پس از كاهش نسبی اكران كمدی های موسوم به سخیف در سینمای كشورمان، یكی دو سالی است، شاهد فیلم هایی هستیم كه سعی دارند حساب خود را از سخیف ها جدا كنند. در راستای این امر شاهد فیلم هایی هستیم كه در تلاشند ابسورد، هجو، اسلپ استیك (بزن و بكوب)، فارس و... باشند. حمید امجد نیز در آزمایشگاه تلاش هایی در ارائه یك كمدی اسلپ استیك كرده. اینكه در این مقطع زمانی فیلمسازانی به این سمت و سو كشیده شده اند، میتواند جالب توجه باشد و بررسی های بیشتری را میطلبد. اما سوال اصلی اینجاست كه چرا اكثر این تلاش ها به بیراهه رفته است؟ ابسوردی كه كاهانی ادعایش را دارد از پس خلق یك بحران برنمیآید و تبدیل به ادای جفنگ بودن میشود. مهرجویی نیز كه نارنجی پوشش بیانی هجوآمیز دارد و البته كمی نیز به ابسورد، حداقل از نگاه فلسفی اش نزدیك است، به شدت بالاو پایین دارد و لحن عوض میكند. اولین ساخته عطاران نیز هر چند فیلم بدی از آب درنیامده، اما نتوانسته انسجام لحنش را حفظ كند و... این موضوعات نشان از این دارد كه این نوع از سینمایمان در حال درجا زدن است و هنوز راه زیادی را پیش رو دارد.
اما آزمایشگاه چگونه فیلمی است؟ به طور كلی ورود تئاتری های با سابقه به سینما میتواند مفید واقع شود چرا كه میتوانند دیدگاه ها و رویكردهای تازه و متفاوت را در كنار خوانش خاصی كه از درام دارند به سینما تزریق كنند. ولی نباید از این موضوع غافل شد كه این نگاه مثبت نسبت به این ورود، در كشور ما غالبا نتیجه ناخوشایندی به همراه داشته است. حاصل آزمایشگاه امجد نیز اینچنین بوده است.
آزمایشگاه فیلم ساده یی است، مخاطب به سادگی وجوه كاراكترها را مییابد و خط اصلی داستان را تمام و كمال متوجه میشود. «قهرمان» (افشین هاشمی)، جوانی شهرستانی است كه دانشجوی نمونه دانشگاه شده است، او به یاری هم دانشگاهی اش نیلوفر (باران كوثری) وارد محیط آزمایشگاه پدر نیلوفر (رضا كیانیان) میشود و آن هنگام است كه رقابت ها آغاز میشود. در واقع آزمایشگاه نمونه یی از جامعه است كه افراد متفاوتی در آن حضور دارند و ابتدای امر قهرمان در این رقابت ها بازنده به نظر میرسد. او، سعی دارد در این جامعه حضوری فعال داشته باشد و در نهایت هنگامیكه اوضاع را طور دیگری میبیند، در مقابل این جامعه كوتاه میآید و از آن خارج میشود و در واقع قهرمان دنیای خودش میشود. دنیایی كه جامعه آن را فراموش كرده است و آن درستی و صداقت است. ولی آزمایشگاه موارد بسیاری را برای اینكه این قصه تبدیل به فیلمیموفق شود نادیده گرفته است و حاصل كار، بزن و بكوبی است كه فیلمساز به گمانش خلق كرده است ولی از جهات بسیاری ناكارآمد عمل میكند. شخصیت های غالب داستان و كنش هایشان در اغلب موارد تا حد فانتزی پیش میرود ولی فضا و لحن كلی داستان در سطح پایین تری از جنبه فانتزی و اغراق نسبت به كاراكترها قرار دارد، اتفاقی كه منطق داستان را مختل كرده است. بستری كه فیلم بر آن جاری است به مراتب رئال تر از آن آست كه تا این حد، كاراكتر و كنش فانتزی را بطلبد و كاراكترها گویی به زور به داستان الصاق شده اند. البته در لوكیشن آزمایشگاه كه بخش قابل توجهی از داستان در آن جاری است بعضا این مشكل مرتفع شده است. ایفای نقش مبتدیانه توسط بازیگرانی كه لحن اغراق شده دارند و میمیك صورت هایشان نیز اغراق آمیز است، جز رامبد جوان و رضا كیانیان كه تا حدود زیادی موفق ظاهر شده اند، نیز مزید بر علت شده تا این دوپارگی بیشتر خود را نشان دهد. شاید یكی از دلایل این امر دست كم گرفتن این نوع از كمدی در كشور ما باشد و اینكه تاكنون تجربه چندانی در این حیطه صورت نگرفته است.
