرند تا برای تجارت به چین بروند. «راه آبی ابریشم» از امكانات مالیاش به خوبی بهره برده. جلوههای ویژه آن واقعا در حد استانداردهای جهانی است و موسیقی هنرمند هنگكنگی روی آن به خوبی نشسته است. جلوههای ویژه و بخشی از طراحی صحنه فیلم برعهده شركت لوكیشن تایلند بوده. به گفته این شركت تایلندی: « از همان ابتدا معلوم بود که این یک فیلم اکشن سریع نیست بلکه یک اثر حماسی زیبا با صحنههای خارقالعاده است. خلق و درواقع بازآفرینی دکورهای سنتی و قدیمی قسمت اساسی و مهم کار بود. این امر قطع نظر از پیدا و آماده کردن لوکیشنها، سختترین چالش گروه طراحی صحنه و لباس بود.» محمد بزرگنیا كه پیش از این با فیلم «جنگ نفتكشها» نشان داده بود كه در زمینه كار روی دریا تبحر خاصی دارد، اینجا هم صحنههای نبرد دریایی را به خوبی از كار درآورده است. مرحله پیش تولید فیلم 8 هفته و روزهای تولید هم 4 هفته به طول انجامید.(23 روز پشت سر هم فیلمبرداری بود.) «راه آبی ابریشم» به عنوان پروژهای که در لوکیشنهای مختلف فیلمبرداری میشد با بیش از 1000نفر سیاهی لشکر که همه لباسهای دستدوز پوشیده بودندآن هم در شرایطی که هوا بسیار گرم بود، کار دشواری بوده كه تیم ایرانی و تایلندی با كمك هم و با درایت كارگردان و تهیهكننده ایرانی، توانستهاند به خوبی آن از پس آن برآیند. «راه آبی ابریشم» مثال خوبی برای فیلم فاخر است كه از منابع مالیاش در راههای درستی استفاده كرده. فقط بهنظر میرسید میتوانستند به جای بهرام رادان هم از ستارهای استفاده كنند كه روی پرده درخشش بیشتری داشته باشد. درواقع میشود گفت كه تنها مشكل «راه آبی ابریشم» همان مشكل بزرگ همه پروژههای فاخر و پرهزینه ماست. كارگردانان این پروژهها آنقدر درگیر مفاهیم عالی و سوژههایشان میشوند و به قدری به صدا و تصویر و موسیقی توجه دارند كه از نكته اصلی هر فیلم، یعنی فیلمنامه غافل میشوند. بزرگنیا هم فراموش كرده كه برای جذب مخاطب اول باید داستان پركششی داشته باشد. امیدواریم كه لااقل مجید مجیدی در این دام نیفتد و از نكات دراماتیك زندگی پیامبر اسلام به خوبی استفاده كند.
فیلمهای big production درواقع فیلمهایی عظیم از نظر هزینه، بازیگران و دكور و جلوههای ویژه هستند
منظور از فیلمهای فاخر، آثاری بودند كه هم big production باشند و هم از نظر مضمونی، داستانی منطبق بر مفاهیم عالی و زندگی شخصیتهای بزرگ دینی و ملی داشته باشند
راستش برخلاف خیلی از گلایهها و ناراحتیها از اینكه چرا سینمای ایران فیلمهای پرهزینه نمیسازد و برای جلوههای ویژه یا سایر بخشهای فنی فیلم هزینه نمیكند، باید اعتراف كرد كه اتفاقا میزان هزینهای كه برای ساخت فیلمهای ایرانی میشود با بازار سینمای ایران متناسب است و كاملا مبتنی بر چرخه عرضه و تقاضاست. سینمای ایران هنوز مانند آمریكا، هندوستان یا انگلستان عنوان صنعت سینما را به خود نگرفته است. در نتیجه تولید فیلم با هزینههای بالا و از آن مهمتر بدون دوراندیشی و برنامهریزی نه تنها فایدهای برایش ندارد كه حتی ممكن است باعث ورشكستگی تهیهكنندگان و بریدن كامل مردم از سینمای ایران بشود. این چند ساله اما به هر حال تب جهانی شدن سینمای ما را هم گرفته و تلاشهایی صورت گرفته تا فیلمهایی با استانداردهای فنی دنیا ساخته شود.
