به گزارش فارس، "فارن پالسی این فوكوس " در مقالهای به قلم "استفان زونز "، تحلیلگر ارشد و استاد علوم سیاسی و صاحب كرسی مطالعات خاورمیانه در دانشگاه "سن فرانسیسكو " نوشت: فرد منتخب دولت اوباما برای سرپرستی شورای اطلاعات ملی به علت حملات گروههای راستگرا مجبور به استعفا شد. چارلز فریمن، دیپلمات كهنهكار مجبور به كسب رای اعتماد مجلس سنا نبود. اما بجای آن مجبور شد تا با انتقادات وبلاگها و انتشارات دست راستی مواجه شود. استعفای وی پیروزی مهمی برای نومحافظهكاران دوران بوش در حوزههای اطلاعات و خاورمیانه بود.
مقاله فوق در ادامه به تشریح جایگاه این شورای اطلاعاتی پرداخته و نوشت: وظیفه شورای اطلاعات ملی این است كه نظریاتی دقیق و مستند در حوزه اطلاعات آمریكا ارائه كند. فریمن با توجه به دانش و تجربیات گستردهاش در حوزههای آسیای شرقی، خاورمیانه، آفریقا، اروپا و آمریكای لاتین میتوانست گزینه بسیار مناسبی برای ریاست این شورا باشد. وی مسلط به هر دو لهجه زبان چینی بود و نیكسون را در سفر تاریخی سال 1972 به چین همراهی كرده بود. وی بعدها بعنوان معاون امور آفریقا در وزارت خارجه فعالیت كرد.
در این گزارش آمده است: فریمن سپس در وزارت دفاع به منصب معاون وزیر در امور امنیت بین الملل گماشته شد و در طول جنگ اول خلیج [فارس] عهدهدار سفارت آمریكا در عربستان سعودی بود. بعد از بازنشستگی، وی جانشین "جرج مك گاورن " در شورای سیاستگذاری خاورمیانه شد و ریاست این مركز مطالعاتی میانهروی مستقر در واشنگتن را بر عهده گرفت.
افراد نزدیك به فریمن میگویند كه وی خود تصمیم به كنارهگیری گرفت. نه رئیس جمهور و نه "دنیس بلر " رئیس اطلاعات ملی كه وی را برای این منصب پیشنهاد كرده بود، هیچكدام از وی نخواستند كه از ریاست شورای امنیت ملی كنارهگیری كند. اما امتناع كاخ سفید برای حمایت از وی در مقابل حملات افتراآمیز و گمراهكننده به مانند شرایطی بود كه در زمان دولت كلینتون بوجود آمد. در سال 1993 دولت كلینتون از نامزد منصب دادستانی كل، "لانی گانیر "، در مقابل انتقادات دفاع نكرد.
بر اساس این گزارش، فریمن درست ساعاتی بعد از این كه بلر وی را به علت "تجربیات و دانش گرانبهایش در حوزه های دیپلماسی، دفاعی و اطلاعات " ستود، كنارهگیری خور را اعلام كرد. البته هفت عضو جمهوریخواه كمیته سنا از این گفتهها استقبال نكردند و از وی شدیدا انتقاد كردند.
در ادامه این مقاله با اشاره به دیدگاههای فریمن در مخالفت با جنگ عراق آمده است: چیزی كه بیش از همه مخالفین راستگرای فریمن را ناراحت كرده بود اظهارات وی در مورد نتایج مصیبت بار حمله آمریكا به عراق بود؛ حملهای كه نه تنها جمهوریخواهان بلكه دموكراتهای سرشناسی چون "دیان فیناشتاین "، رئیس كمیته اطلاعات سنا، "جو بایدن "، معاون رئیس جمهور، و "هیلاری كلینتون "، وزیر خارجه با آن موافقت كرده بودند.
این مقاله به مخالفت سناتورهای آمریكایی حامی جنگ با فریمن اشاره كرده و نوشت: سناتور "جو لیبرمن " كه یكی از حامیان سرسخت حمله به عراق بود شدیدا در سنا با بلر در مورد انتصاب فریمن به بحث پرداخت تا جایی كه بلر انتقادات وی را ناشی از سوءتفاهم در مورد این انتصاب اعلام كرد.
وی گفت: اگر به من تحلیلهایی قوی ارائه شود من نیز می توانم گزارشهای بهتر به شما و رئیس جمهور ارائه كنم نه قضاوت هایی از پیش تعیین شده كه واقعا هیچ تغییری را بدنبال نخواهند داشت. لیبرمن از توضیحات بلر قانع نشد و اعلام نمود كه به فعالیت برای بركناری فریمن ادامه خواهد داد.
