فوتبال ما، روزگار سیاهی را به چشم میبیند. همه سیاهیها یك جا جمع شده است. هر چند همه جا میگویند بالاتر از سیاهی رنگی نیست اما در این فوتبال، كه رنگ مهمترین خصوصیت آن است، آدمها آنقدر رنگ به رنگ میشوند كه سیاه میشوند. سیاهی فوتبال، محصول كیفیت رنگ آن نیست، محصول فساد و دلالی و كثیفی است.
«به شیطان گفتند در میان طوایف كدامیك را بیشتر دوست داری، گفت دلالان را، از بهر سخن دروغ از ایشان خرسند بودم، آنها سوگند دروغ را نیز به سخن دروغ افزودند!»
اما قوم كثیف كننده فوتبال هنوز دست از سر فوتبال برنداشتهاند. دلالی كه روزگاری ارتباط خوبی با یكی از باشگاههای فوتبال داشت و ادعا میكرد «آنها چوب خشك را هم بخرند از من میگیرند» سال گذشته دستگیر شد و امسال بعد از آزادی باز هم یكی از بازیكنان فهرست این تیم را در لیگ برتر تامین كرد و از 80 میلیون سهم قرارداد او 40 میلیون را برداشت.
مجازات و تنبیه در فوتبال ما آنقدر خندهآور شده كه راه را برای جرایم جدید باز میگذارد. فكرش را بكنید، یك مربی یا یك بازیكن را مجرم تشخیص میدهند. او را به لیگ دسته اول تبعید میكنند تا مجازاتش كرده باشند. درست مثل اینكه خلافكاری كه در خیابان انقلاب مرتكب جرم و هتك حرمت و بیبندر و باری میشود را به خیابان ایرانشهر یا سپهبد قرنی بفرستیم تا آنجا در محدودهای كه كمتر چشم كار میكند، خلاف كند!
اقدامات بازدارنده فوتبال ما برای ممانعت از تكرار جرم چیست؟ آن مربی كه سال گذشته از هر بازیكنی بین دو تا هفت میلیون تومان گرفته بود تا هزینه خانه مجردی خود را از محل این مالیاتهای سیاه تامین كند، حالا چه میكند؟ چه كسی رفتار او را كنترل میكند؟
مربی دیگری كه به خاطر اعتبارش بعضی از بازیكنان حاضرند تا 50 درصد قراردادشان را به او بدهند، این روزها استراتژی جدیدی را برای مقابله با كنترل رفتارهایش پیدا كرده است، داستان رفتار این مربی بدین قرار است.
مربی مورد اشاره با اطلاع از كنترل تلفنهای همراه اول و شناخته شده، چند شماره تالیا و ایرانسل بینام (شمارههای قدیمی كه به راحتی خرید و فروش میشد) را پیدا كرده، هر روز هفته را به یكی از این شمارهها اختصاص میدهد. هر شماره هم یك كلمه عبوری دارد. مثل «پرنده، خرچنگ، آهو، خرگوش و...» هر كس با شمارههای مورد اشاره تماس گرفت و كلمه عبور را اعلام كرد میتواند طرف معامله خوبی برای آقایان باشد. این شمارهها و كلمات عبوری، توسط شخصی به نام «ف-ب» كنترل میشود كه نسبت سببی با برادر مربی دارد. مردی كه مویی كم پشت دارد و هنگام تمرین همیشه در فاصلهای چند متری تا زمین، گوشه سایهای را پیدا كرده و مینشیند.
بازیكنی كه برای پرداخت مبلغ قراردادش بین 30 تا 50 درصد با 6-5 مربی لیگی به توافق برسد و امتحانش را با اطمینان پس بدهد، شمارههای مورد اشاره را میگیرد. با جناب «ف.ب» صحبت میكند، البته اول رمز عبور روز را میگوید، بعد كه فامیل برادر مربی، اطمینان حاصل كرد كه طرف خودی است، او را به تمرینات فرا میخواند. تمامی امور مربوط به پول و تجارت با این سیستم توسط مربی مورد نظر انجام میشود. گفته میشود در حالیكه تیم مورد اشاره هنوز 50 درصد نفراتش را هم جذب نكرده، 400 میلیون تومان پول به حساب مربی مورد نظر ریخته شده است.
مربی مورد نظر با این شیوه، دیگر دم به تله نمیدهد. او، با همین سیستم راحت كارش را انجام میدهد و فقط كسانی كه زرنگ نیستند دمشان لای تله گیر میكند.
حسن انجام و اعمال سیاستهای اخلاقمدارانه در فوتبال ما فقط این بود كه خاطیان، تنها كمی دست و پای خودشان را بیشتر جمع میكنند و دیگر، سوتی ا به اصطلاح معروف گاف نمیدهند.
www.seemorgh.com/news
