نگاهی به آدمهای فیلم «زنان ونوسی؛ مردان مریخی» و زندگیهای آنها
زنان ونوسی... فیلمی است كه در قالب طنزی اغراق شده، اشتباهات زنان و مردان در ارتباطات و زندگی زناشوییشان را به تصویر میكشد. دنیای این فیلم، دنیای آدمهایی است كه زندگیشان را با اشتباهات بسیار و بدون تصمیمگیریهای بالغانه پیش میبرند.
اگر چه جانگری، روانشناس مشهور، در كتابش از تفاوتهای زنان و مردان و سوء تفاهمهای میانشان میگوید اما زنان ونوسی و مردان مریخی كه نامش را از كتاب او گرفته شباهت زیادی به حرفهای جان گری ندارد. زنان ونوسی... فیلمی است كه در قالب طنزی اغراق شده، اشتباهات زنان و مردان در ارتباطات و زندگی زناشوییشان را به تصویر میكشد. دنیای این فیلم، دنیای آدمهایی است كه زندگیشان را با اشتباهات بسیار و بدون تصمیمگیریهای بالغانه پیش میبرند و هر كدام میتوانند نماینده گروهی از ما باشند. همین جمع آدمهای پر اشتباه بهانه ما شد تا با بررسی شخصیت هر یك از نقشهای فیلم، از یك اشتباه رایج زنانه یا مردانه صحبت كنیم و چند جملهای در مورد راههای پیشگیری از شایعترین اشتباهاتمان بگوییم.
شخصیتهای فیلم
سیمین یك زن بیمنطق است. هیچ كاری به خانه و خانهداری ندارد و خودش را وارد حساب و كتابهای مالی زندگی نمیكند. همسرش مجبور است برای سفرهای مجردی او نزول بگیرد و كارهای خانه را انجام دهد تا سیمین آرام بماند.
سعید یك مرد منفعل است. از آن آدمهایی كه توی هر ظرفی كه بگیریدشان شكل همان ظرف را بهخود میگیرند. زورگوییهای زنش را به جان میخرد و هنوز هم فكر میكند كه خوشبختترین مرد جهان است.
مرجان از آن زنهای رویایی است كه زندگیشان با كتابهای رنگارنگ روانشناسی میگذرد. از آن زنها كه میخواهند توصیههای روانشناسی را با تمام جزئیات و در همه لحظهها رعایت كنند و خودشان را قربانی خوشبختی همسرشان كنند.
مادر سیمین یك زن نیمهمستبد است؛ زنی كه بهدلیلی نامعلوم بدون همسرش زندگی میكند و به بچههای كوچك و بزرگش یاد میدهد كه چطور زندگی را ببرند و همسرشان را در مشتشان بگیرند.
پدر مرجان میخواهد همه جا پشت دختر زودباور و سادهاش بایستد. او كه فكر میكند دخترش از عهده دفاع از خودش بر نمیآید، خودش به میدان میآید و باعث میشود كه دختر جوانش تجربه 3جدایی و 4 ازدواج را در كارنامه داشته باشد.
مهران از آن مردهایی است كه در حرف علیه همه زنان جهانند و در عمل آرزوی یك ازدواج رویایی را دارند. بهنظر او سعید یك زن ذلیل تمام عیار است كه باید هر چه زودتر از این چشمگفتنها دست بردارد و زنش را سرجایش بنشاند.
سیمین؛ زنی كه همیشه شك دارد
حضور سیمین در فیلم با شكهایش شروع میشود. او فكر میكند همسری كه توی مشتش گرفته ممكن است هر لحظه از دستش فرار كند و به همین دلیل ثانیه به ثانیه او را چك میكند. بهنظر او راز موفقیت ازدواجش این است كه لحظهای هم همسرش را آزاد نمیگذارد و با ریختن كارهای خانه و بیرون روی سرش و همینطور همیشه بدهكار نگه داشتنش فرصت فكر كردن به خیانت را هم به همسرش نمیدهد.
اشتباه سیمین: مردها را باید كاملا كنترل كرد
در زندگی واقعی سیمینها كم نیستند، زنانی كه بیدلیل و حتی با وجود اینكه میدانند یك زندگی تمام عیار دارند، باز هم به همسرشان شك میكنند و مرتب در حال كنترل او هستند. این زنان فكر میكنند اگر لحظهای دست از مراقبت بردارند همه چیز به هم میریزد و تا همسرشان را زیر سلطه خود در نیاورند نمیتوانند مانع از خیانتش شوند. اما واقعیت این است كه شما با هیچ كدام از این رفتارها نمیتوانید مانع خیانت شوید. روان شناسان اكیدا توصیه میكنند سعی نكنید با زورگویی و كنترل كردنهای غیرعادی زندگی مشتركتان را نجات دهید. شما باید یك سری قانونها در زندگی مشتركتان داشته باشید كه هم همسرتان به آنها وفادار است و هم خودتان. تا زمانی كه زندگیتان مطابق این قانونهای مشترك پیش میرود دلیلی برای حساسیت وجود نخواهد داشت. اگر فكر میكنید بیدلیل در این مورد نگرانید بهتر است به یك متخصص مراجعه كنید و اگر هم به اندازه كافی دلیل و مدرك دارید و مدتهاست كه احساس میكنید خیلی چیزها بین شما تغییر كرده، بهتر است با او صحبت كنید و بگویید كه نسبت به ادامه زندگی مشتركتان نگران هستید و اگر او خودش را بیگناه میداند باید این شكها را برطرف كند و بیگناهیاش را به مرور زمان به شما نشان دهد.