شخصیت قهرمان، سعی دارد در جلد یك آرك تایپ ظاهر شود. جوانی ساده و بی ریا كه چوب سادگی اش را میخورد و به همین دلیل مدام در محیط آزمایشگاه به بازی گرفته میشود. اما مشكل اصلی زمانی آغاز میشود كه فیلمساز سعی میكند به هر نحوی شده به او فردیت بیشتری ببخشد و به نوعی «قهرمان» را تبدیل به یك قهرمان كلاسیك كند. اساس اینكه قهرمان به خودش میآید، وجود چند سوتفاهم و تله دم دستی است كه او در آن گرفتار شده است: اتفاقاتی كه خیلی ساده تر میتوانستند رفع شوند تا حقانیت او ثابت شود، همین ها باعث شده این تحول تا این اندازه، خود را قلابی و ناپخته نشان دهد. از طرف دیگر در سكانس های پایانی به یك باره حضور قهرمان در داستان كمرنگ میشود و حتی كار تا جایی پیش میرود كه مخاطب گمان میكند كاراكتر اصلی، جایش را به نیلوفر داده است، اتفاقی كه باعث شده ریتم داستان نیز دچار مشكل شود.
آزمایشگاه اثری است كه سازنده اش سعی داشته در آن مخاطب را به هر قیمتی به خنده دعوت كند ولی نتیجه یی كه میبینیم شوخی هایی به شدت سطحی با پرداخت هایی ساده انگارانه است. فیلمیكه سازنده اش شعور مخاطبانش را بیش از اندازه دست كم گرفته است و خیلی زود آستانه تحمل آنها را به سر میآورد. همه این كاستی ها در كنار هم جمع شده اند تا در نهایت نتیجه آزمایش منفی قلمداد شود و آزمایشگاه، فیلم خوبی نباشد.
اما آزمایشگاه چگونه فیلمی است؟ به طور كلی ورود تئاتری های با سابقه به سینما میتواند مفید واقع شود چرا كه میتوانند دیدگاه ها و رویكردهای تازه و متفاوت را در كنار خوانش خاصی كه از درام دارند به سینما تزریق كنند. ولی نباید از این موضوع غافل شد كه این نگاه مثبت نسبت به این ورود، در كشور ما غالبا نتیجه ناخوشایندی به همراه داشته است. حاصل آزمایشگاه امجد نیز اینچنین بوده است.
