استون، كه خود در جنگ ویتنام حضور داشته، بارها تجربیات و خاطرات خود را از جنگ در ویتنام به تصویر كشیده است. «جوخه» نمایشی است از اعمال غیرانسانی...

گنجه‌های رنج!
رژه بزرگ «كینگ ویدور» (1927 )
فیلم «رژه بزرگ» اثری‌ست ضدجنگ از دوران سینمای صامت! نخستین فیلم جنگی تاریخ سینماست كه به شكلی واقعی و به دور از هرگونه شعار و نمادگرایی، به ساده ترین وجه ممكن، جنگ را پدیده‌ای زشت و مذموم می‌خواند. فیلم از نگاه یك سرباز روایت می‌شود كه با اعزام به میدان جنگ با واقعیت‌هایی روبه‌رو می‌شود كه تا پیش از این از آنها غافل بوده است. «رژه بزرگ» نخستین اثر مهم «كینگ ویدور» برای ورود به دنیای سینما بود.
 
جبهه غرب «گئورگ ویلهلم پابست» ( 1918 )
«ویلهلم پابست» با پشت سرنهادن یك دوران طلایی در سینمای صامت، «جبهه غرب 1918» نخستین فیلم ناطق خود را كارگردانی می‌كند؛ اثری با موضوع «جنگ» و درونمایه ضدجنگ كه به بیهودگی، تیرگی و پستی در دوران جنگ جهانی اول می‌پردازد. داستان چند سرباز كه در جبهه‌های جنگ یكی پس از دیگری كشته می‌شوند. فیلم از ابتدا تا به انتها در جست‌وجوی یك چیز است و آن هم «صلح»!
 
در جبهه غرب خبری نیست«لوئیس مایلستن» (1930)
فیلم «در جبهه غرب خبری نیست» از شاخص‌ترین آثار جنگی تاریخ سینماست كه به وضوح جنگ را عاملی خشونت آمیز، تلخ و تیره و در نتیجه عامل نابودی طبیعت انسان می‌نامد. داستان فیلم ماجرای تعدادی دانش‌آموز است كه با تشویق معلم خود، به جنگ فراخوانده می‌شوند، و این در حالی ا‌ست كه واقعیت پیش رو با تصور ذهنی آنها از جنگ بسیار تفاوت دارد! روبه‌رو شدن آنها با حقایق تلخ جنگ، اندیشه آنان را به ناامیدی و به تدریج به نابودی می‌كشاند! فیلم مملو از صحنه‌های تلخ و گزنده است. صحنه پایانی فیلم جایی كه یك سرباز، بی‌خبر از اینكه جنگ لحظاتی ست پایان یافته، دستش را به طرف پروانه‌ای زیبا بر روی سیم‌های خاردار دراز می‌كند و با شلیك گلوله‌ای از سوی دشمن كشته می‌شود.
 
توهم بزرگ «ژان رنوار» ( 1937 )
«توهم بزرگ» ساخته كارگردان بزرگ فرانسوی، از عظیم‌ترین و بهترین فیلم‌های ضدجنگ تاریخ سینما به شمار می‌رود. فیلم درباره تعدادی زندانی‌ست كه در بازداشتگاه‌های آلمان به اسارت درآمده‌اند و با مشكلاتی دست و پنجه نرم می‌كنند.
تلاش برای زنده ماندن و رویای فرار از زندان و همچنین به یدك كشیدن مشكلات دوران صلح، رویدادهای تلخی را بوجود می‌آورد كه تاثیرگذارند! جنگ آثار مخرب خود را به بار می‌آورد، حال چه در جبهه جنگ، چه در اسارت و چه در دوران صلح.
 