اگر همسرتان فكر كند كه شما مثل یك كارآگاه بهدنبال او هستید و مثل یك بازجو از او جواب میخواهید مطمئن باشید این آغاز فاصله بین شما و همسرتان است. برای فهمیدن اینكه همسرتان به شما خیانت میكند، هیچ دلیل قطعی یا قانون خاصی وجود ندارد و خیلی اوقات مردانی كه خیانت كرده اند، هیچ ردپایی برای مشكوك شدن از خودشان به جا نگذاشتهاند، پس به عرصه خصوصی زندگی همسرتان مثل تلفن همراه یا صندوق ایمیلش سرك نكشید و خانه را برایش ناامن نكنید. اینكه او فكر كند در نبودش لباسهایش را گشتهاید و سراغ كیف شخصیاش رفتهاید میتواند اعتماد را از زندگی مشتركتان بیرون كند. یادتان نرود كه به همان اندازه خطا كار بودن او احتمال دارد كه هیچ خطایی از همسرتان سر نزده باشد. اگر اینطور باشد او با دیدن شكهای شما اعتمادش را به این رابطه از دست خواهد داد و تلاشهایی كه برای زندگی مشتركتان میكند را بیمعنا خواهد دانست.
سعید، اشتباهات همسرش را نمیبیند
سعید مردی همیشه خوش بخت است. تا زمانی كه با سیمین زیر یك سقف زندگی میكند عاشق همسر و زندگیاش است و فكر میكند برای بهتر شدن رفتارهای سیمین تنها كافی است كه دستوراتش را اجرا كند و به او فرصت دهد. زمانی هم كه بعد از مرگ ظاهری سیمین با مرجان ازدواج میكند باز هم خودش را خوشبختترین مرد جهان میداند و با وجود اینكه 2 زن اصلی زندگیاش شخصیتهایی كاملا متفاوت دارند، عاشق هردویشان میشود.
اشتباه سعید: همسرم را هرطور كه باشد دوست دارم
این تصور اشتباه تنها گریبان زنها را نمیگیرد بلكه در بسیاری مواقع مردانی مثل سعید را با خود درگیر میكند. خیلی اوقات ما عشق را با احساسات دیگر اشتباه میگیریم. عادت، وابستگی، ترس از تنهایی، هوس و... همگی میتوانند در ذهن ما بهعنوان عشق مجسم شوند و حتی با گذشت زمان در وجودمان ریشه بگیرند و ماندگار شوند.
شناختن مرز دوست داشتن با این احساسات ساده نیست. بهترین راه برای اینكه بدانید زنی را واقعا دوست دارید یا نه این است كه تعریفی از دوست داشتن برای خودتان مشخص كنید. یك قلم و كاغذ بردارید و تعریفی از همسر ایدهآلتان را روی آن بنویسید. این تعریف شامل چند ویژگی خواهد بود كه دوست دارید همسرتان داشته باشد. بعد از نوشتن این معیارها، آنها را اولویتبندی كنید. كدامشان برایتان مهمتر است و نمیتوانید از آنها صرفنظر كنید و كدامشان قابل چشم پوشی هستند؟
وقتی كه تكلیفتان با خودتان روشن شد، نگاهی به فردی بیندازید كه فكر میكنید دوستش دارید و میخواهید با او ازدواج كنید. ویژگیهایش را روی كاغذ بنویسید هم مثبتها را و هم منفیها را. او تا چه اندازه ویژگیهایی كه دوست دارید همسرتان داشته باشد را دارد و چه رفتارها و ویژگیهایی دارد كه نمیتواند برایتان قابل پذیرش و تحمل باشد؟
اگر شما در حسی كه برای خودتان ساختهاید غرق شدهاید و با وجود تمامیاین نوشتهها نمیتوانید از پس احساستان بربیایید، بهتر است از یك متخصص كمك بگیرید تا اگر حس دیگری به غیراز عشق، شما را به او پیوند زده بشناسید و مقابلش بایستید.
مرجان؛ زنی كه خودش را فدا میكند
مرجان میخواهد یك زن ایدهآل باشد. زنی كه با بله قربان گفتن دل شوهرش را به دست میآورد. روزهای اول زندگیاش با سعید هر روز خودش را به شكل یك زن در میآورد و از ترس اینكه همسرش بهخاطر علاقه به زن دیگری او را تنها بگذارد میخواهد كه نقش 10 زن را برای شوهرش بازی كند. او 3 بار طلاق گرفته و به خاطر اینكه دوباره زندگیاش را از دست ندهد، خواستههای هر 3 مرد قبلی را برای همسر چهارمش برآورده میكند
اشتباه مرجان: من بدون تو وجود ندارم
زندگی مشترك بدون سازگاری و كنار آمدن معنای مشترك بودنش را از دست میدهد اما این سازگاریها هیچ ارتباطی به فراموش كردن شخصیت و خواستههای خود ندارد.