بنا بر این گزارش، فریمن با اشاره به اشتباهات طرح بوش در حمله به عراق در سخنرانی ها و مقالههایش خشم هواداران این جنگ را برانگیخته بود. به نوشته فریمن " القاعده ما را به مانند ماتادوری ماهر به بازی گرفته است و ما نیز به مانندی گاوی خسته و خشمگین بی حاصل به فضای خالی پشت شنل قرمز وی حمله میكنیم ". به عقیده وی مسلمانان حمله به عراق را به مثابه "حملهای وسیع علیه اسلام " میدانند.
علاوه بر این وی بیان كرده بود: ما حاكمیت عراق را نابود كرده و كشور را دچار هرج و مرج، خشونت قبیلهای، تروریسم و جنگ داخلی كردیم ".
فارن پالسی این فوكوس تاكید كرد: بنابراین تعجبآور نیست كه گروه نمایندگان منتقد، متشكل از هر دو حزب، جزو آن دسته افرادی بودند كه به شدت از جنگ عراق حمایت می كردند. نمایندگانی چون "مارك كرك "، "استیو اسرائیل "، "جان بوئنر "، "شلی بركلی " و "اریك كانتور " یكی دیگر از حامیان حمله به عراق، سناتور "چارلز شامر "، اصرار داشتند كه "فریمن فرد مناسبی برای این پست نیست ".
در این گزارش آمده است: بر عكس، كسانی كه حامی ارزیابیهای اطلاعاتی بر اساس واقعیت و نه ایدئولوژی بودند این انتصاب را بعنوان نمونهای از تغییر جهت از سیاستهای دولت بوش، تحسین میكردند. به گفته "دن فرومكین "، فریمن به مدت 10 سال سؤالاتی را مطرح ساخت كه در غیر اینصورت جوابی به آنها داده نمیشد یا اصلا مطرح نمیشدند، زیرا با مسائلی شرم آور، وحشتناك و سخت مربوط بودند. تعیین او به عنوان ریاست شورای اطلاعاتی بدین معناست كه دولت اوباما واقعا نمیخواهد با همان جامعه اطلاعاتی كه جنگ عراق را به بار آوردند همكاری نماید. "
"جیمز فالوز " در نشریه آتلانتیك اینگونه نوشت: "كسانی كه سابقه كار در سازمان اطلاعات ملی را دارند، میدانند كه چقدر سخت و در عین حال حیاتی است كه فردی اطلاعاتی را بیابید كه مصمم هستند تا حقایق ناخوشایندی را بیان كنند كه ممكن است تعداد زیادی را ناراحت و آزرده خاطر سازد. واقعیت این است كه وقتی این كار را انجام بدهند دوستشان ندارید. درست است كه آنها را زیاد دوست نخواهید داشت اما بدون آنها نیز نابود خواهید شد. "
نویسنده گزارش فوق در ادامه به جریانهای مخرب علیه فریمن اشاره كرد و آن را تلاشی برای بدنام كردن نامید و نوشت: چند روز بعد از انتصاب فریمن توسط بلر انتقادات بسیار عجیب و غریب مطرح شد. مثلا، از آنجایی كه برخی مؤسسات عربستانی مبالغی به شورای سیاستگذاری خاورمیانه كمك كرده بودند، بلر متهم به "حقوق بگیری از عربستان " شد و حتی برخی وی را "دست نشانده عربستان " نامیدند. كمك مالی دولت های خارجی به سازمانی غیر دولتی كه فرد منتخب رئیس جمهور نیز در آن كار می كند موضوع جدید و بی سابقهای نبوده است. "دنیس راس " كه ماه گذشته بعنوان مشاوره ویژه در امور خلیج [فارس] و جنوب غربی آسیا منصوب شد جزو هیأت مدیره موسسه برنامهریزی یهودیان است كه توسط اسرائیل حمایت میشود.
این در حالی است كه بلر به منظور شفاف كردن سابقه فریمن به كمیته اطلاعات سنا اعلام كرد كه وی "هیچگاه به نفع هیچ دولت یا شركت تجاری (خارجی یا داخلی) لابی نكرده است و هیچگاه بطور مستقیم از عربستان سعودی كمكهای مالی دریافت نكرده است. "
بر اساس این گزارش، جالب است بدانید كه فرد شماره یك جبهه منتقدین فریمن كسی نبود جز "استیو روزن "، رئیس سابق و راستگرای كمیته روابط عمومی آمریكا و اسرائیل (آیپك). روزن اخیرا متهم به جاسوسی به منظور ارائه اطلاعات محرمانه به اسرائیل شده است. به عقیده "ام.جی.مورگان "، رئیس مجمع سیاستگذاری اسرائیل و همكار سابق روزن، كسی بی اعتبارتر از او برای بدنام كردن فریمن نمیشد یافت. اما ظاهرا اعتبار مبارزات تبلیغاتی روزن برای بدنام كردن فریمن كافی بوده است.