رم شهر بی‌دفاع «روبرتو روسلینی»( 1945)
«نئورئالیسم» در اینجا توسط فیلمساز بزرگ ایتالیایی، شكلی كامل و دقیق به خود می‌گیرد؛ «روسلینی» با كمك «فدریكوفلینی» و «سرجیوآمیدی» سناریوی فیلم «رم شهر بی‌دفاع» را در هنگامه اشغال شهر رم توسط نیروهای آلمانی به نگارش درآورد و جالب آن كه فیلم بلافاصله پس از پایان جنگ و با خروج نیروهای آلمانی، ساخته شد. این نكته از ویژگی‌های مهم فیلم است كه به آن چهره‌ای واقعی و ملموس می‌بخشد.
داستان فیلم درباره یك شهر بی‌دفاع است كه جنگ آن را ویران كرده و باعث بوجود آمدن فقر، تنگدستی و بی‌عدالتی شده است. «رم شهر بی‌دفاع» نمایش آن مردمان شجاع و مقاوم است در برابر نیرویی شیطانی.

آلمان سال صفر«روبرتو روسلینی» ( 1947)
شاهكار دیگری از «روبرتو روسلینی» كه باز هم به مشكلات و معضلات پس از جنگ جهانی دوم می‌پردازد. روسلینی، این‌بار فراتر از «رم شهر بی‌دفاع» به این موضوع نگاه می‌كند و اثری به شدت واقع‌گرایانه را خلق می‌كند. فیلم اثر مستند گونه‌ایست كه گویی به طوری پنهانی از زندگی مردم گرفته شده است. داستان این فیلم واقعی در دل یك خانواده روایت می‌شود كه «جنگ» ریشه‌اش را رفته‌رفته می‌خشكاند! فروپاشی این خانواده كه نمونه‌ای از خانواده‌های دیگر جامعه بحران زده است، پستی جنگ را نشانه می‌رود. «آلمان سال صفر» داستان تراژدی انسانی ست. صحنه پایانی فیلم، جایی كه پسر نوجوان خانواده، خسته از بی‌عدالتی‌ها و حقایق تلخ «معضلات جنگ» دست به خودكشی می‌زند، به شدت تكان دهنده است.
 
بازی‌های ممنوع «رنه كلمان» (1951)
جنگ جهانی دوم- دختر بچه‌ای پنج ساله به نام «پوت» در پی جنگ، خانواده‌اش را از دست می‌دهد؛ سرنوشت، «پوت» كوچك را نزد خانواده «دول» می‌كشاند و آنها سرپرستی‌اش را به عهده می‌گیرند. اینك «پوت» وارد مرحله تازه‌ای از زندگی‌اش می‌شود. «بازی‌های ممنوع» شاهكاری از «رنه كلمان» فیلمساز فرانسوی‌ست كه در این اثر موفق می‌شود تصویری واقع‌گرایانه از جنگ را به نمایش بگذارد. «جنگ» بی‌رحم است! بی‌عدالت است! آن‌قدر كه «پوت» پنج ساله را نیز نمی‌شناسد و فقط در این روزگار سیاه، سرنوشت است كه «پوت» را نگه می‌دارد. در فیلم، ایده به خاك سپردن سگ خانواده و برپا كردن یك گورستان مخصوص حیوانات، جالب است. و صحنه‌ای كه در آن «پوت» نظاره‌گر خاكسپاری خانواده‌اش است بسیار تاثیرگذار بوده و در ذهن می‌ماند.
 
« یك نسل( 1955)- كانال( 1957)- خاكستر و الماس‌ها (1958)» سه گانه «آندره وایدا»
«آندره وایدا» فیلمساز بزرگ لهستانی، كه شاید هیچ فیلمسازی در تاریخ سینما به اندازه او در ژانر سینمای جنگ فعالیت نداشته و احتمالا علت‌اش، تاثیری ست كه «جنگ» بر زندگی خود «وایدا» داشته است. در دوران جنگ جهانی دوم، او خود یكی از اعضای نیروی مقاومت بوده و در جنگ نیز حضور داشته و این تاثیر به حدی ست كه اكنون نیز «وایدا» در فیلم‌های تازه‌اش دوباره به آن می‌پردازد. سه گانه معروف او، «یك نسل» درباره سرنوشت یك جوان لهستانی در جنگ، «كانال» درباره عده‌ای مبارز نهضت مقاومت است كه برای زنده ماندن به فاضلاب‌های شهر پناه می‌برند، و «خاكستر و الماس ها» درباره مشكلات پس از جنگ در لهستان بخصوص در میان جوانان است. این سه گانه سینمایی، تصویری واقعی از جنگ و تاثیرات پس از آن در میان مردم و جامعه لهستان است.