گرچه خیلی از زنها مانند مرجان گمان میكنند با فداكاری تمام و كمال میتوانند یك مرد را عاشق خود كنند اما واقعیت این است كه مردها دوست دارند همسرشان عقاید و نظرات خودش را داشته باشد. آنها به استقلال فكری همسرشان اهمیت میدهند و گرایشی به زنانی كه خود را در زندگی مشترك حل میكنند و خواستههای مردشان را بیچون و چرا و بردهوار میپذیرند ندارند. مردها اهمیت زیادی به زنان با اعتماد به نفس میدهند و دوست دارند به جای یك زن منفعل كه هیچ نظر و عقیدهای از خود ندارد، یك زن منطقی داشته باشند كه نظرهای مختلفش را هم با منطق و آرامش بیان میكند و به جای تایید همیشگی نظر همسرش، یك تصمیم منطقی و مشترك كه از دل گفتوگو بیرون آمده را میگیرد.
برخلاف تصوری كه برخی زنها دارند و آن را نسل به نسل هم منتقل میكنند، مردها به خانه مشتركشان بهعنوان یك رستوران یا هتل نگاه نمیكنند بلكه دوست دارند همسرشان برای آنها نقش یك دوست و همراه را بازی كند؛ همراهی كه ممكن است به خاطر اقتضائات زندگی مشترك، بخش خاصی از مسئولیتهای خانه را هم بهعهده گرفته باشد. آنها دوست دارند همسرشان دوشادوش آنها برای ساختن یك زندگی موفق تلاش كند و بار تصمیمگیریها همیشه به دوش آنها نباشد.شما ممكن است خیلی از خواستههایتان را به نفع زندگی مشتركتان كنار بگذارید اما قطعا همیشه مواردی وجود دارد كه نمیتوانید به راحتی از آنها صرفنظر كنید. با همسرتان در مورد این موارد صحبت كنید و با دلایلتان اهمیت این موضوعات را برایش توضیح دهید. هرگز در این زندگی ذوب نشوید و سعی كنید داشتههایتان را در خدمت زندگی مشترك درآورید نه اینكه و با رفتن زیر یك سقف همه آنها را فراموش كنید.
مادر سیمین؛ زنی كه با مردها میجنگد
او دوست دارد یك زن مقتدر باشد و دخترانش را هم مثل خودش بار بیاورد. او به دختران نوجوانش یاد میدهد كه چطور در آینده همسرشان را توی چنگشان بگیرند و موفقیت سیمین را در ازدواجش تحسین میكند. از نظر او زن موفق زنی است كه با مردها كنار نمیآید و به جای ساختن یك زندگی برابر، بر زندگیاش مسلط میشود. مادر فكر میكند زن موفق زنی است كه همیشه حرف اول و آخر را در خانه میزند
اشتباه مادر: زندگی را توی مشتت بگیر
زنهایی مثل او گاهی تا پایان زندگیشان هم از این تصور دست بر نمیدارند و با وجود شكستهای عاطفی و مشكلاتی كه با آن روبهرو میشوند، حاضر نیستند از این قانون سلطهجویانه كوتاه بیایند. اگر شما هم مانند او فكر میكنید، باید ابتدا مشخص كنید كه بهدنبال چه زندگیای هستید. دوست دارید بر همه چیز سلطه داشته باشید و تمام روزتان را بر یك نفر ریاست كنید یا دنبال یك زندگی مشترك و حمایت مردی هستید كه شما را دوست دارد و نه به خاطر ترس از واكنشهایتان بلكه به خاطر احترام به ارتباطتان حد و مرزهای زندگی مشتركتان را رعایت میكند.
هیچ كسی دوست ندارد زندگیاش را با مورد امر و نهی قرار گرفتن بگذراند.حق همسر شماست كه بعد از ازدواج هم علائق شخصی خود را داشته باشد و بهخاطر آنها مورد احترام قرار گیرد. اگر قصد ازدواج دارید و فكر میكنید كه یكسری از رفتارها و ویژگیهای همسرتان برایتان قابل تحمل نیست، در كمال آرامش با او صحبت كنید و بگویید كه اگر این رفتارها در آینده هم ادامه پیدا كنند، برای زندگیتان دردسرساز خواهند شد اما اگر با آگاهی از تمام ویژگیهای شخصیتی او را پذیرفتهاید، دلیلی ندارد كه به خاطر هر كدامشان تحقیرش كنید. یكی از بزرگترین اشتباهاتی كه میتوانید مرتكب شوید این است كه شخصیت پیشین همسرتان را از او بگیرید و بخواهید او را به نمونه كپی شده خود تبدیل كنید یا خواستههایتان را به او تحمیل كنید. فراموش نكنید كه چه كسی را انتخاب كردهاید و سعی نكنید كه زمام زندگی را با امر و نهی و واكنشهای تند به دست بگیرید. یادتان نرود، زندگی خیابانی دوطرفه است و هر دوی شما حق گذشت از آن را ( آن هم در كنار هم نه در مقابل هم) دارید.