تعریف فیلمهای big production
فیلمهای big production درواقع فیلمهایی عظیم از نظر هزینه، بازیگران و دكور و جلوههای ویژه هستند. مثلا فیلم «ده فرمان» سیسیل ب.دمیل كه جزو یكی از مهمترین تولیدات عظیم و پرهزینه تاریخ سینما محسوب میشود، با معیارهای امروز شاید دیگر فیلم پرخرجی محسوب نشود اما در آن زمان پروژهای عظیمی برای سینما به شمار میرفت. در سینمای ایران هنوز تولیدی به این مفهوم نداشتهایم. فقط سال 1382 احمدرضا درویش با فیلم «دوئل» برای اولینبار گام مهمی در این راستا برداشت. «دوئل» اولین فیلم ایرانی بود كه بالای یكمیلیارد تومان برای ساختش هزینه شد. جلوههای ویژه فیلم از سطح سینمای ایران فراتر بود و برای اولین بار صداگذاری فیلمی در سینمای ایران در خارج از كشور و به سیستم دالبی دیجیتال صورت گرفت. یادم میآید كه همان موقع در گفت وگوی میان دو منتقد درباره فیلمهای جشنواره عنوان شد كه بهتر بود «دوئل» فیلمنامهاش را برای حك و اصلاح به خارج از كشور میفرستاد تا فیلم جذابتر شود و اینكه بهتر شدن صدای فیلم حتی به آن لطمه زده چون دیالوگهای ضعیف آن بهتر شنیده میشود!
به هر حال «دوئل» اولین فیلم مهم سینمای ایران بود كه حاضر شد برای مخاطبش بیش از شرایط معمول سینمایمان هزینه كند. كارگردانی فیلم مثالزدنی بود. داستانش هرچند در بستر جنگ تحمیلی اتفاق میافتاد اما در حقیقت ارتباطی با جنگ ندارد. قهرمان فیلم مردی به نام زینال بود كه پس از بازگشت از اسارت خاطرات گذشتهاش را مرور میکند. با شروع جنگ و آغاز حمله عراقیها، او که همسرش هانیه را از دست داده، به همراه یحیی یک گروه مقاومت محلی را سازماندهی میکند. پس از حمله بی امان هواپیماها به جمعیت آوارهای که درصدد عزیمت از منطقه جنگی هستند و انفجار قطار و تخریب ایستگاه راهآهن، سلیمه از زینال قول میگیرد که همسرش یحیی را سالم به او برگرداند. تعدادی از نیروهای دولتی که مدعیاند مأموریتی محرمانه دارند با همدستی اسکندر تصمیم میگیرند گاوصندوق به جامانده در یک واگن باری را از آن خارج کنند. براساس صحبت های آنان مشخص میشود که داخل گاوصندوق اسناد و مدارک مهمی هست که اهمیتی استراتژیک دارد. زینال به جای یحیی مسئولیت این اقدام را میپذیرد و با کمک دوستانش گاوصندوق را پیاده و در اختیار نماینده گروه میگذارند. اختلاف او و گروه اسکندر تا به آنجا ادامه می یابد که حتی یحیی هم به دفاع از آنها برمیآید.
داستان «دوئل» مایههایی از فیلمهای وسترن داشت و میتوانست همچنان كه تا آن سال پرهزینهترین فیلم سینمای ایران شده بود، پرفروشترین فیلم هم بشود اما نقاط ضعف فیلمنامه و داستان این فرصت را از آنها گرفت.
