هیچكس نفهمید آن پاهای جادویی چرا به مدت 2 سال با قفل محرومیت كنفدراسیون فوتبال آسیا بسته شد. نه روزنامهای نوشت و نه تصویری رفتار بر صفحه تلویزیون نقش بست. فقط دهان به دهان چرخید و چرخید كه داور را مضروب كرده است. محرومیت او با از دست رفتن بهترین روزهای زندگی حرفهایاش همراه شد. علی كریمیكه خیلی زود توانسته بود با 3 بازی رویایی در پرسپولیس به تیم ملی راه یابد، با حركتی ناشیانه خود را خانه نشین كرد.
به نوشته جام جم، روزها، هفتهها و ماهها برای او كند میگذشت و هواداران پرسپولیس فقط به چند بازی درخشان او در تركیب پرسپولیس و بازیهایی كه از او در تیم قهرمان بانكوك به یاد میآوردند، خوش بودند. روزها برای كریمیدر ورزشگاه كارگران به تلخی میگذشت. دویدن كنار زمین، برای روی فرم ماندن. تمرین كردن او با پرسپولیس سودی نداشت، نه برای خودش و نه برای پرسپولیس. كریمی فقط نرم میدوید.
روزی از همان روزهای سرد زمستانی تماشاگرانی كه روی سكوها تمرین پرسپولیس را به تماشا نشسته بودند، با دیدن دوباره كریمی و شنیدن این خبر كه چیزی تا پایان مهلت محرومیتش باقی نمانده است، برایش فریاد كشیدند: «كریمی ریوالدو ... كریمی ریوالدو...» كریمی دور زمین میدوید و از مقابل جمعیت عبور كرد. نگاهی از زیر چشم به فریادكشان انداخت و بدون این كه واكنشی برای نشان دادن رضایتش نشان دهد، عبور كرد. دقیقهای بعد، دوباره پس از طی زمین مقابل همان جمعیت رسید كه فریاد میزدند: «كریمی ریوالدو ...» و این بار ایستاد... دستش را به كمر زد و طلبكارانه هواداران را نگاه كرد. انگار داشت با عمق نگاهش با جمعیتی كه لحظهای سكوت كرده بود، حرف میزد. پس از گذشت كمتر از 30 ثانیه، دوباره فریاد هواداران بلند شد: «ریوالدوی كریمی... ریوالدوی كریمی... » و كریمی این بچه مغرور فوتبال ایران، دوباره به دویدن ادامه داد.
پسوند خانواگیاش پاشاكی است. پس خیلیها تصور میكنند او باید زاده روستایی در گیلان باشد. اما كریمیدر كرج چشم گشود و پدری كه برای تغییر كار و جستجوی زندگی بهتر راهی كرج شده بود، نام محمد علی را برای او برگزید.
****
پالیستا شهری است با ویژگیهای خاص اجتماعی. ریوالدو نمیداند این از خوش اقبالیاش بود یا از بدشانسیاش كه در چنین شهری با این اقتصاد به دنیا آمد. امروز بعد از 37 سال زندگی، هرچند از شهری كه كودكانش هر روز صدای شلیك گلولههای یاغیها و جداییطلبان را میشنوند دور مانده؛ اما هنوز خاطره بستنی فروشی اش روی سكوهای ورزشگاههای فوتبال این شهر را از یاد نبرده است.
****
كریمی علاقه به تحصیل نداشت. خودش در یك مصاحبه جنجالی در سال 80 گفت: من اجازه نمیدهم بچههایم درس بخوانند. آنها باید از بچگی بروند سر كار. چون الان همه میبینند كه مهندسها در این مملكت بیكار ماندهاند!
****
ریوالدو مجبور شد تحصیل را رها كند. وقتی پدرش (رومیلدو) درگذشت، او هنوز یك نوجوان بود. باید خودش را وادار میكرد برای معاش خانواده پرجمعیت، دستفروشی كند. روزها كار كرد و شبهایش را در زمینهای فوتبال گذراند. تمرین به تنهایی زیر نور مهتاب، یكی از دلایلی بود كه شوتهای از راه دور او زبانزد شد.
وقتی عابدینی دست كریمی را گرفت و به اردوی بروجرد برد ایویچ فریاد زد: «تیم من خانه دلالها نیست»
****
وقتی امیر عابدینی دستش را گرفت و به اردوی بروجرد برد تا بازیكن فتح را پیش چشم ایویچ قرار دهد، مربی وقت تیم ملی فریاد زده بود: «تیم من خانه دلالها نیست. مگر میخواهم تیم محلی درست كنم؟ این دو را بیرون كنید»! این بدترین خاطره زندگی جادوگر بود.
****
سال 96 میلادی بود. المپیك تابستانی آتلانتا شاهد حذف برزیل از رقابتهای فوتبال شد. ریوالدو مقابل نیجریه گل زد، اما تیمش باخت. همان سال زیباترین گل سال برزیل را از دایره مركزی زمین به ثمر رساند تا زاگالو دستمزد درخششهای وی را با خط زدن نامش از تیم ملی برزیل بدهد!
****
سال 1384 بود كه بایرنیها سراغ جادوگر رفتند. بكن باوئر كه به عنوان مفسر بازی ایران مقابل آلمان در آزادی بازی را تفسیر میكرد، بین 2نیمه گفت: شماره 8 ایران مرا به یاد گردمولر میاندازد. پس طبیعی بود ژرمنها او را از چنگ الاهلی امارات بیرون بكشند. او طی دو سال 3 گل برای این تیم آلمانی زد.
****
سال 97 میلادی برای ریوالدو زندگی معنی جدیدی داشت. او با بارسلونا قراردادی به ارزش 26 میلیون دلار امضا كرد و چنین گفت: «زندگی مالی راحتی میخواهم. هم برای خودم و هم برای خانوادهام كه احساس میكنم هنوز زخم شلاقهای سالها گرسنگی را روی تن خود دارند»! ریوالدو در 34 بازی برای این تیم 19 گل زد كه زبانزد آنها قیچی برگردان او برابر منچستر یونایتد بود.
****
از پرسپولیس تا القطر، از بارسلونا و میلان تا المپیاكوس! از القطر تا پرسپولیس و از المپیاكوس تا بنیادكار!
شكی نیست كه نه فقط به خاطر شعارهای هواداران پرسپولیسیها در خواندن كریمی با لقب ریوالدو، كه در سرنوشت، این دو شباهتی بی بدیل و كم نظیر به یكدیگر دارند. ریوالدو به هیچ یك از حقوق واقعیاش در فوتبال نرسید.
تكنیكی ترین چپ پای جهان هرچند جام بهترین بازیكن سال فوتبال جهان را ربود، اما درست مثل علی كریمی كه او هم در آسیا جام مرد سال را ازآن خود كرده بود، مغلوب غرور خود شد. هردو فرزندان زیبای فوتبال هستند، اما شاید همین امروز میتوانستند هنر كم نظیرشان را به جای بازی در مرحله یك هشتم نهایی لیگ قهرمانان باشگاههای آسیا پیش چشم عده بیشتری از اهالی فوتبال قرار دهند.
چگونه میتوان از دوئل امروز چشم كند؟ كریمی و ریوالدو ... باید دید آن نگاه معنی دار كریمیدر ورزشگاه كارگران كه از خواندن نامش با پسوند ریوالدو ناراضی میشد، چقدر واقعی و بحق بوده است! دوئل بنیاد كار و پرسپولیس را نمیتوان از دست داد.