مهران، دوست دارد رئیس خانه باشد
مهران از تلاش برای سر عقل آوردن او دست بر نمیدارد. به سعید میگوید اگر یك بچه بیاورد و همه كارها را سر زنش بریزد، زندگیاش زیر و رو میشود؛ «تا كی میخواهی به این وضعیت ادامه دهی و اجازه دهی كه زنت مدام توی كارهای تو سرك بكشد.» بهنظر او سعید نمونه یك مرد زن ذلیل است كه آبروی تمام مردها را میبرد.
اشتباه مهران : مرد باید به زندگیاش سلطه داشته باشد
همان اتفاقی كه برای زنانی مثل مادر سیمین میافتد ممكن است برای خیلی مردها هم پیش بیاید. تصور اینكه زندگی مشترك میدان رقابت است و تنها با تاك تیكهای پیچیده و پنهانی میتوان در این میدان پیروز شد، یكی دیگر از اشتباهات دنیای زناشویی است. اگر شما از آن دسته آدمهایی هستید كه تمام روزشان را به صفآرایی مقابل همسرشان میگذرانند، بهتر است شیوه زندگیتان را تغییر دهید و با همراهی و البته درایتتان آرامش واقعی را تجربه كنید.
بسیاری مردها فكر میكنند، مدام در معرض سوءاستفاده همسرشان قرار دارند و اگر لحظهای غفلت كنند، عنان زندگی را از دست میدهند و هر چه ساختهاند بر باد میرود. برای خلاص شدن از این تصور آزار دهنده باید به همان اصل قانون های مشترك برگردید. به جای وضع محدودیت ها برای چنین ارتباطی، با همسرتان در مورد شرایط زندگی تان صحبت كنید و برای وظایف و مسئولیت هایتان یك محدوده تعریف كنید. محدوده عادلانه ای كه هر دوی شما با آن موافقید و برای استحكام زندگی تان با دل و جان رعایتش میكنید.
این جمله را از زبان خیلی از مرد ها میشنویم « همه زن ها مثل همند ...» اما به جای پیروی از این قاعده های بی معنا و قبل ازگرفتن تصمیم های افراطی، باید نگاهی به همسر آینده یا فردی كه حالا زیر یك سقف با او زندگی میكنید بیندازید. نشانه ها را جدی بگیرید و قدر هر فرصتی كه او برای نشان دادن حسن نیتش ا زآن استفاده میكند را بدانید. گمان نكنید كه با رفتارهایش به شما باج میدهد، چرا كه او تنها میخواهد شرایط را برای رابطه ای آرام فراهم كند، پس با او در ساختن این آرامش سهیم شوید.
به جای ادامه دادن به این وضعیت، ترسهایتان را با هم در میان بگذارید و به طرف مقابلتان برای نشان دادن حسن نیتش فرصت دهید. دست از توهم توطئه داشتن بردارید، همسرتان را آنطور كه هست ببینید و نه آنطور كه فكر میكنید بعضی زنها هستند.
پدر مرجان، به جای دخترش تصمیم میگیرد
پدر مرجان مدیر یك كارخانه است. به محض اینكه فكر میكند سعید زندگی دخترش را خراب كرده تمام حمایتهای مالی و غیرمالیاش را حذف میكند تا درس خوبی به داماد بدهد و زندگی دخترش را نجات دهد. او پیش از این 3 بار طلاق دخترش را گرفته و فكر میكند كه اگر این بار هم داماد پایش را كج بگذارد باید دخترش را از خانه او بیرون بیاورد.
اشتباه پدر: دخترم صلاح خودش را نمیداند
درست است كه او بهعنوان یك پدر، با دیدن مشكلات زندگی دخترش ناآرام میشود و فكر میكند چون راه درست را میداند باید خودش وارد عمل شود اما واقعیت این است كه هیچ راهی مطلقا درست یا غلط نیست. اگر شما هم مانند او میبینید كه دخترتان با مشكلاتی در زندگی مشتركش روبهرو است تنها كنار او باشید و به او نشان دهید كه درصورت هر اتفاقی او را حمایت میكنید.
به جای سرزنش كردنهای بیوقفه به او زمان دهید كه مشكلاتش را درك كند و راهحلهایی كه گمان كرده كارساز هستند را امتحان كند. به جای پرسش و پاسخهای مداوم در مورد مشكلاتش و دلایل رفتارهای شوهرش، به او فرصت دهید كه موضوع را خودش با شما مطرح كند. زمانی كه سراغتان آمد و نگرانیهایش را بیان كرد ابتدا با آرامش گوش كرده و بعد راه حلهایی كه بهنظرتان میرسد را مطرح كنید. اگر فكر میكنید كه او گوشش به این حرفها بدهكار نیست، بدون سرزنش و در آرامش از او بخواهید كه یك متخصص را ببیند. شاید بد نباشد خودتان هم با یك مشاور صحبت كنید و آگاهیتان را نسبت به مشكلات دخترتان، دلایلش و راهحلهایش بیشتر كنید. او را به سمت جدایی پیش نبرید و تا زمانی كه كاملا این موضوع را نپذیرفته و خودش آن را مطرح نكرده است، برای بازگرداندن او به دنیای مجردی تلاش نكنید.