راه‌های افتخار «استنلی كوبریك» (1957 )

«راه‌های افتخار» نخستین اثر مهم «استنلی كوبریك» به علت مایه‌های ضدجنگ‌اش از فیلم‌های مهم ضدجنگ تاریخ سینما نیز به حساب می‌آید. داستان فیلم تلخ و گزنده است. یك هنگ از ارتش فرانسه در جنگ جهانی اول در یكی از نبردهای سنگین، شكست سختی می‌خورد! در این بین، سه تن از سربازان این هنگ كه بی‌گناه هستند، انتخاب می‌شوند و به دادگاه نظامی فرستاده می‌شوند تا گناه این شكست را به عهده بگیرند! در نهایت آن سه سرباز به جوخه اعدام سپرده می‌شوند. آنها قربانی بی‌عدالتی می‌شوند كه «جنگ» مسبب آن است. فیلم كوبریك نشان‌دهنده نابودگر بودن پدیده جنگ حتی به دور از جبهه‌های نبرد است.
 
پل «برنهارت ویكی» (1959 )
فیلم «پل» ساخت كشور آلمان، یكی از مهم‌ترین آثار سینمایی پس از جنگ دوم جهانی ا‌ست. در میان خیل عظیمی از آثاری كه در این دوران علیه آلمان متجاوز در عرصه جنگ دوم ساخته شد این فیلم نمایش‌گر سربازانی است كه برای دفاع از خاك كشور خود، آلمان، می‌جنگند و در این راه جان خود را از دست می‌دهند. «پل» براساس داستانی واقعی ساخته شد. یكی از ویژگی‌های مهم فیلم جنبه مستندگونه فیلم است. در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم، به علت كمبود نیرو، چند پسربچه مدرسه‌ای به خدمت ارتش آلمان در می‌آیند، وظیفه آنها حفاظت از یك پل در برابر هجوم تانك‌های آمریكایی‌ست.
 
كودكی ایوان «آندره تاركوفسكی» ( 1962 )
این نخستین فیلم «آندره تاركوفسكی» فیلمساز بزرگ روسی، تصویری خشن از جنگ خانمانسوز دوم جهانی است. كودكی به نام «ایوان» پس از كشته شدن اعضای خانواده، با قصد انتقام جویی به ارتش آلمان ملحق می‌شود، او بارها به دلیل سن كم از رفتن به جبهه جنگ باز می‌ماند؛ اما در آخر برای ماموریتی خطرناك اعزام می‌شود و سرانجام توسط نیروهای آلمانی كشته می‌شود. «كودكی ایوان» درباره نسلی‌ست كه جنگ، آنان را به نابودی می‌كشاند.
 
مغازه‌ای در خیابان اصلی «یان كادار - الماركلوس» (1965 )
«مغازه‌ای در خیابان اصلی» محصول مشترك دو فیلمساز اهل كشور چك؛ اثر شاخصی با مضامین ضدجنگ است. فیلم عملا فاشیسم و عاملان جنگ را مورد حمله قرار می‌دهد؛ فضای فیلم، فضای اسارت است، نژاد پرستی و ظلم بیداد می‌كند؛ شخصیت‌های فیلم در دورانی زندگی می‌كنند كه هیچ حق و حقوقی ندارند و فقط می‌خواهند زنده بمانند. موضوع فیلم درباره مردی ست سرگردان به نام «تونو برتكو» كه تعهد چندانی به زنده گی ندارد! او به واسطه برادرش به عنوان یك ناظر «آریایی» در یك مغازه یهودی نگاشته می‌شود. صاحب مغازه پیرزنی‌ست بداحوال به نام «رزالی»، كه دوستی بین آنها شكل می‌گیرد. سایه فاشیسم بر محیط و تاثیرش بر زندگی آنها، آبستن حوادث دردناكی می‌شود.
 
