در میان سری فیلمهای تازه اکران شده در سینماهای کشور، نام «اسب حیوان نجیبی است» مطمئنا بیش از همه جلب توجه خواهد کرد. جدا از لیست بازیگران و چهرههای شناخته شده این فیلم، حواشی بسیار و خبر توقیف و عدم اکران آن در یک سال گذشته شاید از اصلیترین عوامل اهمیت اکران این فیلم باشد. اما جدای از این بحثها، «اسب حیوان نجیبی است» فیلمی است که با شنیدن نامش نمیتوان به نام کارگردان اثر یعنی عبدالرضا کاهانی بی توجه بود.
کاهانی در دو، سه فیلم اخیرش همیشه خبر ساز و جنجالآفرین بوده و این به غیر از مضامین مطرح شده در درون فیلمهایش به بحث و جدالها و نظراتش خارج از دنیای آنها مربوط بوده است. همیشه فیلمهای این کارگردان در اکران و نمایش با مشکلاتی روبهرو بوده و این حق را به او داده که به سیاستهای فرهنگی و کمبودهای آن شدیدا انتقاد كند. همین امر هم بیشتر مواقع نام کاهانی را ارجح تر از نام فیلمها و مشوق بسیاری از مخاطبان برای دیدن آثار این کارگردان قرار داده است.
در همین مدت کوتاه اکران فیلم «اسب حیوان نجیبی است» نظرات متناقضی را دیده و شنیده ایم. البته این فیلم در میان منتقدان حامیان زیادی دارد و در کل جو فضای روشنفکری به نفع آن است. برای من اما فیلم «اسب حیوان نجیبی است» در حد لطیفههای در گوشی و شوخیهای مورد دار با دوستانمان، سرگرمکننده بوده است و نه بیشتر.
همین است که ذوق زدگی بخش اعظمی از منتقدان و مخاطبان برایم تعجب بر انگیز است. فیلم از لحاظ ساختار سینمایی چیزی برای عرضه ندارد و نحوه روایت و پیشبرد داستان هیچگونه نظم یا هدفی را دنبال نمیکند. یک فضای مینیمال نما که به زور و زحمت دیالوگهایی با کمترین بار احساسی را در دهان شخصیتها گذاشته تا به فضایی مملو از پوچی برسد. راستش را بخواهید وقتی نام فیلم جدید کاهانی را شنیدم بیشتر به یاد این فیلم افتادم. «بی خود و بی جهت» همان صفات متناسب با آدمها و فضاها و اتفاقات فیلم «اسب حیوان نجیبی است» است.
ساختن فیلم اجتماعی می تواند هدف هر هنرمند متعهدی به حساب آید. اصلا سینمای ایران را باید بیش از هر ژانر و موضوعی به این سمت یعنی طرح معضلات اجتماعی و مشکلات و کمبودهای مردمانش هدایت کرد. منتهی مسئله مهم اینجاست که این نوع سینما مرزهای باریکی دارد. مثلا یک اثر اجتماعی با ادعای طرح مسائل فرهنگی مرز باریکی با یک بیانیه سیاسی و جناح بندیهای سیاسی دارد و خیلی راحت می تواند از حق خواهی به سمت سهم خواهی بلغزد. اعتراض، انتقاد و گلایه از معضلات فرهنگی- اجتماعی یک منطقه، بدون شک باید در آثار جریان اصلی آن منطقه وجود و حضور اصلی را داشته باشد.
منتهی مسئله اینجاست که برخی از فیلمسازان ما، مخصوصا در چند سال اخیر، بیشتر از نمایش معضلات و طرح و نقد اجتماعی، دست روی عقدههای حاصل از آن معضلات گذاشته اند. نمایش و دامن زدن به عقدهها خطرناک ترین هدفی است که یک سینما را تهدید میکند. فیلمهایی هستند که با بهانه یا بی بهانه دست روی عقدههای جمع کثیری از مخاطبانشان می گذراند و به زبانی دیگر عقده گشایی می کنند و بد تر از همه با استقبال مواجه می شوند.
نکته دیگری که بد نیست در پایان این یادداشت به آن اشاره کنم امتیازی است که برخی آثار از جمله فیلم اسب... به خاطر ایدههای بکر برای نمایش «مسائل مورد دارد» در سینمای ایران کسب کرده اند.
شاید واقعا هم باید برای پیدا کردن راهکارهای جدید و بیان تازه برای نمایش حجم زیادی از فحش و ناسزا و در سینمای ایران چنین تشویقهایی را در نظر داشت. شاید واقعا حضور در این غایب همیشگی سینمای ایران هم یک امتیاز بزرگ برای فیلم و فیلمساز به حساب آید.همیشه گفته شده است که لذت قانونگریزی برای ایرانیها از ارجح ترین لذتهاست! و این هم دلیلش شاید به تعدد و پایان ناپذیر بودن قوانین بازمی گردد که حتی گاهی مثلا در سینمای کشورمان این قوانین رشدی قارچ گونه دارد.
بحث در مورد فیلم «اسب حیوان نجیبی است» به پیشنهاد ما برای دیدن یا ندیدن آن نخواهد رسید. در سال اخیر اکران سینمایی، ثابت شده که اسقبال و فروش فیلمها بیشتر پیرو یک جو و خواست جمعی و گروهی است.
خب، خوشبختانه (یا بر عکس) این اتفاق برای اسب... افتاده است و پیش بینی یک فیلم میلیاردی دیگر را برای سینمای ایران به همراه داشته است. فقط می ماند اشاره ما به نقاط قوت و ضعف برجسته این فیلم. یک رضا عطاران که قادر به خنداندن بیننده در هر لحظه است (هر چند بهترین فیلم او بدون شک همان ورود آقایان ممنوع است، بود). ایدههای جالب عبدالرضا کاهانی در یک فیلم بی داستان و کسل کننده برای نگه داشتن مخاطب جالب و جذاب است. یک حضور چند دقیقه ای از اشکان خطیبی و ارتباط دوطرفه بازیگری با رضا عطاران یکی از لحظههای دیدنی فیلم است. در کنار این شاهد بدترین بازیهای جمعی از بهترینهای چند سال اخیر سینمای ایران هم بوده ایم. از جمله مهران احمدی، مهتاب کرامتی و حبیب رضایی. باران کوثری بهترین حضور چهار سال اخیر را به نمایش گذاشته چون این نقش به همان اندازه بی دلیل است که حضور این بازیگر در فیلمهای ضعیفی که بعد از «روز سوم» و «خون بازی» بازی کرده است.
پارسا پیروز فر و کارن همایونفر هم از جمله بازیگران فیلم هستند که تنها با حضورشان در صحنه برای فیلم امتیاز و ستاره کسب کرده اند. به هر حال عبدالرضا کاهانی بسیار هوشمندانه از فیلمی که می دانسته هیچ است اثری ساخته که در نظر جمع بسیاری بیخود و بی جهت بیست به نظر آید.
www.seemorgh.com/culture
منبع: tehrooz.com
مطالب پیشنهادی:
منبع: tehrooz.com
مطالب پیشنهادی:
باران کوثری: هر جا كلاه قرمزی باشد، با كمال میل میروم!!
درباره «اسب حیوان نجیبی است»
مهران احمدی از دو جنسی شدن میگوید!!
مورد عجیب عبدالرضا كاهانی!
گزارش تصویری فیلم «گلچهره»
مهران احمدی از دو جنسی شدن میگوید!!
مورد عجیب عبدالرضا كاهانی!
گزارش تصویری فیلم «گلچهره»
