شاید دیدن بشقاب ماهواره بر پشتبام حلبیآبادها و تلاش كوچنشینان برای تنظیم كانالهای ماهواره آن هم درون سیاهچادر علمشده بر دشت خندهدار باشد، اما اینها واقعیتهایی است كه داشتن تفكری ژرفتر در این باره را میطلبد.
سال 1373 بود كه مجلس قانونی را تصویب كرد كه بیان میداشت استفاده و نگهداری از تجهیزات ماهوارهای جرم است و تمام بشقابها باید جمع شود. این كه در روزهای جمعآوری ماهوارهها چه اتفاقاتی رخ داد را بیشتر مردم به خاطر دارند، اما پرسشی مهم وجود دارد كه هنوز كسی بدرستی پاسخ آن را نداده است؛ این كه ماهواره یك فناوری مدرن است كسی شك ندارد. این نیز كه امروز عصر ارتباطات است، هرگز مورد تردید نیست، ولی با وجود این هستند كسانی كه ورود فناوری به حریم خانواده را برنمیتابند؛ این در حالی است كه ماهوارهها غیر از برنامههایی كه با اهداف از پیش تعیین شده پخش میكنند، بیشتر مملو از اطلاعاتی هستند كه تنها برای وقتگذرانی مناسبند.
چند سالی میشود رسانههای غربی وعده دادهاند كه بزودی كشورهای خاورمیانه بدون استفاده از گیرندهای ویژه، برنامههای ماهواره را از تلویزیون دریافت خواهند كرد. در صورت تحقق این مساله، برنامههای ماهواره راحتتر از همیشه به دست افراد میرسد؛ اما این هرگز توجیه خوبی برای بیقید زندگی كردن نیست، چون استفاده بدون خرد از برنامههای ماهوارهها باعث از هم گسیختگی اجتماع میشود.
به همین دلیل است كه صاحبنظران باور دارند باید به جای سختگیریهای بیمورد چارهای مناسب در برخورد با برنامههای ماهواره اندیشید؛ البته این هرگز بدان معنی نیست كه جهان سومیها باید منفعل باشند و پذیرای هر بمباران اطلاعاتی قرار بگیرند، چون خانواده به عنوان نخستین نهاد اجتماعی موظف است فرهنگسازی كند و مسیر درست را به فرزندان نشان دهد. گفته میشود در كشورهای پیشرفته جهان، فیلمهایی با محتوای خاص و با زمانبندی كارشناسیشده روی آنتن قرار میگیرند، به طوری كه فیلمهای خشن یا مانند آن با یك علامت مشخص میشوند تا خانوادهها بدانند در این ساعتها كودكان نباید بیدار باشند و این فیلمها را تماشا كنند؛ اما اوضاع در كشور ما این گونه نیست. در بیشتر خانوادههایی كه از ماهواره استفاده میكنند بچهها آزادند تا هرآنچه را بزرگترها میبینند بدون هیچ محدودیتی مشاهده كنند. این سبب میشود تا حریمهای خانوادگی بشكند و بچهها با دیدن تصاویری كه مناسب سن و سالشان نیست بدون آن كه مراحل تكامل فكری را كمكم طی كنند، به كودكانی بزرگسال تبدیل شوند.
نقش خانواده
پرورش، روانشناس معتقد است بهداشت روانی تنها در شرایطی رخ میدهد كه افراد زندگیشان را به 3 قسمت تقسیم كنند؛ كار، خواب و تفریح. او میگوید بیشتر آدمهای پیرامون ما به این سبب دچار فرسودگی عصبی شدهاند كه توان طبقهبندی و برنامهریزی برای زندگیشان را ندارند. به باور این روانشناس، مردم ما بلد نیستند تفریح و شیوههای درست زندگی كردن را امتحان كنند، از این رو به سوی ماهوارهها كشیده میشوند.
پرورش البته میگوید اگر تلویزیون برنامههای متنوعی تدارك ببیند و امكان انتخاب را برای مخاطبان فراهم كند، بیتردید شمار بینندگان تلویزیون بیشتر میشود، در حالی كه هماكنون در بیشتر خانههای ما تلویزیون بدون علت روشن است و بعضیها نیز عادت كردهاند جلوی تلویزیون روشن بخوابند. این روانشناس در عین حال به پیامدهای نبود تفریح در جامعه و كاستی رسانهها اشاره میكند و میگوید: اكنون ما در جامعه با بحران هویت روبهرو هستیم؛ در حالی كه كودكانمان برای شكلگیری شخصیتشان به الگوسازی نیاز دارند.
بیشتر وقتها پدر در خانه نیست و مادر هم به كارهای خودش مشغول است. به همین سبب كودك چارهای جز همانندسازی با گروه دوستان، همسالان و شخصیتهای سینمایی و تلویزیونی ندارد.
در چنین شرایطی است كه تلویزیون ما به جای پخش برنامههای سرگرمكننده و آموزنده، فیلمهایی مملو از خشونت پخش میكند. كودكان در 4 سالگی افكار انتزاعی پیدا میكنند و به دروغ و خیالپردازی روی میآورند. اگر در این دوره بچهها از برنامههای مخرب استفاده كنند، سیستم شناختی و ناخودآگاه آنان پر از نفرت، جنگ و خونریزی میشود.
كشورهای موفق، الگویی برای ایران
مدت زمان زیادی از این كه یك مفتی عربستانی فتوای قتل صاحبان شبكههای ماهوارهای را صادر كرد، نمیگذرد. او كه حكم اعدام این افراد را صادر كرده است، اعتقاد دارد آنها به سبب فسادانگیزی مستحق مرگ هستند.
بیگمان این سرسختانهترین شیوه برخورد با ماهوارههاست كه در دنیا طرفداران زیادی هم ندارد. البته در این میان كشورهایی نیز هستند كه ماهوارهها را بدون هیچ محدودیتی در اختیار افراد قرار میدهند كه این روش نیز مورد تایید نیست؛ اما به نظر میرسد شیوهای كه كشورهایی چون اندونزی و مالزی در برخورد با برنامههای ماهوارهای انتخاب كردهاند، الگوی مناسبی برای كشور ما باشد.
در این دو كشور، افراد از دوران كودكی آموزش میبینند كه كدامیك از برنامههای ماهواره همسو با سنتهای كشورشان است. پس در این كشورها حق انتخاب از آن فردی است كه بخوبی با سنتهای كشورش آشناست.
در واقع در این دو كشور مسلمان دولت به جای آن كه نیرو و هزینهاش را صرف مقابله رودررو با استفادهكنندگان ماهواره كند، به آنها میآموزد خوب از بد را تشخیص دهند. به همین سبب است كه صاحبنظران معتقدند استفاده از الگوی كشورهای موفق بهترین راهحل برای كاستن از مضرات ماهوارههاست؛ همان الگویی كه به خانوادهها میآموزد به جای قفل زدن بر ماهواره، برای ذهن و فكر افراد فیلتری مهیا كنند.-