این مقاله نوشت: یكی دیگر از انتقادات وارده بر فریمن، بنا بر آنچه در روزنامه "وال استریت ژورنال "آمده "حمایت وی از چین " بود. انتقادات بر اساس نقل قولهایی شكل میگرفت كه از گفتههای فریمن به صورت گزینشی اخذ میشدند و به ظاهر چنین وانمود میكردند كه وی حامی سیاستهای سركوبگرانه پكن بالاخص سركوب مخالفین دموكراسیگرا در وقایع سال 1989 است.
اما به عقیده بلر، فریمن - كه از كشتارهای میدان "تیان آنمن " با عنوان "تراژدی " یاد كرده - بدنبال بیان نظرات شخصی خود نبوده، بلكه "نظر غالب در چین " را بیان كرده است. به همین شكل برخی از متخصصان امور چین نیز به كمك فریمن شتافتند. "جرمی كان " گفت كه ادعای حمایت فریمن از سركوبهای سال 1989 "مضحك " است و "سیدنی ریتنبرگ " یكی از دیپلماتهای آمریكا در پكن شاهد بود كه فریمن یكی از حامیان سرسخت حقوق بشر بود كه به بسیاری از افراد نیازمند یاری رساند.
با این همه پترز ادعا نمود كه فریمن "خود را مشتری چینیها ساخته " و فردی است كه "هیچگونه محذورات اخلاقی-انسانی ندارد ".
نشریه "نشنال ریویو " نیز ادعا كرد كه انتصاب فریمن بدین معناست كه شما میتوانید "مستقیما برای چین و عربستان كار كنید و سپس به عنوان عالیترین تحلیلگر اطلاعاتی كشور منصوب شوید. "
فارن پالسی این فوكوس در تلاش برای مشكوك جلوه دادن این مخالفتها با فریمن نوشت: هیچكدام از این اتهامات كه درباره حمایت از رژیمهای اقتدارگرا به فریمن وارد شد درباره دریادار بلر ادعا نشدند. وی از فوریه 1999 تا می 2002 بعنوان سرپرست مقر فرماندهی اقیانوسیه-آمریكا فعالیت كرد. در این دوره تیمور شرقی خود را از ربع قرن اشغالگری بیرحمانه اندونزی آزاد میساخت. وی به عنوان بالاترین مقام نظامی آمریكا در منطقه سعی داشت كه تلاشهای دیرهنگام دولت كلینتون برای جلوگیری از سركوب بهبود حقوق بشر و حق منطقه برای خودمختاری را خنثی كند. وی همچنین علیه مصوبات كنگره كه اعطای كمك نظامی به اندونزی را منوط به بهبود حقوق بشر كرده بود تلاش كرد.
زمانی كه فعالان حقوق بشر از انتصاب فردی حامی جوخههای مرگ بعنوان ریاست اطلاعات ملی آمریكا اظهار نگرانی كردند، دولت اوباما سریعا به حمایت از وی برخاست. حمایتی كه در قضیه فریمن شاهد آن نیستیم.
در این گزارش به دیگر ابعاد كنارهگیری فریمن پرداخته شده و آمده است: علاوه بر موارد فوق، منتقدین راستگرای فریمن مدعی هستند كه وی فردی "ضداسرائیل " است. برای مثال وی مخالف حمایتهای همهجانبه دولت بوش از تهاجمات اسرائیل به فلسطینیها و وادار كردن فلسطینیها به اعلام یكجانبه آتش بس بود.
برخی از منتقدین وی به این گفته او اشاره میكردند كه : "تا زمانی كه حملات اسرائیل به فلسطینیها متوقف نشود، واقعگرایانه نیست كه از فلسطینیها بخواهیم كه از مقاومت خود دست بردارند. "
فارن پالسی این فوكوس نوشت: جالب است كه برخی از محققین، روزنامهنگارها، تحلیلگران امنیتی و مقامات نظامی اسرائیلی نیز به همین نتایج دست یافتهاند. با این حال منتقدین فریمن معتقدند كه اظهارات وی، او را تبدیل به - به بیان وال استریت ژورنال - "منتقد اسرائیل " كرده است. نانسی پلوسی، یكی از حامیان سرسخت سیاست های اسرائیل مدعی است كه دیدگاههای فریمن "غیرقابل دفاع " است و بارها از اوباما خواست كه او را كنار بگذارد.
