ایوان وانکو مثل گلادیاتوری عجیب و غریب لباس پوشیده است و یک شلاق الکتریکی دارد که می‌تواند ماشین را به دو نیم تقسیم کند. او تقریبا استارک را از بین می‌برد، این صحنه آنقدر هیجان‌انگیز است که...
 
لخته‌های خون بر تن ابر قهرمان مسموم
«مرد آهنی 2» دنباله‌ای است بی‌عیب و نقص و پر از سوخت ماشین. این فیلم به‌اندازه‌ فیلم اول خوب نیست، اما بار دیگر بر اساس بازی فوق‌العاده خوب رابرت داونی جونیور ساخته شده است. فیلم‌های ژانر ابرقهرمانی ضرورتا به بازی خوب نیاز ندارند، اما وقتی که بازیگران خوب بازی کنند (مثل «مرد آهنی» و «شوالیه‌ تاریکی») سطح فیلم را یک پله بالاتر می‌برند. در اینجا داونی، تصویری از تونی استارک ارائه می‌کند که خودخواه‌تر و خودپسندتر از قبل است. یا نکته‌ اصلی اینجاست که به‌نظر، او باید اینطور باشد. تمام قهرمان‌ها یک نقطه ضعف کشنده دارند. این نکته، یکی از راه‌های اصلی قصه نویسی است. نقطه ضعف استارک این است که در حال مردن است. خود بزرگ‌بینی او طبیعی است، اما در اینجا به‌درد یک مخفی‌کاری می‌خورد. باطری زره او، یا نیروی زندگی او، یا هرچه که هست، ضعیف کار می‌کند و خون او را مسموم می‌کند. این دستگاه، با نایاب‌ترین عنصر جدول تناوبی کار می‌کند و برای اینکه به آن جان تازه بدهند، باید عنصری جدید کشف یا اختراع کنند. چنین کاری نیز کار ساده‌ای نیست. به همین دلیل هنگام اتفاق‌های بزرگ، تونی کناری می‌ایستد و از یک دستگاه کوچک نمایشگر خون استفاده می‌کند. دستگاه (از روی ترحم «دستگاه نمایش خون استارک» نامیده شده، در حالی که همه آن را می‌بینند) به استارک می‌گوید که مقدار سم درون خون او بی‌رحمانه به سمت مرگ پیش می‌رود. این همان ترس شخصی اوست که حتی با مدیر شرکت خود، دوست وفادارش پپر پاتز (گوینت پالترو) نیز آن را در میان نمی‌گذارد. تونی استارک در مرکز تجارت جهانی نیویورک، یک نمایشگاه استارک برگزار می‌کند. در لباس مرد آهنی در مرکز فرود می‌آید و به جهانیان قول صلح می‌دهد. صحنه پر شده از طرفداران مشتاق او. تصور کنید که استیو جابز بخواهد از دستگاه آی‌پد 3 رونمایی کند. اما مشکل، برنامه‌ نمایش است. جاستین هامر (سام راک‌ول) رقیب موذی استارک، یک سلاح نظامی که با لباس مرد آهنی رقابت ‌کند را برای نمایش تدارک دیده است. سناتور استرن (گری شاندلینگ) که یک سناتور خنگ است و ریاست کنگره را بر عهده دارد، از استارک می‌خواهد که مرد آهنی را به‌طور انحصاری در اختیار وزارت دفاع قرار دهد و در روسیه، ایوان وانکوی پرخاشجو (میکی رورک) معتقد است که پدر استارک، اسرار مرد آهنی را از پدرش دزدیده است.
 
هامر، وانکو را اجیر می‌کند تا لباسی بهتر از لباس استارک طراحی کند. دو تا از لباس‌های طراحی شده به جنگ استارک می‌روند. شما نیم ساعت پر از هیجان، اسپیشیال افکت و عمو باب [روبرت سسیل مارتین یکی از مشهورترین برنامه‌نویسان کامپیوتر] را تماشا می‌کنید. اما در این حین، خواهرزاده‌ای که متخصص هنرهای رزمی است را هم می‌بینید. نقش او را اسکارلت یوهانسون بازی می‌کند. احتمالا او بیشتر از آن چیزی است که به‌نظر می‌آید. در کتاب‌های مصوری که فیلم از روی آن ساخته شده نام این شخصیت، بیوه‌ سیاه است که هرگز اشاره‌ خوبی نیست. در کنار استارک، سرهنگ رودی رودز (دان چیدل) با دشمن مبارزه می‌کند در حالی که آنها زیر باران موشک دشمن هستند، وقت حرف زدن پیدا می‌کنند. یک موشک چقدر باید آرام حرکت کند که دوست شما، شما را صدا کند تا جاخالی بدهید؟
بهترین صحنه‌های کامپیوتری (CGI) در میانه‌ی فیلم به نمایش درآمده‌اند. وقتی که تونی استارک تصمیم می‌گیرد با ماشین خود در مسابقه فورمول یک موناکو گراند پریکس رانندگی کند، و ایوان وانکو بی‌هیچ ترسی جلوی راه او می‌ایستد. ایوان وانکو مثل گلادیاتوری عجیب و غریب لباس پوشیده است و یک شلاق الکتریکی دارد که می‌تواند ماشین را به دو نیم تقسیم کند. او تقریبا استارک را از بین می‌برد، این صحنه آنقدر هیجان‌انگیز است که فراموش می‌کنیم از خودمان بپرسیم او از کجا می‌دانسته استارک با ماشین خودش رانندگی می‌کند. بعد از این صحنه است که هامر او را استخدام می‌کند.
غیر از قسمتی که ایوان سومین سلاح را تهیه می‌کند تا فضای بیشتری برای مبارزه ایجاد شود، میکی رورک تمام آنچه را که احتمالا از ایوان وانکو می‌خواهیم ارائه می‌کند. موقع پرخاش‌ها و خنده‌های زورکی، اجرای او برق دندان‌های طلای وانکو را به نمایش می‌گذارد. سام راک‌ول تصویر پر طعنه‌ طنزآمیزی از هامر به نمایش گذاشته است. شخصیت جیغ‌جیغوی بهانه‌گیری که انگار توی کار خرید و فروش اسلحه‌ پیشرفته، گیرافتاده است. شما یک دنباله می‌خواستید، حالا یک دنباله پیدا کرده‌اید. کارگردان فیلم، مثل فیلم اول جان فاوریو است. او کارش را به نحو مطلوب انجام داده است. هر چند از آنجا که هر دو قسمت قوس داستانی مشابهی دارند، این مسئله چندان عجیب نیست. هنگام تماشای فیلم از خودم می‌پرسیدم که چطور شخصیت‌ها درون آن لباس‌ها زنده می‌مانند. مسلما لباس‌ها سپر دارند، اما بدن‌ شخصیت‌ها که سپر ندارد. من فقط می‌خواهم بدانم از چندتا سقوط سرسام‌آور، ضربه‌ سخت و انفجار مخفیانه می‌توانید جان سالم به‌در ببرید، بدون آنکه تک‌تک استخوان‌هایتان بشکند؟ در پایان یک روز طولانی، باید آن لباس‌ها پر از لخته خون بشوند. 
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: tehrooz.com
 
مطالب پیشنهادی:
رابرت داونی جونیور از حس قهرمان بودن می‌گوید
24 فیلم جدیدی که سال 2010 اکران می‌شوند (+عکس)+تاریخ اکران
عکس‌های فیلم رابین هود
 برترین ما فوق بشری های تاریخ سینما
پایانی نامناسب برای یك فانتزی درخشان
 
 
 

پربیننده های این بخش

 
X