اگر مایل هستید میتوانید یك گفتوگوی بدون بحث و تهدید را با دامادتان ترتیب دهید. نگرانیهایتان را بهعنوان یك پدر مطرح كنید و به دلایلش توجه كنید. آیا واقعا زندگیشان آنطور كه شما فكر میكنید به سراشیبی افتاده یا اینكه شما به دلیل علاقه به دخترتان بخشی از ماجرا را نمیبینید؟
زنان ونوسی... فیلمی است كه در قالب طنزی اغراق شده، اشتباهات زنان و مردان در ارتباطات و زندگی زناشوییشان را به تصویر میكشد. دنیای این فیلم، دنیای آدمهایی است كه زندگیشان را با اشتباهات بسیار و بدون تصمیمگیریهای بالغانه پیش میبرند.
اگر چه جانگری، روانشناس مشهور، در كتابش از تفاوتهای زنان و مردان و سوء تفاهمهای میانشان میگوید اما زنان ونوسی و مردان مریخی كه نامش را از كتاب او گرفته شباهت زیادی به حرفهای جان گری ندارد. زنان ونوسی... فیلمی است كه در قالب طنزی اغراق شده، اشتباهات زنان و مردان در ارتباطات و زندگی زناشوییشان را به تصویر میكشد. دنیای این فیلم، دنیای آدمهایی است كه زندگیشان را با اشتباهات بسیار و بدون تصمیمگیریهای بالغانه پیش میبرند و هر كدام میتوانند نماینده گروهی از ما باشند. همین جمع آدمهای پر اشتباه بهانه ما شد تا با بررسی شخصیت هر یك از نقشهای فیلم، از یك اشتباه رایج زنانه یا مردانه صحبت كنیم و چند جملهای در مورد راههای پیشگیری از شایعترین اشتباهاتمان بگوییم.
شخصیتهای فیلم






سیمین؛ زنی كه همیشه شك دارد
حضور سیمین در فیلم با شكهایش شروع میشود. او فكر میكند همسری كه توی مشتش گرفته ممكن است هر لحظه از دستش فرار كند و به همین دلیل ثانیه به ثانیه او را چك میكند. بهنظر او راز موفقیت ازدواجش این است كه لحظهای هم همسرش را آزاد نمیگذارد و با ریختن كارهای خانه و بیرون روی سرش و همینطور همیشه بدهكار نگه داشتنش فرصت فكر كردن به خیانت را هم به همسرش نمیدهد.
اشتباه سیمین: مردها را باید كاملا كنترل كرد
در زندگی واقعی سیمینها كم نیستند، زنانی كه بیدلیل و حتی با وجود اینكه میدانند یك زندگی تمام عیار دارند، باز هم به همسرشان شك میكنند و مرتب در حال كنترل او هستند. این زنان فكر میكنند اگر لحظهای دست از مراقبت بردارند همه چیز به هم میریزد و تا همسرشان را زیر سلطه خود در نیاورند نمیتوانند مانع از خیانتش شوند. اما واقعیت این است كه شما با هیچ كدام از این رفتارها نمیتوانید مانع خیانت شوید. روان شناسان اكیدا توصیه میكنند سعی نكنید با زورگویی و كنترل كردنهای غیرعادی زندگی مشتركتان را نجات دهید. شما باید یك سری قانونها در زندگی مشتركتان داشته باشید كه هم همسرتان به آنها وفادار است و هم خودتان. تا زمانی كه زندگیتان مطابق این قانونهای مشترك پیش میرود دلیلی برای حساسیت وجود نخواهد داشت. اگر فكر میكنید بیدلیل در این مورد نگرانید بهتر است به یك متخصص مراجعه كنید و اگر هم به اندازه كافی دلیل و مدرك دارید و مدتهاست كه احساس میكنید خیلی چیزها بین شما تغییر كرده، بهتر است با او صحبت كنید و بگویید كه نسبت به ادامه زندگی مشتركتان نگران هستید و اگر او خودش را بیگناه میداند باید این شكها را برطرف كند و بیگناهیاش را به مرور زمان به شما نشان دهد.
اگر همسرتان فكر كند كه شما مثل یك كارآگاه بهدنبال او هستید و مثل یك بازجو از او جواب میخواهید مطمئن باشید این آغاز فاصله بین شما و همسرتان است. برای فهمیدن اینكه همسرتان به شما خیانت میكند، هیچ دلیل قطعی یا قانون خاصی وجود ندارد و خیلی اوقات مردانی كه خیانت كرده اند، هیچ ردپایی برای مشكوك شدن از خودشان به جا نگذاشتهاند، پس به عرصه خصوصی زندگی همسرتان مثل تلفن همراه یا صندوق ایمیلش سرك نكشید و خانه را برایش ناامن نكنید. اینكه او فكر كند در نبودش لباسهایش را گشتهاید و سراغ كیف شخصیاش رفتهاید میتواند اعتماد را از زندگی مشتركتان بیرون كند. یادتان نرود كه به همان اندازه خطا كار بودن او احتمال دارد كه هیچ خطایی از همسرتان سر نزده باشد. اگر اینطور باشد او با دیدن شكهای شما اعتمادش را به این رابطه از دست خواهد داد و تلاشهایی كه برای زندگی مشتركتان میكند را بیمعنا خواهد دانست.