فریمن در استعفانامه خود بار دیگر به نگرانیهایش اینگونه اشاره كرد: "ناتوانی افكار عمومی و دولت آمریكا برای بحث و انتخاب گزینههایی كه در تقابل با دیدگاههای بخش حاكم اسرائیل هستند باعث شده كه این بخش سیاستهایی را اتخاذ و اعمال كند كه در نهایت موجودیت اسرائیل را به خطر خواهد انداخت. "
نویسنده این مقاله در ادامه به بررسی سكوت دولت باراك اوباما در مقابل حملات و انتقادها علیه فریمن پرداخته و افزود: برخی از دیپلماتها و كاركنان وزارت خارجه كه فریمن را بعنوان همكار میشناختند از انتصاب وی حمایت كرده و انتقادات هجوآمیز و افتراآمیز وارد شده به وی را به چالش كشیدند. برای مثال افرادی چون "توماس پیكرینگ "، نماینده سابق آمریكا در سازمان ملل، "ساموئل لویس " سفیر سابق واشنگتن در اسرائیل، "ساموئل نیومن "، سفیر سابق آمریكا در افغانستان و تعدادی دیگر از سفرای فعلی و قبلی، با انتشار نامهای اعلام كردند: "ما فریمن را فردی درستكار و باهوش میدانیم كه ممكن نیست اجازه دهد نظرات شخصیاش ارزیابیهای اطلاعاتی را خدشهدار كند. "
از سوی دیگر، برخی از مقامات سابق اطلاعاتی "شدت، حدود و هدف این انتقادات را بیسابقه توصیف كرده و مطرح كنندگان آنها را افرادی اعلام كردند كه از انتصاب فردی منصف به عالیترین منصب اطلاعاتی كه میتواند دیدگاهها درباره مسئله اعراب و اسرائیل را تعدیل كند، به وحشت افتادهاند. "
نویسنده این مقاله تاكید كرد: با وجود اینكه مقامات بسیاری در صحنههای عمومی به حمایت از فریمن برخاستند اما دولت اوباما كاملا ساكت ماند.
بنا بر این گزارش، بسیاری از متخصصین كه شامل خود فریمن نیز میشود "لابی اسرائیل " را عامل این بركناری میدانند. در حالی كه آیپك خود مستقیما به بدنام كردن فریمن نپرداخت اما بسیاری از منتقدین جدی وی از حامیان سرسخت این سازمان راستگرا هستند.
در این مقاله تصریح شده است: با این حال نبرد بر سر انتصاب فریمن چیزی فراتر از نظرات وی در مورد اسرائیل، عربستان یا چین، و در مورد درستی سیستم اطلاعاتی آمریكا بود. آنهایی كه در دوران بوش با ادعاهای واهی مردم آمریكا را در مورد وجود سلاحهای كشتارجمعی وحشت زده كرده بودند تا مجوز حمله به عراق را كسب كنند بیش از هر فرد دیگری از انتصاب فریمن به ریاست شورای اطلاعات ملی نگران شده بودند.
تمایل فریمن برای مطرح كردن موضوعات اساسی و بزرگ، بسیاری از راستگراها را به واهمه میانداخت. برای مثال بعد از حملات 11 سپتامبر فریمن اعلام كرد كه به جای پرسش درباره علل این حملات یا سنجش عكس العمل مناسب، سرتاسر كشور را موجی از زشتی فرا گرفته است.
نویسنده این مقاله تاكید میكند: توانایی فریمن به تحلیلهای عمیق بجای حمله سادهانگارانه به "دیگری " چیزی بود كه باعث شد وی در دیدگان منتقدانش مناسب این منصب نباشد.
قبل از تصمیم فریمن برای كنارهگیری، "كریس نلسون " در روزنامه خود كه توسط بسیاری از سیاستگذاران واشنگتن خوانده میشود چنین گفت: "اگر اوباما در برابر انتقادات تسلیم شود و به دنیس بلر دستور دهد كه انتصاب فریمن بعنوان رئیس شورای اطلاعات ملی را باطل سازد، در این صورت این سؤال پیش میآید كه وی چگونه خواهد توانست در موقع لزوم و اتخاذ تصمیمات درباره خاورمیانه قدرت خود را بدرستی بكار گیرد. این دقیقا بحثی است كه متخصصین در ورای این حوادث نقل میكنند. "
در پایان این مقاله آمده است: اوباما ظاهرا دستوری مبنی بر ابطال انتصاب فریمن صادر نكرد. اما امتناع اوباما برای حمایت از فریمن باعث خواهد شد كه در آینده دولت وی از حملات راستگراها علیه سیاستهای اتخاذی در خاورمیانه و فراتر از آن در امان نباشد. راستگراها كه هم اكنون از این پیروزی جرأت بیشتری گرفتهاند از این به بعد هرگونه برنامه ترقیخواهانه در سیاست خارجی اوباما را به چالش خواهند كشید.