مفهوم فیلم فاخر در سینمای ایران
واژه فاخر از نیمه دوم دهه 80 وارد سینمای ایران شد. منظور از فیلمهای فاخر، آثاری بودند كه هم big production باشند و هم از نظر مضمونی، داستانی منطبق بر مفاهیم عالی و زندگی شخصیتهای بزرگ دینی و ملی داشته باشند. در تلویزیون سریالهایی چون «مختارنامه» ساخته شد و در سینما شهریار بحرانی به عنوان اولین كارگردان سراغ پروژه عظیم «ملك سلیمان» رفت. پروژهای كه برای اولینبار از متخصصان سینمای جهان برای جلوههای ویژه آن كمك گرفته شده بود. این روزها هم كه مجید مجیدی سراغ پرخرجترین فیلم تاریخ سینمای ایران تاكنون رفته و میخواهد داستان زندگی «پیامبر اسلام» را به تصویر بكشد. پروژهای كه از اسكات اندرسون، برنده جایزه اسكار در آن حضور دارند تا كارگردانان مهم سینمای ایران چون رضا میركریمی در سمت مشاور كارگردان. اما این وسط فیلم فاخر دیگری هم تولید شد كه این روزها روی پرده سینماهاست و بهنظر میرسد نمونه بسیار مناسبی از پروژههای اینچنینی باشد: فیلم «راه آبی ابریشم» به كارگردانی محمد بزرگ نیا درباره یكی از شخصیتهای تاریخ ایران و اسلام به نام شاذان است كه به همراه ناخدایی قدیمی و باتجربه برای اولینبار از آبهای خلیج فارس میگذرند تا برای تجارت به چین بروند. «راه آبی ابریشم» از امكانات مالیاش به خوبی بهره برده. جلوههای ویژه آن واقعا در حد استانداردهای جهانی است و موسیقی هنرمند هنگكنگی روی آن به خوبی نشسته است. جلوههای ویژه و بخشی از طراحی صحنه فیلم برعهده شركت لوكیشن تایلند بوده. به گفته این شركت تایلندی: « از همان ابتدا معلوم بود که این یک فیلم اکشن سریع نیست بلکه یک اثر حماسی زیبا با صحنههای خارقالعاده است. خلق و درواقع بازآفرینی دکورهای سنتی و قدیمی قسمت اساسی و مهم کار بود. این امر قطع نظر از پیدا و آماده کردن لوکیشنها، سختترین چالش گروه طراحی صحنه و لباس بود.» محمد بزرگنیا كه پیش از این با فیلم «جنگ نفتكشها» نشان داده بود كه در زمینه كار روی دریا تبحر خاصی دارد، اینجا هم صحنههای نبرد دریایی را به خوبی از كار درآورده است. مرحله پیش تولید فیلم 8 هفته و روزهای تولید هم 4 هفته به طول انجامید.(23 روز پشت سر هم فیلمبرداری بود.) «راه آبی ابریشم» به عنوان پروژهای که در لوکیشنهای مختلف فیلمبرداری میشد با بیش از 1000نفر سیاهی لشکر که همه لباسهای دستدوز پوشیده بودندآن هم در شرایطی که هوا بسیار گرم بود، کار دشواری بوده كه تیم ایرانی و تایلندی با كمك هم و با درایت كارگردان و تهیهكننده ایرانی، توانستهاند به خوبی آن از پس آن برآیند. «راه آبی ابریشم» مثال خوبی برای فیلم فاخر است كه از منابع مالیاش در راههای درستی استفاده كرده. فقط بهنظر میرسید میتوانستند به جای بهرام رادان هم از ستارهای استفاده كنند كه روی پرده درخشش بیشتری داشته باشد. درواقع میشود گفت كه تنها مشكل «راه آبی ابریشم» همان مشكل بزرگ همه پروژههای فاخر و پرهزینه ماست. كارگردانان این پروژهها آنقدر درگیر مفاهیم عالی و سوژههایشان میشوند و به قدری به صدا و تصویر و موسیقی توجه دارند كه از نكته اصلی هر فیلم، یعنی فیلمنامه غافل میشوند. بزرگنیا هم فراموش كرده كه برای جذب مخاطب اول باید داستان پركششی داشته باشد. امیدواریم كه لااقل مجید مجیدی در این دام نیفتد و از نكات دراماتیك زندگی پیامبر اسلام به خوبی استفاده كند.
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: tehrooz.com
مطالب پیشنهادی:
عکسهای دیدنی از «راه آبی ابریشم»
دست به دست شدن مشعل فیلمهای میلیاردی
درباره فیلم «زندگی با چشمان بسته»
آلزایمر؛ روایتی از ذبح ذهنی و عینی حقیقت
وقتی کپی برابر اصل نیست!
منبع: tehrooz.com
مطالب پیشنهادی:
عکسهای دیدنی از «راه آبی ابریشم»
دست به دست شدن مشعل فیلمهای میلیاردی
درباره فیلم «زندگی با چشمان بسته»
آلزایمر؛ روایتی از ذبح ذهنی و عینی حقیقت
وقتی کپی برابر اصل نیست!