سعید، اشتباهات همسرش را نمیبیند
سعید مردی همیشه خوش بخت است. تا زمانی كه با سیمین زیر یك سقف زندگی میكند عاشق همسر و زندگیاش است و فكر میكند برای بهتر شدن رفتارهای سیمین تنها كافی است كه دستوراتش را اجرا كند و به او فرصت دهد. زمانی هم كه بعد از مرگ ظاهری سیمین با مرجان ازدواج میكند باز هم خودش را خوشبختترین مرد جهان میداند و با وجود اینكه 2 زن اصلی زندگیاش شخصیتهایی كاملا متفاوت دارند، عاشق هردویشان میشود.
اشتباه سعید: همسرم را هرطور كه باشد دوست دارم
این تصور اشتباه تنها گریبان زنها را نمیگیرد بلكه در بسیاری مواقع مردانی مثل سعید را با خود درگیر میكند. خیلی اوقات ما عشق را با احساسات دیگر اشتباه میگیریم. عادت، وابستگی، ترس از تنهایی، هوس و... همگی میتوانند در ذهن ما بهعنوان عشق مجسم شوند و حتی با گذشت زمان در وجودمان ریشه بگیرند و ماندگار شوند.
شناختن مرز دوست داشتن با این احساسات ساده نیست. بهترین راه برای اینكه بدانید زنی را واقعا دوست دارید یا نه این است كه تعریفی از دوست داشتن برای خودتان مشخص كنید. یك قلم و كاغذ بردارید و تعریفی از همسر ایدهآلتان را روی آن بنویسید. این تعریف شامل چند ویژگی خواهد بود كه دوست دارید همسرتان داشته باشد. بعد از نوشتن این معیارها، آنها را اولویتبندی كنید. كدامشان برایتان مهمتر است و نمیتوانید از آنها صرفنظر كنید و كدامشان قابل چشم پوشی هستند؟
وقتی كه تكلیفتان با خودتان روشن شد، نگاهی به فردی بیندازید كه فكر میكنید دوستش دارید و میخواهید با او ازدواج كنید. ویژگیهایش را روی كاغذ بنویسید هم مثبتها را و هم منفیها را. او تا چه اندازه ویژگیهایی كه دوست دارید همسرتان داشته باشد را دارد و چه رفتارها و ویژگیهایی دارد كه نمیتواند برایتان قابل پذیرش و تحمل باشد؟
اگر شما در حسی كه برای خودتان ساختهاید غرق شدهاید و با وجود تمامیاین نوشتهها نمیتوانید از پس احساستان بربیایید، بهتر است از یك متخصص كمك بگیرید تا اگر حس دیگری به غیراز عشق، شما را به او پیوند زده بشناسید و مقابلش بایستید.
مرجان؛ زنی كه خودش را فدا میكند
مرجان میخواهد یك زن ایدهآل باشد. زنی كه با بله قربان گفتن دل شوهرش را به دست میآورد. روزهای اول زندگیاش با سعید هر روز خودش را به شكل یك زن در میآورد و از ترس اینكه همسرش بهخاطر علاقه به زن دیگری او را تنها بگذارد میخواهد كه نقش 10 زن را برای شوهرش بازی كند. او 3 بار طلاق گرفته و به خاطر اینكه دوباره زندگیاش را از دست ندهد، خواستههای هر 3 مرد قبلی را برای همسر چهارمش برآورده میكند
اشتباه مرجان: من بدون تو وجود ندارم
زندگی مشترك بدون سازگاری و كنار آمدن معنای مشترك بودنش را از دست میدهد اما این سازگاریها هیچ ارتباطی به فراموش كردن شخصیت و خواستههای خود ندارد.
گرچه خیلی از زنها مانند مرجان گمان میكنند با فداكاری تمام و كمال میتوانند یك مرد را عاشق خود كنند اما واقعیت این است كه مردها دوست دارند همسرشان عقاید و نظرات خودش را داشته باشد. آنها به استقلال فكری همسرشان اهمیت میدهند و گرایشی به زنانی كه خود را در زندگی مشترك حل میكنند و خواستههای مردشان را بیچون و چرا و بردهوار میپذیرند ندارند. مردها اهمیت زیادی به زنان با اعتماد به نفس میدهند و دوست دارند به جای یك زن منفعل كه هیچ نظر و عقیدهای از خود ندارد، یك زن منطقی داشته باشند كه نظرهای مختلفش را هم با منطق و آرامش بیان میكند و به جای تایید همیشگی نظر همسرش، یك تصمیم منطقی و مشترك كه از دل گفتوگو بیرون آمده را میگیرد.