آه! چه جنگ دلنشینی «ریچارد آتن‌بارو» ( 1969 )
اثری در ژانر جنگی از بازیگر نامدار سینما «‌ریچارد آنتبارو» كه نخستین تجربه‌اش در مقام فیلمسازی‌ست. فیلم برخلاف مدت زمان طولانی‌اش، بسیار متفاوت و تماشایی ا‌ست كه به پوچی جنگ می‌پردازد. یكی از ویژگی‌های متمایز فیلم موزیكال بودن این اثر ضد جنگ است! و البته بهره گیری از تعداد زیادی از بازیگران بزرگ سینما از جمله «ونسان ردگریو»، «لارنس الیویر»، «جان میلز»، «جك هاوكینز» و...
 
صلیب آهنین «سام پكین پا» (1977)
«صلیب آهنین» بی‌شك از نمونه‌های فوق‌العاده و تاثیرگذار ژانر جنگ است. نگاه خشونت‌آمیز آشنای «پكین پا» در فیلم كه این بار جنگ را پوچ و بی‌معنی و غیرانسانی می‌خواند و به نابودی ارزش‌های اخلاقی و معصومیت‌ها می‌پردازد. فیلم روایتگر زندگی انسان‌هایی است كه در شرایطی اسفبار گرفتار شده و تنها تلاش آنها، نبرد برای زنده ماندن است. فضای حاكم بر فیلم بسیار تیره، هراس‌انگیز و مملو از خشونت است. گروهبان آلمانی «اشتتاینر» و همرزمانش به جنگ هیچ اعتقادی ندارند و تنها به واسطه تعهد به میهن و بقا پای به میدان جنگ نهاده‌اند. این گروهبان و همرزمانش قربانی افكار بیمار فرمانده خود «سروان استرانسكی» می‌شوند كه هدف‌اش تنها «صلیب آهنی» است... آنها كشته می‌شوند، تا آخرین نفر.
 
اینك آخر الزمان «فرانسیس فورد كاپولا» (1979)
شاید هیچ فیلمی به اندازه «اینك آخر الزمان» همآن‌گونه كه از نامش پیداست نتوانسته به این خوبی فضایی آخرالزمانی را به تصویر بكشد. فصل پایانی فیلم مثال خوبی‌ست بر این مدعا. ماجرای دشواری‌های ساخت فیلم كه زحمت و هزینه بسیاری برای «كاپولا» و عوامل فیلم در پی داشت، خود داستانی شنیدنی دارد. فیلم در حالی كه نخل طلای جشنواره كن را از آن خود كرد، با شكست تجاری مواجه شد. «اینك آخرالزمان» به لحاظ ساختار و به ویژه به لحاظ بصری فوق‌العاده‌ست. داستان فیلم در جنگ ویتنام روایت می‌شود و به سیاهی جنگ اشاره دارد و موضع‌گیری فلسفی و روشنفكرانه‌ای است در قبال تقابل خیر وشر.

بیا و بنگر «الم كلیموف» ( 1985)

«بیا و بنگر» اثری ضدجنگ، این فیلم آخرالزمانی، و احتمالا سیاه‌ترین و تلخ‌ترین فیلم تاریخ سینما، جهنمی‌ست كه فقط «جنگ» می‌تواند آن را به وجود بیاورد. زمان، جنگ جهانی دوم - مرز لهستان. پسر نوجوانی به نام «فلوریا» تنها، ستم دیده كه در طول فیلم فقط شاهد خشونت، ددمنشی و كشتارهای بی‌رحمانه است. و پسر نوجوان تماشاگر را فرا می‌خواند كه... بیا و بنگر.
 
جوخه «الیور استون» (1986)
یكی از دغدغه‌های همیشگی «الیور استون» نگاه‌اش به موضوع جنگ و نفی كردن آن است. استون، كه خود در جنگ ویتنام حضور داشته، بارها تجربیات و خاطرات خود را از جنگ در ویتنام به تصویر كشیده است. «جوخه» نمایشی است از اعمال غیرانسانی، كشتار و وحشی‌گیری. استون در پرداخت و شكل دادن شخصیت‌های فیلم مهارت خود را نشان می‌دهد كه نظیر آن كمتر دیده شده است.
 