آزمایشگاه فیلم ساده یی است، مخاطب به سادگی وجوه كاراكترها را مییابد و خط اصلی داستان را تمام و كمال متوجه میشود. «قهرمان» (افشین هاشمی)، جوانی شهرستانی است كه دانشجوی نمونه دانشگاه شده است، او به یاری هم دانشگاهی اش نیلوفر (باران كوثری) وارد محیط آزمایشگاه پدر نیلوفر (رضا كیانیان) میشود و آن هنگام است كه رقابت ها آغاز میشود. در واقع آزمایشگاه نمونه یی از جامعه است كه افراد متفاوتی در آن حضور دارند و ابتدای امر قهرمان در این رقابت ها بازنده به نظر میرسد. او، سعی دارد در این جامعه حضوری فعال داشته باشد و در نهایت هنگامیكه اوضاع را طور دیگری میبیند، در مقابل این جامعه كوتاه میآید و از آن خارج میشود و در واقع قهرمان دنیای خودش میشود. دنیایی كه جامعه آن را فراموش كرده است و آن درستی و صداقت است. ولی آزمایشگاه موارد بسیاری را برای اینكه این قصه تبدیل به فیلمیموفق شود نادیده گرفته است و حاصل كار، بزن و بكوبی است كه فیلمساز به گمانش خلق كرده است ولی از جهات بسیاری ناكارآمد عمل میكند. شخصیت های غالب داستان و كنش هایشان در اغلب موارد تا حد فانتزی پیش میرود ولی فضا و لحن كلی داستان در سطح پایین تری از جنبه فانتزی و اغراق نسبت به كاراكترها قرار دارد، اتفاقی كه منطق داستان را مختل كرده است. بستری كه فیلم بر آن جاری است به مراتب رئال تر از آن آست كه تا این حد، كاراكتر و كنش فانتزی را بطلبد و كاراكترها گویی به زور به داستان الصاق شده اند. البته در لوكیشن آزمایشگاه كه بخش قابل توجهی از داستان در آن جاری است بعضا این مشكل مرتفع شده است. ایفای نقش مبتدیانه توسط بازیگرانی كه لحن اغراق شده دارند و میمیك صورت هایشان نیز اغراق آمیز است، جز رامبد جوان و رضا كیانیان كه تا حدود زیادی موفق ظاهر شده اند، نیز مزید بر علت شده تا این دوپارگی بیشتر خود را نشان دهد. شاید یكی از دلایل این امر دست كم گرفتن این نوع از كمدی در كشور ما باشد و اینكه تاكنون تجربه چندانی در این حیطه صورت نگرفته است.
شخصیت قهرمان، سعی دارد در جلد یك آرك تایپ ظاهر شود. جوانی ساده و بی ریا كه چوب سادگی اش را میخورد و به همین دلیل مدام در محیط آزمایشگاه به بازی گرفته میشود. اما مشكل اصلی زمانی آغاز میشود كه فیلمساز سعی میكند به هر نحوی شده به او فردیت بیشتری ببخشد و به نوعی «قهرمان» را تبدیل به یك قهرمان كلاسیك كند. اساس اینكه قهرمان به خودش میآید، وجود چند سوتفاهم و تله دم دستی است كه او در آن گرفتار شده است: اتفاقاتی كه خیلی ساده تر میتوانستند رفع شوند تا حقانیت او ثابت شود، همین ها باعث شده این تحول تا این اندازه، خود را قلابی و ناپخته نشان دهد. از طرف دیگر در سكانس های پایانی به یك باره حضور قهرمان در داستان كمرنگ میشود و حتی كار تا جایی پیش میرود كه مخاطب گمان میكند كاراكتر اصلی، جایش را به نیلوفر داده است، اتفاقی كه باعث شده ریتم داستان نیز دچار مشكل شود.
آزمایشگاه اثری است كه سازنده اش سعی داشته در آن مخاطب را به هر قیمتی به خنده دعوت كند ولی نتیجه یی كه میبینیم شوخی هایی به شدت سطحی با پرداخت هایی ساده انگارانه است. فیلمیكه سازنده اش شعور مخاطبانش را بیش از اندازه دست كم گرفته است و خیلی زود آستانه تحمل آنها را به سر میآورد. همه این كاستی ها در كنار هم جمع شده اند تا در نهایت نتیجه آزمایش منفی قلمداد شود و آزمایشگاه، فیلم خوبی نباشد.
www.seemorgh.com/culture
منبع: روزنامه اعتماد
مطالب پیشنهادی:
"خوابم میاد"؛ معرکه ای از نوستالژی های رنگارنگ کودکی
عکسهای "قفس طلایی": با حضور امین حیایی، نیلوفر خوشخلق و هنرپیشههای آمریکایی
تلاش ناموفق زوج كمدی سینما
مطالب پیشنهادی:
"خوابم میاد"؛ معرکه ای از نوستالژی های رنگارنگ کودکی
عکسهای "قفس طلایی": با حضور امین حیایی، نیلوفر خوشخلق و هنرپیشههای آمریکایی
تلاش ناموفق زوج كمدی سینما
30 عکس جدید «خوابم میآد» ساخته رضا عطاران
عکسهای فیلم «خنده در باران»
عکسهای فیلم «خنده در باران»