"جو كلین " در وبلاگ خود به نكته بسیار جالبی اشاره كرده است: "باراك اوباما باید از این حادثه درس بگیرد. قلدرهایی كه فریمن را بیرون انداختند آرام نخواهند نشست. هدف واقعی شما هستید، آقای رئیس جمهور. "
مقاله فوق در ادامه به تشریح جایگاه این شورای اطلاعاتی پرداخته و نوشت: وظیفه شورای اطلاعات ملی این است كه نظریاتی دقیق و مستند در حوزه اطلاعات آمریكا ارائه كند. فریمن با توجه به دانش و تجربیات گستردهاش در حوزههای آسیای شرقی، خاورمیانه، آفریقا، اروپا و آمریكای لاتین میتوانست گزینه بسیار مناسبی برای ریاست این شورا باشد. وی مسلط به هر دو لهجه زبان چینی بود و نیكسون را در سفر تاریخی سال 1972 به چین همراهی كرده بود. وی بعدها بعنوان معاون امور آفریقا در وزارت خارجه فعالیت كرد.
در این گزارش آمده است: فریمن سپس در وزارت دفاع به منصب معاون وزیر در امور امنیت بین الملل گماشته شد و در طول جنگ اول خلیج [فارس] عهدهدار سفارت آمریكا در عربستان سعودی بود. بعد از بازنشستگی، وی جانشین "جرج مك گاورن " در شورای سیاستگذاری خاورمیانه شد و ریاست این مركز مطالعاتی میانهروی مستقر در واشنگتن را بر عهده گرفت.
افراد نزدیك به فریمن میگویند كه وی خود تصمیم به كنارهگیری گرفت. نه رئیس جمهور و نه "دنیس بلر " رئیس اطلاعات ملی كه وی را برای این منصب پیشنهاد كرده بود، هیچكدام از وی نخواستند كه از ریاست شورای امنیت ملی كنارهگیری كند. اما امتناع كاخ سفید برای حمایت از وی در مقابل حملات افتراآمیز و گمراهكننده به مانند شرایطی بود كه در زمان دولت كلینتون بوجود آمد. در سال 1993 دولت كلینتون از نامزد منصب دادستانی كل، "لانی گانیر "، در مقابل انتقادات دفاع نكرد.
بر اساس این گزارش، فریمن درست ساعاتی بعد از این كه بلر وی را به علت "تجربیات و دانش گرانبهایش در حوزه های دیپلماسی، دفاعی و اطلاعات " ستود، كنارهگیری خور را اعلام كرد. البته هفت عضو جمهوریخواه كمیته سنا از این گفتهها استقبال نكردند و از وی شدیدا انتقاد كردند.
در ادامه این مقاله با اشاره به دیدگاههای فریمن در مخالفت با جنگ عراق آمده است: چیزی كه بیش از همه مخالفین راستگرای فریمن را ناراحت كرده بود اظهارات وی در مورد نتایج مصیبت بار حمله آمریكا به عراق بود؛ حملهای كه نه تنها جمهوریخواهان بلكه دموكراتهای سرشناسی چون "دیان فیناشتاین "، رئیس كمیته اطلاعات سنا، "جو بایدن "، معاون رئیس جمهور، و "هیلاری كلینتون "، وزیر خارجه با آن موافقت كرده بودند.
این مقاله به مخالفت سناتورهای آمریكایی حامی جنگ با فریمن اشاره كرده و نوشت: سناتور "جو لیبرمن " كه یكی از حامیان سرسخت حمله به عراق بود شدیدا در سنا با بلر در مورد انتصاب فریمن به بحث پرداخت تا جایی كه بلر انتقادات وی را ناشی از سوءتفاهم در مورد این انتصاب اعلام كرد.
وی گفت: اگر به من تحلیلهایی قوی ارائه شود من نیز می توانم گزارشهای بهتر به شما و رئیس جمهور ارائه كنم نه قضاوت هایی از پیش تعیین شده كه واقعا هیچ تغییری را بدنبال نخواهند داشت. لیبرمن از توضیحات بلر قانع نشد و اعلام نمود كه به فعالیت برای بركناری فریمن ادامه خواهد داد.
بنا بر این گزارش، فریمن با اشاره به اشتباهات طرح بوش در حمله به عراق در سخنرانی ها و مقالههایش خشم هواداران این جنگ را برانگیخته بود. به نوشته فریمن " القاعده ما را به مانند ماتادوری ماهر به بازی گرفته است و ما نیز به مانندی گاوی خسته و خشمگین بی حاصل به فضای خالی پشت شنل قرمز وی حمله میكنیم ". به عقیده وی مسلمانان حمله به عراق را به مثابه "حملهای وسیع علیه اسلام " میدانند.
