به عنوان نخستین فیلم بلند سینمایی نمیتوان میگرن را نادیده گرفت. مانلی شجاعیفرد به عنوان فیلم اولی، دستكم توانسته دغدغههای زنانه خود را در یك ساختار مدرن و به شكل روایتهای ادبی زویا پیرزاد در این سالها به تصویر بكشد و از این حیث شاید در ابتدا با تماشای آن «به همین سادگی» را به یاد میآوریم.
البته حضور و جنس بازی هنگامه قاضیانی و شخصیت او در میگرن نیز تاثیر زیادی داشته است. هرچند طاهره «به همین سادگی» وجوه سنتیتری از رعنا به عنوان یك زن مدرن دارد. میگرن را میتوان نگاهی روانشناختی به دنیای درونی زنان و البته با تاویلهای جامعهشناختی از موقعیتهای اجتماعی آنان همراه دانست.

میگرن داستان 3 خانواده در یك آپارتمان است كه در همسایگی هم زندگی میكنند و هركدام مشكلات و دغدغههای خود را دارند اما یك درد مشترك در همه آنها قابل درك و تفسیر است و آن احساس تنهایی و درماندگی است كه هركدام بنا به شرایط زندگی و شخصیتی خود با آن همراه هستند.
اگرچه به نظر میرسد كارگردان خواسته از طریق روایت موازی این سه خانواده در 3 طبقه یك آپارتمان (كه از این حیث مرا به یاد پستچی 3 بار در نمیزند حسن فتحی میاندازد) تاویل آسیبشناختی از طبقات مختلف اجتماعی داشته باشد اما نگاه زنانه كارگردان را در بازنمایی این موقعیت نمیتوان نادیده گرفت. فیلم تنهایی زنانه را در دست و پنجهنرمكردن با مشكلات زندگی ترسیم میكند و اگرچه به شكلی گلدرشت علیه مردان سخن نمیگوید اما درلایههای درونیتر قصه میتوان نگاه بدبینانه و محكومانه كارگردان را به موقعیت مردانه حدس زد. اینكه بیمسوولیتی و عدمحمایتهای مردانه سهم مهمی درتنهایی این زنان داشته است. خوشبختانه فیلم در بازنمایی این موقعیت لحن اغراقآمیزی به خود نمیگیرد. اما ظرافتهای فیلم بیشتر به وجوهی از قصه برمیگردد كه قرار است دلهرهها و دغدغه زنان درتنهایی و استیصالشان در زندگی به تصویر كشیده شود. نوع روابط رعنا با محبوبه ـ كه پانتهآ بهرام نقش آن را ایفا میكند ـ بهترین لحظات فیلم را شكل میدهد. با اینكه پانتهآ بهرام تلاش كرده تا دنیای ملتهب و اضطراب آلود یك زنی كه همسر بیمسوولیت دارد را با بازی درونیتر به نمایش بگذارد، اما در برخی از سكانسها بویژه در ارتباط با آرش كمی توی ذوق میزند. به همان اندازهای كه درونگرایی و مستحكمبودن شخصیت رعنا گاهی غیرواقعی جلوه میكند.
اگرچه فیلم بر محوریت هیچكدام از این شخصیتها تكیه نمیكند و به موازات هم در یك گردش ساختاری به تناسب هم پیش میرود اما به نظر میرسد قصه رعنا، مركزیت بیشتری در داستان پیدا میكند یا دستكم قصه و شخصیت او برای من به عنوان یك مخاطب جذابیت بیشتری دارد.
گردآوری :گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع : jamejamonline.ir
مطالب پیشنهادی :
"دلتنگی های عاشقانه" بامحمد رضا فروتن و میترا حجار
حامد بهداد در تله دوربین مخفی
دلایل موفقیت سریال های کره ای
جشن سال نو میلادی با تیلور سویفت
می شود "راستش را گفت" و "کلاه پهلوی" بر سر مخاطب نگذاشت!
