حسین ناصرالملكی از شاعران جوان پایتختنشین است كه به صورت تخصصی، قالب سپید را برای خلق آثارش انتخاب كرده است.
ناصرالملكی همانطور كه پیش از این اشاره شد، تهرانی است و محتوای شعرش نیز بیشتر بر مبنای مظاهر شهرنشینی و آسیبهای اجتماعی آن استوار است و به بیان دیگر باید گفت كاملا شعری شهری است.
آثار ناصرالملكی اگرچه خیلی ممتاز و متمایز نیست و هنوز از نظر زبان و فرم نیاز به توجه و پرداخت جدیتر دارد، اما همین شعرها نمایانگر آن است كه نگاه متفاوت به جهان اطراف در ناصرالملكی وجود دارد و او میتواند با به خدمت گرفتن زبانی پخته این جوهره و تماشا را زیباتر و ملموستر به تصویر بكشد.
ناصرالملكی همانطور كه پیش از این اشاره شد، تهرانی است و محتوای شعرش نیز بیشتر بر مبنای مظاهر شهرنشینی و آسیبهای اجتماعی آن استوار است و به بیان دیگر باید گفت كاملا شعری شهری است.
آثار ناصرالملكی اگرچه خیلی ممتاز و متمایز نیست و هنوز از نظر زبان و فرم نیاز به توجه و پرداخت جدیتر دارد، اما همین شعرها نمایانگر آن است كه نگاه متفاوت به جهان اطراف در ناصرالملكی وجود دارد و او میتواند با به خدمت گرفتن زبانی پخته این جوهره و تماشا را زیباتر و ملموستر به تصویر بكشد.
بیباغ و بیبهار با زمستانهای روبهرو
دستها بالا!
این را شاخههای نرسیده به بهار گفتند
پرندههای این حوالی هم خوب میدانند
كه روی چمنهای تازه سبز شده
نمیشود نشست و بهار را انكار كرد
این حوالی یعنی همه خیابانهای آفتاب ندیده
یعنی مرگ
تگرگ
روز را به بعد میرسانیم
بیآن كه بدانیم
شاخههای عریان
زخمی كدام تبر سبز ندیدهاند
هی
نجابت تهرانهای پیش از این!
در كدام بیبرگی، سكوت كردهاید؟
هر درخت بدبخت
انسانی بوده
كه روزی دست به آسمان شاید رنگ پریده
انتظار ایستاده مردن خود میكشیده
و این همه بیحاصلی یعنی
بعد از تمام زمستانهای خیابان
هنوز بهار نشدهای
*
بیش از این بهار را معطل نكن
فال گرفتهام كه هیچ درختی با تو نمیافتد
دست بردار ننه سرما
زیر آلاچیق، گم...
خیابانهای تكراری
كه صدایم را
زیر...
دختری كه هنوز منتظر،
بوق
شهری كه چراغهایش
دروغ
موتورسواری كه بیكلاه،
آمبولانس
پرندگان هم
هنوز تا شب عید خیلی مانده
پدر
كوچههای ندیده را میخرد
تا شرمنده زن...
بچه، زیر آلاچیق، پیدا...
حسین ناصرالملكی
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: jamejamonline.ir
مطالب پیشنهادی:
نمونههایی از اشعار شاعران جوان ایرانی
جامعهشناس عاشق!
سرفههای گرامافون، نخستین مجموعه شعر محمدرضا طاهری
با اولینهای محمدرضا عبدالملكیان
جزیرهای كه خودم ساختهام...