علاوه بر این وی بیان كرده بود: ما حاكمیت عراق را نابود كرده و كشور را دچار هرج و مرج، خشونت قبیلهای، تروریسم و جنگ داخلی كردیم ".
فارن پالسی این فوكوس تاكید كرد: بنابراین تعجبآور نیست كه گروه نمایندگان منتقد، متشكل از هر دو حزب، جزو آن دسته افرادی بودند كه به شدت از جنگ عراق حمایت می كردند. نمایندگانی چون "مارك كرك "، "استیو اسرائیل "، "جان بوئنر "، "شلی بركلی " و "اریك كانتور " یكی دیگر از حامیان حمله به عراق، سناتور "چارلز شامر "، اصرار داشتند كه "فریمن فرد مناسبی برای این پست نیست ".
در این گزارش آمده است: بر عكس، كسانی كه حامی ارزیابیهای اطلاعاتی بر اساس واقعیت و نه ایدئولوژی بودند این انتصاب را بعنوان نمونهای از تغییر جهت از سیاستهای دولت بوش، تحسین میكردند. به گفته "دن فرومكین "، فریمن به مدت 10 سال سؤالاتی را مطرح ساخت كه در غیر اینصورت جوابی به آنها داده نمیشد یا اصلا مطرح نمیشدند، زیرا با مسائلی شرم آور، وحشتناك و سخت مربوط بودند. تعیین او به عنوان ریاست شورای اطلاعاتی بدین معناست كه دولت اوباما واقعا نمیخواهد با همان جامعه اطلاعاتی كه جنگ عراق را به بار آوردند همكاری نماید. "
"جیمز فالوز " در نشریه آتلانتیك اینگونه نوشت: "كسانی كه سابقه كار در سازمان اطلاعات ملی را دارند، میدانند كه چقدر سخت و در عین حال حیاتی است كه فردی اطلاعاتی را بیابید كه مصمم هستند تا حقایق ناخوشایندی را بیان كنند كه ممكن است تعداد زیادی را ناراحت و آزرده خاطر سازد. واقعیت این است كه وقتی این كار را انجام بدهند دوستشان ندارید. درست است كه آنها را زیاد دوست نخواهید داشت اما بدون آنها نیز نابود خواهید شد. "
نویسنده گزارش فوق در ادامه به جریانهای مخرب علیه فریمن اشاره كرد و آن را تلاشی برای بدنام كردن نامید و نوشت: چند روز بعد از انتصاب فریمن توسط بلر انتقادات بسیار عجیب و غریب مطرح شد. مثلا، از آنجایی كه برخی مؤسسات عربستانی مبالغی به شورای سیاستگذاری خاورمیانه كمك كرده بودند، بلر متهم به "حقوق بگیری از عربستان " شد و حتی برخی وی را "دست نشانده عربستان " نامیدند. كمك مالی دولت های خارجی به سازمانی غیر دولتی كه فرد منتخب رئیس جمهور نیز در آن كار می كند موضوع جدید و بی سابقهای نبوده است. "دنیس راس " كه ماه گذشته بعنوان مشاوره ویژه در امور خلیج [فارس] و جنوب غربی آسیا منصوب شد جزو هیأت مدیره موسسه برنامهریزی یهودیان است كه توسط اسرائیل حمایت میشود.
این در حالی است كه بلر به منظور شفاف كردن سابقه فریمن به كمیته اطلاعات سنا اعلام كرد كه وی "هیچگاه به نفع هیچ دولت یا شركت تجاری (خارجی یا داخلی) لابی نكرده است و هیچگاه بطور مستقیم از عربستان سعودی كمكهای مالی دریافت نكرده است. "
بر اساس این گزارش، جالب است بدانید كه فرد شماره یك جبهه منتقدین فریمن كسی نبود جز "استیو روزن "، رئیس سابق و راستگرای كمیته روابط عمومی آمریكا و اسرائیل (آیپك). روزن اخیرا متهم به جاسوسی به منظور ارائه اطلاعات محرمانه به اسرائیل شده است. به عقیده "ام.جی.مورگان "، رئیس مجمع سیاستگذاری اسرائیل و همكار سابق روزن، كسی بی اعتبارتر از او برای بدنام كردن فریمن نمیشد یافت. اما ظاهرا اعتبار مبارزات تبلیغاتی روزن برای بدنام كردن فریمن كافی بوده است.