برخلاف تصوری كه برخی زنها دارند و آن را نسل به نسل هم منتقل میكنند، مردها به خانه مشتركشان بهعنوان یك رستوران یا هتل نگاه نمیكنند بلكه دوست دارند همسرشان برای آنها نقش یك دوست و همراه را بازی كند؛ همراهی كه ممكن است به خاطر اقتضائات زندگی مشترك، بخش خاصی از مسئولیتهای خانه را هم بهعهده گرفته باشد. آنها دوست دارند همسرشان دوشادوش آنها برای ساختن یك زندگی موفق تلاش كند و بار تصمیمگیریها همیشه به دوش آنها نباشد.شما ممكن است خیلی از خواستههایتان را به نفع زندگی مشتركتان كنار بگذارید اما قطعا همیشه مواردی وجود دارد كه نمیتوانید به راحتی از آنها صرفنظر كنید. با همسرتان در مورد این موارد صحبت كنید و با دلایلتان اهمیت این موضوعات را برایش توضیح دهید. هرگز در این زندگی ذوب نشوید و سعی كنید داشتههایتان را در خدمت زندگی مشترك درآورید نه اینكه و با رفتن زیر یك سقف همه آنها را فراموش كنید.
مادر سیمین؛ زنی كه با مردها میجنگد
او دوست دارد یك زن مقتدر باشد و دخترانش را هم مثل خودش بار بیاورد. او به دختران نوجوانش یاد میدهد كه چطور در آینده همسرشان را توی چنگشان بگیرند و موفقیت سیمین را در ازدواجش تحسین میكند. از نظر او زن موفق زنی است كه با مردها كنار نمیآید و به جای ساختن یك زندگی برابر، بر زندگیاش مسلط میشود. مادر فكر میكند زن موفق زنی است كه همیشه حرف اول و آخر را در خانه میزند
اشتباه مادر: زندگی را توی مشتت بگیر
زنهایی مثل او گاهی تا پایان زندگیشان هم از این تصور دست بر نمیدارند و با وجود شكستهای عاطفی و مشكلاتی كه با آن روبهرو میشوند، حاضر نیستند از این قانون سلطهجویانه كوتاه بیایند. اگر شما هم مانند او فكر میكنید، باید ابتدا مشخص كنید كه بهدنبال چه زندگیای هستید. دوست دارید بر همه چیز سلطه داشته باشید و تمام روزتان را بر یك نفر ریاست كنید یا دنبال یك زندگی مشترك و حمایت مردی هستید كه شما را دوست دارد و نه به خاطر ترس از واكنشهایتان بلكه به خاطر احترام به ارتباطتان حد و مرزهای زندگی مشتركتان را رعایت میكند.
هیچ كسی دوست ندارد زندگیاش را با مورد امر و نهی قرار گرفتن بگذراند.حق همسر شماست كه بعد از ازدواج هم علائق شخصی خود را داشته باشد و بهخاطر آنها مورد احترام قرار گیرد. اگر قصد ازدواج دارید و فكر میكنید كه یكسری از رفتارها و ویژگیهای همسرتان برایتان قابل تحمل نیست، در كمال آرامش با او صحبت كنید و بگویید كه اگر این رفتارها در آینده هم ادامه پیدا كنند، برای زندگیتان دردسرساز خواهند شد اما اگر با آگاهی از تمام ویژگیهای شخصیتی او را پذیرفتهاید، دلیلی ندارد كه به خاطر هر كدامشان تحقیرش كنید. یكی از بزرگترین اشتباهاتی كه میتوانید مرتكب شوید این است كه شخصیت پیشین همسرتان را از او بگیرید و بخواهید او را به نمونه كپی شده خود تبدیل كنید یا خواستههایتان را به او تحمیل كنید. فراموش نكنید كه چه كسی را انتخاب كردهاید و سعی نكنید كه زمام زندگی را با امر و نهی و واكنشهای تند به دست بگیرید. یادتان نرود، زندگی خیابانی دوطرفه است و هر دوی شما حق گذشت از آن را ( آن هم در كنار هم نه در مقابل هم) دارید.
مهران، دوست دارد رئیس خانه باشد
مهران از تلاش برای سر عقل آوردن او دست بر نمیدارد. به سعید میگوید اگر یك بچه بیاورد و همه كارها را سر زنش بریزد، زندگیاش زیر و رو میشود؛ «تا كی میخواهی به این وضعیت ادامه دهی و اجازه دهی كه زنت مدام توی كارهای تو سرك بكشد.» بهنظر او سعید نمونه یك مرد زن ذلیل است كه آبروی تمام مردها را میبرد.
اشتباه مهران : مرد باید به زندگیاش سلطه داشته باشد
همان اتفاقی كه برای زنانی مثل مادر سیمین میافتد ممكن است برای خیلی مردها هم پیش بیاید. تصور اینكه زندگی مشترك میدان رقابت است و تنها با تاك تیكهای پیچیده و پنهانی میتوان در این میدان پیروز شد، یكی دیگر از اشتباهات دنیای زناشویی است. اگر شما از آن دسته آدمهایی هستید كه تمام روزشان را به صفآرایی مقابل همسرشان میگذرانند، بهتر است شیوه زندگیتان را تغییر دهید و با همراهی و البته درایتتان آرامش واقعی را تجربه كنید.
