« خدا را شکر می کنم که بازی استقلال با ذوب آهن باعث شد تا عنایت عید را کنار خانواده اش باشد.» این جمله را سعید آذری می گوید.
  
 مدیرعامل ذوب آهن شاید حق دارد از فدراسیون فوتبال گله داشته باشد. فدراسیون بی شک تحت تاثیر جو رسانه ای تیم صدرنشین پیش از بازی عصر چهارشنبه فولادشهر قرار گرفت. این فشار را در سوت های داور مسابقه و اتفاقات اطراف زمین به وضوح می شد حس کرد.

آذری که در جریان بازی دو تیم اسقلال و ذوب آهن به دلیل ازدحام جمعیت حاضر در ورزشگاه چاره ای جز این نداشت که در کنار خبرنگاران به تماشای مسابقه بنشیند ، نمی توانست طوری آرام بنشیند که سوژه رسانه ای نشود. وقتی مدیر ذوب آهن بازی حساس فینال لیگ را که بیش از هر کسی برای او استرس به همراه دارد را تماشا می کند به ناگاه ری اکشن هایش به اتفاقات زمین بازی دیدنی می شود.
« وای» فریاد حسرت با هر توپی که از دست می رفت با صدای بلند از آذری شنیده می شد ، نارضایتی از محمد منصوری یکی از اتفاقاتی بود که با هر اشتباه این هافبک آشکارا دیده می شد . آذری معتقد بود این بازیکن تیمش باید با سری به بالا و روبه جلو بازی کند. زودتر پاس بدهد و البته در این مورد بی شک حق با آقای مدیر بود.

درست از لحظه گل ذوب آهن بود که حساسیت آذری به اوج رسید. کاشته ای که فرستاده شد روی دروازه استقلال به نظر نمی رسید موقعیتی در حد رسیدن به گل باشد پس عجیب نبود که آذری مدام بگوید:« نه ، نه اونجا نه ، این توپ ضرب نداره » اما اشتباه دفاع سردرگم استقلال تنها لحظه بعد باعث شد تا آقای مدیر با تمام وجود فریاد کند:« گل ، گل ، گل »

با این گل اما فشار تیم میزبان هم بر دروازه رقیب کاهش یافت تا رنگ صورت  آقای مدیر از فشار بازی حتی سرخ تر از پیراهنی باشد که به تن داشت. او همان قدر کنار زمین هرس می خورد که امیر قلعه نویی روی نیمکت استقلال. در دقیقه 35 بازی وقتی در دل اعتراض های قلعه نویی کنار خط ، حسین کاظمی خطایی شدید را روی ایگور کاسترو انجام داد ، دیگر نتوانست خود را کنترل کند و فریاد زد:« بیا آقای قلعه نویی دیگر داور چه کاری برای تان بکند. این کار اخراج داشت!» البته ترکی حتی در این صحنه کارت زردش را هم استفاده نکرد.

در دقایق پایانی نیمه اول ذوب آهن چند فرصت خوب را داشت که اصرار بازیکنان مهاجم این تیم برای نفوذ به سمت راست استقلال این بخت ها را از تیم میزبان گرفت ؛« نمی دونم چرا منصور خان این قدر به بچه ها اصرار کرده از راست استقلال برن ، اگه توپ رو می داد به خلعتبری گل می زدیم.» این جمله آذری به واقعیت نزدیک بود چون سه موقعیت فوق العاده به همین شکل از دست رفت. این نشان از تسلط آقای مدیر به بازی فوتبال داشت. او البته از همان دقایق بعد از گل استرس داشت و با هر کاشته ای که تیمش می داد می گفت:« شرط می بندم الان گل می خوریم » و گفته او در نیمه دوم اتفاق افتاد.

آذری این عدم اعتماد به برد تیمش را که خبرنگار کنار دستی اش بارها در طول یک نیمه از زبان او شنیده بود ، 48 ساعت بعد از مسابقه حساس اینگونه توصیف می کند:« من واقعا نگران بودم. من آدم مبارزی هستم. همیشه همه تلاشم را برای برد اناجم می دهم و دوست داشتم بازی را ببریم تحت هیچ شرایطی نمی پذیرم که گل بخوریم و مسابقه ای را حتی مساوی کنیم اما گاهی شرایط طوری هست که تو به عنوان مدیر یک مجموعه ، هیجانی می شوی.»

او درباره استدلال های فوتبالی اش هم می گوید:«خب 5 سال است که من مدیر ذوب هستم اگر نخوردیم نان گندم ، اما دیدیم دست مردم! البته تا زمان دانشگاه هم فوتبال بازی می کردم. تازه همه بچه های پایین شهر ، فوتبال در خون شان است. البته همان طور که کنارم بودی و دیدی من فقط مثل هر تماشاگر دیگری ، روی موج هیجان ، حرف های خودم را می گفتم .» هیجانات آقای مدیر اگرچه نزدیک به حقیقت بودند اما شنیدن شان برای منصور ابراهیم زاده ، مربی تیم خیلی جالب نبود:« نظر آقای آذری محترم است اما من هنوز هم معتقدم چون استقلال از راست حمله می کند پس راه ضربه زدن به این تیم ، نفوذ از همین جناح است. حالا شاید در موارد خاص ما باید توپ ها را به جناح مخالف می بردیم اما این یک حکم قطعی نیست.»

مدیر تیم اما خود اصرار دارد که هیچ وقت مکنوناتش را به کادرفنی تحمیل نمی کند:« گفتم که من فقط روی سکو یک تماشاگر بودم و هیچ وقت دخالت بی جا در امور فنی تیمم نمی کنم.»
بازی استقلال و ذوب آهن پیش از شروع حواشی بسیاری داشت. جنگ روانی استقلال علیه فدراسیون که تشکیلات فوتبال را به حمایت از تیم اصفهانی متهم می کرد در فولادشهر کارگر افتاد و آنها به هدف شان رسیدند؛« تاج حتی با برادرش هم تعارف ندارد تازه مگر دادکان بچه تهران نبود پس چرا در دوره او فولاد و سپاهان قهرمان شدند؟ حالا پس این حرف خنده دار است که تاج بخواهد ما را قهرمان کند تازه ما اصلا نیازی به تاج نداریم و اگر لایق قهرمانی باشیم ، حتما قهرمان می شویم.»

آذری ادامه می دهد:« معتقدم جوسازی رقیب تنها روی کسانی اثر گذاشت که ترسیدند آنها که از تهدید . متاسفانه محسن ترکی ترسید . او تحت تاثیر بود ، کمیته داوران هم ترسید و البته سازمان لیگ یا حتی کمیته انضباطی. ترکی باید همان دقیقه 35 که کاسترو را زدند یار استقلال را اخراج می کرد . او فقط 5 متر با صحنه فاصله داشت اما او ترسید.»

آذری البته خوشحال بود که شریفی و عزیز محمدی از نزدیک شاهد میزبانی شایسته ذوب آهن و اتفاقاتی که به نظر او جریان بازی را برگرداند ، بودند؛« استقلال از اصفهان در رفت اما خوشحالم که این بازی باعث شد تا آقای واعظ بزرگواری کنند و از شکایت شان صرف نظر کنند. حالا آقای عنایت به لطف بازی اصفهان می تواند مطمئن باشد که پای سفره ههفت سین می نشیند و عید را به جای حضور در کانون گرم خانواده ، زندانی نیست!»

  

 
  گردآوری:گروه خبر سیمرغ
www.seemorgh.com/news