این مقاله نوشت: یكی دیگر از انتقادات وارده بر فریمن، بنا بر آنچه در روزنامه "وال استریت ژورنال "آمده "حمایت وی از چین " بود. انتقادات بر اساس نقل قولهایی شكل میگرفت كه از گفتههای فریمن به صورت گزینشی اخذ میشدند و به ظاهر چنین وانمود میكردند كه وی حامی سیاستهای سركوبگرانه پكن بالاخص سركوب مخالفین دموكراسیگرا در وقایع سال 1989 است.
اما به عقیده بلر، فریمن - كه از كشتارهای میدان "تیان آنمن " با عنوان "تراژدی " یاد كرده - بدنبال بیان نظرات شخصی خود نبوده، بلكه "نظر غالب در چین " را بیان كرده است. به همین شكل برخی از متخصصان امور چین نیز به كمك فریمن شتافتند. "جرمی كان " گفت كه ادعای حمایت فریمن از سركوبهای سال 1989 "مضحك " است و "سیدنی ریتنبرگ " یكی از دیپلماتهای آمریكا در پكن شاهد بود كه فریمن یكی از حامیان سرسخت حقوق بشر بود كه به بسیاری از افراد نیازمند یاری رساند.
با این همه پترز ادعا نمود كه فریمن "خود را مشتری چینیها ساخته " و فردی است كه "هیچگونه محذورات اخلاقی-انسانی ندارد ".
نشریه "نشنال ریویو " نیز ادعا كرد كه انتصاب فریمن بدین معناست كه شما میتوانید "مستقیما برای چین و عربستان كار كنید و سپس به عنوان عالیترین تحلیلگر اطلاعاتی كشور منصوب شوید. "
فارن پالسی این فوكوس در تلاش برای مشكوك جلوه دادن این مخالفتها با فریمن نوشت: هیچكدام از این اتهامات كه درباره حمایت از رژیمهای اقتدارگرا به فریمن وارد شد درباره دریادار بلر ادعا نشدند. وی از فوریه 1999 تا می 2002 بعنوان سرپرست مقر فرماندهی اقیانوسیه-آمریكا فعالیت كرد. در این دوره تیمور شرقی خود را از ربع قرن اشغالگری بیرحمانه اندونزی آزاد میساخت. وی به عنوان بالاترین مقام نظامی آمریكا در منطقه سعی داشت كه تلاشهای دیرهنگام دولت كلینتون برای جلوگیری از سركوب بهبود حقوق بشر و حق منطقه برای خودمختاری را خنثی كند. وی همچنین علیه مصوبات كنگره كه اعطای كمك نظامی به اندونزی را منوط به بهبود حقوق بشر كرده بود تلاش كرد.
زمانی كه فعالان حقوق بشر از انتصاب فردی حامی جوخههای مرگ بعنوان ریاست اطلاعات ملی آمریكا اظهار نگرانی كردند، دولت اوباما سریعا به حمایت از وی برخاست. حمایتی كه در قضیه فریمن شاهد آن نیستیم.
در این گزارش به دیگر ابعاد كنارهگیری فریمن پرداخته شده و آمده است: علاوه بر موارد فوق، منتقدین راستگرای فریمن مدعی هستند كه وی فردی "ضداسرائیل " است. برای مثال وی مخالف حمایتهای همهجانبه دولت بوش از تهاجمات اسرائیل به فلسطینیها و وادار كردن فلسطینیها به اعلام یكجانبه آتش بس بود.
برخی از منتقدین وی به این گفته او اشاره میكردند كه : "تا زمانی كه حملات اسرائیل به فلسطینیها متوقف نشود، واقعگرایانه نیست كه از فلسطینیها بخواهیم كه از مقاومت خود دست بردارند. "
فارن پالسی این فوكوس نوشت: جالب است كه برخی از محققین، روزنامهنگارها، تحلیلگران امنیتی و مقامات نظامی اسرائیلی نیز به همین نتایج دست یافتهاند. با این حال منتقدین فریمن معتقدند كه اظهارات وی، او را تبدیل به - به بیان وال استریت ژورنال - "منتقد اسرائیل " كرده است. نانسی پلوسی، یكی از حامیان سرسخت سیاست های اسرائیل مدعی است كه دیدگاههای فریمن "غیرقابل دفاع " است و بارها از اوباما خواست كه او را كنار بگذارد.