بسیاری مردها فكر میكنند، مدام در معرض سوءاستفاده همسرشان قرار دارند و اگر لحظهای غفلت كنند، عنان زندگی را از دست میدهند و هر چه ساختهاند بر باد میرود. برای خلاص شدن از این تصور آزار دهنده باید به همان اصل قانون های مشترك برگردید. به جای وضع محدودیت ها برای چنین ارتباطی، با همسرتان در مورد شرایط زندگی تان صحبت كنید و برای وظایف و مسئولیت هایتان یك محدوده تعریف كنید. محدوده عادلانه ای كه هر دوی شما با آن موافقید و برای استحكام زندگی تان با دل و جان رعایتش میكنید.
این جمله را از زبان خیلی از مرد ها میشنویم « همه زن ها مثل همند ...» اما به جای پیروی از این قاعده های بی معنا و قبل ازگرفتن تصمیم های افراطی، باید نگاهی به همسر آینده یا فردی كه حالا زیر یك سقف با او زندگی میكنید بیندازید. نشانه ها را جدی بگیرید و قدر هر فرصتی كه او برای نشان دادن حسن نیتش ا زآن استفاده میكند را بدانید. گمان نكنید كه با رفتارهایش به شما باج میدهد، چرا كه او تنها میخواهد شرایط را برای رابطه ای آرام فراهم كند، پس با او در ساختن این آرامش سهیم شوید.
به جای ادامه دادن به این وضعیت، ترسهایتان را با هم در میان بگذارید و به طرف مقابلتان برای نشان دادن حسن نیتش فرصت دهید. دست از توهم توطئه داشتن بردارید، همسرتان را آنطور كه هست ببینید و نه آنطور كه فكر میكنید بعضی زنها هستند.
پدر مرجان، به جای دخترش تصمیم میگیرد
پدر مرجان مدیر یك كارخانه است. به محض اینكه فكر میكند سعید زندگی دخترش را خراب كرده تمام حمایتهای مالی و غیرمالیاش را حذف میكند تا درس خوبی به داماد بدهد و زندگی دخترش را نجات دهد. او پیش از این 3 بار طلاق دخترش را گرفته و فكر میكند كه اگر این بار هم داماد پایش را كج بگذارد باید دخترش را از خانه او بیرون بیاورد.
اشتباه پدر: دخترم صلاح خودش را نمیداند
درست است كه او بهعنوان یك پدر، با دیدن مشكلات زندگی دخترش ناآرام میشود و فكر میكند چون راه درست را میداند باید خودش وارد عمل شود اما واقعیت این است كه هیچ راهی مطلقا درست یا غلط نیست. اگر شما هم مانند او میبینید كه دخترتان با مشكلاتی در زندگی مشتركش روبهرو است تنها كنار او باشید و به او نشان دهید كه درصورت هر اتفاقی او را حمایت میكنید.
به جای سرزنش كردنهای بیوقفه به او زمان دهید كه مشكلاتش را درك كند و راهحلهایی كه گمان كرده كارساز هستند را امتحان كند. به جای پرسش و پاسخهای مداوم در مورد مشكلاتش و دلایل رفتارهای شوهرش، به او فرصت دهید كه موضوع را خودش با شما مطرح كند. زمانی كه سراغتان آمد و نگرانیهایش را بیان كرد ابتدا با آرامش گوش كرده و بعد راه حلهایی كه بهنظرتان میرسد را مطرح كنید. اگر فكر میكنید كه او گوشش به این حرفها بدهكار نیست، بدون سرزنش و در آرامش از او بخواهید كه یك متخصص را ببیند. شاید بد نباشد خودتان هم با یك مشاور صحبت كنید و آگاهیتان را نسبت به مشكلات دخترتان، دلایلش و راهحلهایش بیشتر كنید. او را به سمت جدایی پیش نبرید و تا زمانی كه كاملا این موضوع را نپذیرفته و خودش آن را مطرح نكرده است، برای بازگرداندن او به دنیای مجردی تلاش نكنید.
اگر مایل هستید میتوانید یك گفتوگوی بدون بحث و تهدید را با دامادتان ترتیب دهید. نگرانیهایتان را بهعنوان یك پدر مطرح كنید و به دلایلش توجه كنید. آیا واقعا زندگیشان آنطور كه شما فكر میكنید به سراشیبی افتاده یا اینكه شما به دلیل علاقه به دخترتان بخشی از ماجرا را نمیبینید؟
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: bartarinha.ir
مطالب پیشنهادی:
30 عکس از فیلم «زنان ونوسی مردان مریخی» که ندیده بودید!!
منبع: bartarinha.ir
مطالب پیشنهادی:
30 عکس از فیلم «زنان ونوسی مردان مریخی» که ندیده بودید!!
«زنان ونوسی، مردان مریخی» زیر 18 سال ممنوع!
گزارش تصویری: فیلم زنان ونوسی مردان مریخی
نگاهی به «زنان ونوسی، مردان مریخی» بازیگوشی های یک مرد نویسنده
وقتی کپی برابر اصل نیست!
نگاهی به «زنان ونوسی، مردان مریخی» بازیگوشی های یک مرد نویسنده
وقتی کپی برابر اصل نیست!
