«صبح به قرار پنجره»
در سردابها
بشقابهای صبحانه به هم می خورند و من
از امتدادِ کنارههای لگدشدهی خیابان
از روحهای دلمردهی خدمتکاران
که با ناامیدی
از دروازه های محله جوانه میزنند
آگاهم.
امواج قهوهای مِه
چهرههای در هم از پایین خیابان و
اشک عابری با دامن گِلی و
لبخند بیمقصدی که در هوا شناور است و در آستانهی بامها ناپدید میشود را
برایم رقم میزند.
« روزنامهی عصر بوستون»
خوانندگان روزنامهی عصر بوستون
مثل ِ شاخههای ذرتِ رسیده
در باد تاب میخورند.
وقتی غروب به آرامی در خیابان جانمیگیرد و
در بعضی شوق زندگی را بیدار میکند
و به بعضی دیگر روزنامهی عصر بوستون را میرساند
از پلهها بالا میروم و
زنگ در را میزنم،
و خسته، روی میگردانم
- انگار که اگر خیابان زمان بود و روشفوکو۱ در انتهای خیابان ایستادهبود
کسی به علامت ِ سَر میگفت: "خداحافظ روشفوکو..."
و میگویم: "عمو هَریاِت، روزنامهی عصر بوستون."
۱. روشفوکو (Rochefoucauld) نویسنده کلاسیکِ قرن هفده فرانسه
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: vazna.com/ مترجم: یاسمن کاظمی
مطالب پیشنهادی:
تی.اس.الیوت شاعر متافیزیک
چهار شعر از پیر پائولو پازولینی
جیمز جویس شاعر و آخرین شعرش
یادبود - شعری از الكساندر سرگییویچ پوشكین
گفتگوی خواندنی با تی اس الیوت؛ شاعر و منتقد ادبی