فریمن در استعفانامه خود بار دیگر به نگرانیهایش اینگونه اشاره كرد: "ناتوانی افكار عمومی و دولت آمریكا برای بحث و انتخاب گزینههایی كه در تقابل با دیدگاههای بخش حاكم اسرائیل هستند باعث شده كه این بخش سیاستهایی را اتخاذ و اعمال كند كه در نهایت موجودیت اسرائیل را به خطر خواهد انداخت. "
نویسنده این مقاله در ادامه به بررسی سكوت دولت باراك اوباما در مقابل حملات و انتقادها علیه فریمن پرداخته و افزود: برخی از دیپلماتها و كاركنان وزارت خارجه كه فریمن را بعنوان همكار میشناختند از انتصاب وی حمایت كرده و انتقادات هجوآمیز و افتراآمیز وارد شده به وی را به چالش كشیدند. برای مثال افرادی چون "توماس پیكرینگ "، نماینده سابق آمریكا در سازمان ملل، "ساموئل لویس " سفیر سابق واشنگتن در اسرائیل، "ساموئل نیومن "، سفیر سابق آمریكا در افغانستان و تعدادی دیگر از سفرای فعلی و قبلی، با انتشار نامهای اعلام كردند: "ما فریمن را فردی درستكار و باهوش میدانیم كه ممكن نیست اجازه دهد نظرات شخصیاش ارزیابیهای اطلاعاتی را خدشهدار كند. "
از سوی دیگر، برخی از مقامات سابق اطلاعاتی "شدت، حدود و هدف این انتقادات را بیسابقه توصیف كرده و مطرح كنندگان آنها را افرادی اعلام كردند كه از انتصاب فردی منصف به عالیترین منصب اطلاعاتی كه میتواند دیدگاهها درباره مسئله اعراب و اسرائیل را تعدیل كند، به وحشت افتادهاند. "
نویسنده این مقاله تاكید كرد: با وجود اینكه مقامات بسیاری در صحنههای عمومی به حمایت از فریمن برخاستند اما دولت اوباما كاملا ساكت ماند.
بنا بر این گزارش، بسیاری از متخصصین كه شامل خود فریمن نیز میشود "لابی اسرائیل " را عامل این بركناری میدانند. در حالی كه آیپك خود مستقیما به بدنام كردن فریمن نپرداخت اما بسیاری از منتقدین جدی وی از حامیان سرسخت این سازمان راستگرا هستند.
در این مقاله تصریح شده است: با این حال نبرد بر سر انتصاب فریمن چیزی فراتر از نظرات وی در مورد اسرائیل، عربستان یا چین، و در مورد درستی سیستم اطلاعاتی آمریكا بود. آنهایی كه در دوران بوش با ادعاهای واهی مردم آمریكا را در مورد وجود سلاحهای كشتارجمعی وحشت زده كرده بودند تا مجوز حمله به عراق را كسب كنند بیش از هر فرد دیگری از انتصاب فریمن به ریاست شورای اطلاعات ملی نگران شده بودند.
تمایل فریمن برای مطرح كردن موضوعات اساسی و بزرگ، بسیاری از راستگراها را به واهمه میانداخت. برای مثال بعد از حملات 11 سپتامبر فریمن اعلام كرد كه به جای پرسش درباره علل این حملات یا سنجش عكس العمل مناسب، سرتاسر كشور را موجی از زشتی فرا گرفته است.
نویسنده این مقاله تاكید میكند: توانایی فریمن به تحلیلهای عمیق بجای حمله سادهانگارانه به "دیگری " چیزی بود كه باعث شد وی در دیدگان منتقدانش مناسب این منصب نباشد.
قبل از تصمیم فریمن برای كنارهگیری، "كریس نلسون " در روزنامه خود كه توسط بسیاری از سیاستگذاران واشنگتن خوانده میشود چنین گفت: "اگر اوباما در برابر انتقادات تسلیم شود و به دنیس بلر دستور دهد كه انتصاب فریمن بعنوان رئیس شورای اطلاعات ملی را باطل سازد، در این صورت این سؤال پیش میآید كه وی چگونه خواهد توانست در موقع لزوم و اتخاذ تصمیمات درباره خاورمیانه قدرت خود را بدرستی بكار گیرد. این دقیقا بحثی است كه متخصصین در ورای این حوادث نقل میكنند. "
در پایان این مقاله آمده است: اوباما ظاهرا دستوری مبنی بر ابطال انتصاب فریمن صادر نكرد. اما امتناع اوباما برای حمایت از فریمن باعث خواهد شد كه در آینده دولت وی از حملات راستگراها علیه سیاستهای اتخاذی در خاورمیانه و فراتر از آن در امان نباشد. راستگراها كه هم اكنون از این پیروزی جرأت بیشتری گرفتهاند از این به بعد هرگونه برنامه ترقیخواهانه در سیاست خارجی اوباما را به چالش خواهند كشید.
"جو كلین " در وبلاگ خود به نكته بسیار جالبی اشاره كرده است: "باراك اوباما باید از این حادثه درس بگیرد. قلدرهایی كه فریمن را بیرون انداختند آرام نخواهند نشست. هدف واقعی شما هستید، آقای رئیس جمهور. "
گردآوری: گروه خبر سیمرغ
www.seemorgh.com/news
