كیروش این روزها از نظر ما تعمداً در تیم ملی تنشهای بیرونی ایجاد میكند. اخمش را پایین میآورد. بیمحلی میكند. خبرنگاران را كه میبیند، غر میزند اما به محض اینكه تمرین شروع میشود همه با جدیت كار خودشان را انجام میدهند.
به كیروش «باباكرم» نمیآموزند!
بیش از یك دهه قبل وقتی تیمهای استقلال و پرسپولیس با مربیان سنتی و همیشگی خود به بنبست رسیدند، در شور و واویلای آن روزها كه موجی بزرگ از سوی روزنامههای ورزشی بود، رفتند سراغ مربیان خارجی.
علی پروین بارها گفته بود دیگر سودای مربیگری ندارد و میخواهد از اون بالا (دقیقاً تعبیر خود پروین است) بازیها را تماشا كند.
او رفت سراغ هانسدیتر اشمیت آلمانی. اشمیت یك مربی گمنام برای ما و حتی خود آلمانیها بود اما وقتی به تهران آمد حركات او گل درشت او بود و سرانجام در مراسم عروسی بهروز رهبریفرد تعارف را كنار گذاشت و وسط جشن آمد! اشمیت برای كار دیگری به ایران آمده بود اما آخر سر با آموزش نصف و نیمه باباكرم از ایران رفت!
در همین حد از اشمیت استفاده شد و پروین بیش از این او را تحویل نگرفت. آخرش هم پروندهاش را داد زیر بغلش و بقیه داستان را هم خودتان حدس بزنید.
پرسپولیس برای تغییر و تحول - و لابد تغییر- روحیه سراغ یك مربی آلمانی دیگر هم رفت. او راینر سوبل بود كه پروین، دامادش را به عنوان مترجم در كنارش قرار داد و ماجرای آن ترجمه اشتباه در برنامه 90 مثل توپ صدا كرد.
مربیان خارجی را در ایران تحویل نمیگرفتند و آنها هم شخصیت فوقالعادهای از خود نشان نمیدادند. در نتیجه این مربیان در گرداب فوتبال سنتزده و آبگوشتی ما دست و پا میزدند و پولی میگرفتند و میرفتند؛ بدون اینكه نیمچه اثری از این كار این مربیان در فوتبال ایران باقی بماند!
در استقلال نیز همین بلا را سر رولند کخ آوردند. او در استقلال روزهایی به اصطلاح آنفلوآنزایی را سپری كرد. تمام بدن استقلال چرك كرده بود. تیمی كه رنجور و بیمار بود و با كخ، فاجعهبارترین نتایج را گرفت!
در واقع مربیانی كه وارد فوتبال ایران شده بودند هیچكدام به اندازه كیروش قوام شخصیتی نداشتند. كیروش شاید از این لحاظ فقط با یك نفر قابل مقایسه است؛ زندهیاد تومیسلاو ایویچ كه اتوریته خاص خودش را داشت و یكی از مربیان بنام تاریخ فوتبال دنیا بود.
كیروش این روزها از نظر ما تعمداً در تیم ملی تنشهای بیرونی ایجاد میكند. اخمش را پایین میآورد. بیمحلی میكند. خبرنگاران را كه میبیند، غر میزند اما به محض اینكه تمرین شروع میشود همه با جدیت كار خودشان را انجام میدهند.
كار بیرون زمین كیروش این است؛ تهییج بازیكنان تیم ملی و بحرانآفرینیهای بیرونی. ایجاد فشار و تحریك بازیكنان؛ كاری كه مربیان خارجی پیش از او كه در ایران حضور داشتند، بلد نبودند و آداب مربیگری در ایران را نمیدانستند. اینجا باید سخت بگیری و همه چیز را سخت جلوه بدهی، مبادا به تو بابا كرم بیاموزند!
گردآوری:گروه ورزش سیمرغ
seemorgh.com/sport
منبع: khabarvarzeshi.com
