به گزارش ايسنا پس از گذشت سه روز از شروع بازیهای المپیك، بسیاری از امیدهای ایران برای كسب مدال طلا از جمله حاجیآخوندزاده، میراسماعیلی و سوریان از بین رفته و كابوس مدال طلا كاروان ورزشی ایران را در برگرفته است.
بسیاری از كسانی كه همراه كاروان ورزشی ایران به پكن آمدهاند، هم اكنون چشم به روزهای آینده و لطف خدا دارند تا شاید شگفتیسازی در بین 17 ورزشكار باقی مانده پدید آید و ناامیدی را از ذهنها پاك كند. در این میان نكتهای كه از همه آزار دهندهتر است كمبود فعالیتهای فرهنگی و سازماندهی تماشاگران برای تشویق ورزشكاران ایرانی است.
هر بینندهای با حضور در مراكز ورزشی شهر پكن كه بازیهای المپیك در آن برگزار میشود، به این نكته پی میبرد كه بیشتر كشورهای دنیا یا به صورت سازمان یافته و یا به صورت خودجوش با لباسهای متحدالشكل كه رنگ و پرچم كشورشان را در ذهنها متواتر میكند، به تشویق ورزشكارانشان میپردازند.
این نكته تاثیر بسیار زیادی بر روحیهی ورزشكاران دارد، به عنوان نمونه دوشنبه شب در رقابتهای جودو بیش از یكصد نفر از مردم كشور آذربایجان به همراه "الهام علیاف" رییس جمهور كشورشان به سالن محل رقابتها آمده بودند و به صورت وصف ناپذیری "النور ممدلی" را تشویق میكردند تا به مدال طلا رسید.
این در حالی بود كه علی معلومات كه چیزی از حریف خود كم نداشت، بدون اینكه حتی یك تماشاگر ایرانی او را از سكوی تماشاگران تشویق كند، به صحنه رقابت رفت و در میان شور و هیجانی كه آذربایجانیها به وجود آورده بودند در عین شایستگی نتیجه را واگذار كرد.
شاید بسیاری از مسوولان ایرانی توجیهشان این باشد كه كسی توقع كسب مدال از معلومات را نداشت كه برای تشویق او به سالن بیاید. اما، نكته اینجاست كه حمید سوریان یكی از شانسهای اصلی ایران برای كسب مدال طلا بود. چرا حتی 10 ایرانی در سالن محل رقابتها نبودند كه او را تشویق كنند.
بنابر اطلاعات كسب شده كمیتهی برگزاری مسابقهها نه تنها بلیتهای خود را از طریق بخش مخصوص این كار به فروش میرساند بلكه بلیتهایی را هم در اختیار كمیتههای ملی المپیك كشورها میگذارد كه در مورد بیست و نهمین دورهی بازیها هم چنین اتفاقی افتاده بود. اما، در واقع این بلیتها كجا رفته است؟ نقش كمیتهی ملی المپیك در سازماندهی تماشاگران چیست؟ نقش سفارت ایران در پكن در زمینهی هماهنگی ایرانیهای حاضر در چین و یا شهر پكن برای حضور در سالن مسابقات و تشویق ورزشكاران كشورمان چیست؟ آیا واقعا هیچ ایرانی در پكن زندگی نمیكند كه علاقه داشته باشد نمایندهاش را در صحنهی رقابت تشویق كند؟ آیا علاقهمندان ایرانی به ورزش در شهر پكن بلیتهای مسابقههای ورزشكاران ایرانی را بدست آوردهاند؟ این سوالهایی است كه ذهنها را به خود مشغول كرده است و به سختی میتوان جوابی برای آنها پیدا كرد.
امیدواریم كه مسوولان كمیتهی ملی المپیك و یا سفارت ایران در چین بجای فرافكنی و باز كردن بار این مسوولیت از دوش خود غربت ورزشكاران ایرانی را در سالنهای پكن احساس كنند و در روزهای باقیمانده چارهای برای حل این مشكل بیندیشند. البته سفیر ایران گفته بود كه ما تدارك زیادی برای بازیهای المپیك دیدهایم اما، باید دید فعالیت آنها در زمینههای فرهنگی و تماشاگران چقدر بوده است!
البته ناگفته نماند كه تعدادی از علاقهمندان متمول ورزش هر كدام بیش از چهار میلیون تومان هزینه كردهاند و از تهران به پكن آمدهاند. آن هم با بلیتهایی كه كمیتهی ملی المپیك در اختیار داشت اما، این تعداد معدود را هم تنها در صبح روزهایی میتوان دید كه بسكتبالیستهای ایران مسابقه دارند.