غلاف تمام فلزی «استنلی كوبریك» ( 1987)
این دومین فیلم «استنلی كوبریك» فقید، پس از «راه‌های افتخار» در ژانر جنگی‌ست. كوبریك این بار به سراغ جنگ ویتنام می‌رود و در یك پادگان آموزشی، گروهی سرباز را نشان می‌دهد كه برای رفتن به جنگ آموزش می‌بینند. فشار روحی و بحران فردیت در بین سربازان و نگاه ضدانسانی به آنها كه ناشی از فضای خشك نظامی‌گری‌ست، آنها را وارد مسیر تازه‌ای می‌كند كه هیچ‌وقت با آن نمی‌توانند كنار بیایند. سبك بصری و آشنای كوبریك و این‌بار خشن، فضای تلخ، غم‌انگیز و حس نوستالژیكی را به بیننده منتقل می‌كند.

متولد چهارم ژوئیه «الیور استون» ( 1989 )
در این فیلم «الیوراستون» بار دیگر، پس از «جوخه» به جنگ ویتنام می‌رود. اگر در «جوخه» بحران میان شخصیت‌ها در میدان جنگ مورد توجه است. در «متولد چهارم ژوئیه» وضعیت روحی و جسمی شخصیت‌ها پس از جنگ مورد بررسی قرار می‌گیرد. شخصیت اصلی داستان «ران كوویك» مردی‌ست با تمام وجود و برای كشورش به جنگ می‌رود، در جنگ مجروح و فلج می‌شود. اما در بازگشت به خانه، بر خلاف آنچه كه تصور می‌كند مورد استقبال قرار نمی‌گیرد. همین موضوع باعث افسردگی‌اش می‌شود و او را تا مرز نابودی می‌كشاند. او پس از سپری كردن یك دوره تیره در زندگی‌اش، دوباره به خود می‌آید و این بار بر ضدجنگ فعالیت می‌كند.
 
نجات سرباز رایان «استیون اسپیلبرگ» ( 1998 )
«نجات سرباز رایان» كاملترین فیلمی ست كه تاكنون در ژانر جنگی ساخته شده است. فیلمی كه به خوبی توانسته چهره‌ای به شدت واقعی از جنگ را به نمایش بگذارد، صحنه‌های نبرد فیلم استادانه كارگردانی شده‌اند و در نوع خود بی‌نظیراند. توانایی «اسپیلبرگ» در به تصویر كشیدن نبردهای خونین در همان سكانس آغازین فیلم به وضوح دیده می‌شود. این جنگ نیست، جهنم است، پایان دنیاست.
 
و... گنجه رنج «كاترین بیگلو» ( 2009)
از شروع جنگ در عراق تا كنون، فیلم‌های بسیاری در زمینه جنگ در این كشور ساخته شده‌اند كه بیشتر آنها كلیشه‌ای بوده و توفیق چندانی نداشته اند. اما «گنجه رنج» برنده چندین جایزه اسكار 2010، یكی از متفاوت ترین فیلم‌های ساخته شده درمورد بحران جنگ در عراق است. فیلمی درباره خنثی‌كنندگان بمب در عراق كه از شروع جنگ تا به حال، بسیاری از آنها جان خود را از دست داده‌اند. «گنجه رنج» تك سكانس‌های فوق‌العاده‌ای دارد كه به خوبی كارگردانی شده‌اند، برخی از صحنه‌های فیلم ترس و دلهره عجیبی را به تماشاگر منتقل می‌كند كه نفس‌ها را در سینه حبس می‌كند.
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: tehrooz.com
 
مطالب پیشنهادی:
گزارش تصویری «گنجه درد» فیلم برنده اسکار 2010 
نگاهی به فیلم‌های ضد جنگ مطرح در سینماهای جهان
15 پدر فراموش نشدنی سینمای ‌هالیوود!! (+عکس) 
 8 بسته پیشنهادی فیلم دیدن بر اساس ژانر‌های سینمایی
جنجال برانگیزترین فیلم‌های تاریخ سینما!! (+عکس)
 
 
 

پربیننده های این بخش

 
X