عضو سابق كميته انتقالي فدراسيون گفت: با انتقال غير كارشناسی باشگاه ها به استان‌ها، فوتبال ايران 40 سال به عقب برده شد.
 

مهدی خیبری در خصوص نحوه فعالیت اتحادیه فوتبال باشگاه‌های ایران و واگذاری امتیاز باشگاه‌ها به استان‌ها گفت ‌و گویی با فارس انجام داد كه متن آن را در زیر می‌خوانید:

فدراسیون باید نقش سیاستگذاری داشته باشد

هر اتحادیه و انجمن مرتبط با فوتبال مانند انجمن داوران، ‌مربیان و بازیكنان باید ابتدا اساسنامه خود را تهیه و آن را به تایید فدراسیون برساند و حق عضویت خود را پرداخت كند. شاید روزگاری در فوتبال به جایی برسیم كه مثلا برگزاری كلاس آموزشی را به انجمن مربیان واگذار كنیم. در كشوری مثل انگلیس، انجمن مربیان بیش از سی هزار عضو دارد و كارهای آموزشی را انجام می‌دهد و فدراسیون نقش سیاست‌گذاری، نظارت و تصویب آئین نامه‌ها را دارد.

سازمان لیگ مستقل از فدراسیون است

سازمان لیگ اكنون از فدراسیون جدا شده؛ اما با انجمن‌های دیگر متفاوت است. باید رابطه نزدیكی با فدراسیون داشته باشد و از كمیته داوران استفاده كند. در هیچ كجای دنیا اتحادیه‌ها باشگاه‌ها به این شكل كه در ایران هست، وجود ندارد. اگر در انگلیس گفته می‌شود جام اتحادیه، در آنجا به فدراسیون اتحادیه می‌گویند یا سازمان بوندس لیگا، سازمان كالچو و ... وجود دارد.

رابطه حقوقی فدراسیون و اتحادیه باید مشخص شود

در ایران خلط مبحث صورت گرفته است. باید ابتدا اساسنامه اتحادیه باشگاه‌ها مورد تایید فدراسیون قرار بگیرد و عضو فدراسیون شود. ساختار تشكیلاتی و حقوقی آن هم مشخص شود. ساختار تشكیلاتی آن به خودشان مربوط است؛ اما درباره ساختار حقوقی و اینكه چه نوع رابطه‌ای با فدراسیون داشته باشد، باید مشخص باشد چرا كه برداشت‌های مختلفی وجود دارد.

سازوكار انتقال باشگاه‌ها مناسب نیست

در مورد انتقال امتیاز باشگاه‌های تهران به استان‌ها باید بگویم كه اصل طرح بسیار خوب و پسندیده است. اینكه فوتبال در شهرستان‌ها زنده شود و تماشاگران بیشتری به ورزشگاه‌ها بیایند، بسیار خوب است؛ اما باید ساز و كار درستی داشته باشد. مسئله هویت در باشگاهداری بسیار مهم است و برای آنكه یك تیم در یك استان یا شهر صاحب هویت شود، حداقل به سه تا پنج سال زمان نیاز است. هویت باشگاه‌ها خریدنی نیست.

هویت سوزی به جای هویت‌سازی

با انتقال یك باشگاه به استان آذربایجان شرقی، دو اتفاق بد رخ می‌دهد. اول تیمی مثل تراكتورسازی كه هویت دارد، آن را از دست می‌دهد و دوم، تیمی كه از تهران به این استان منتقل ‌شده، هویت خود را از دست داده است. با انتقال امتیاز باشگاه‌ها به استان‌ها، به جای هویت سازی، هویت سوزی می‌كنیم. در انگلیس تیمی مثل لیدز یونایتد كه حدود صد سال سابقه دارد، با وجود حضور در لیگ دسته سوم، همچنان تماشاگر دارد زیرا قدمت صدساله ارزش دارد.

نساجی مازندران را حمایت كنید

قبول دارم كه برخی تیم‌های تهرانی طرفدار نداشتند؛ اما باید برای این مسئله تدبیری اندیشید؛ نه آنكه صورت مسئله را پاك كرد. انتقال اینگونه باشگاه‌ها مانند آن است كه درختی را از ریشه قطع كنیم و آن را به محل جدیدی ببریم. درخت تا زمانی كه خودش شاداب است، سرحال می‌ماند؛ اما بعد از آنكه خشك شد، از بین می‌رود چون بی‌ریشه است. باشگاه‌داری مسئله ساده‌ای نیست. برای باشگا‌ه‌هایی مثل راه‌آهن، پیكان، پاس و ...، خون دل‌ها خورده شده تا قدمت پیدا كرده‌اند. باشگاهی مثل نساجی مازندران یك باشگاه قدمت‌دار در مازندران است كه می‌توان با كمی توجه و برنامه مدون سه ساله، دوباره اوج بگیرد. به این شكل، بازیكنان برای پیراهن باشگاه‌های خود احترام قائل می‌شوند. زمان بازیگری ما به تیم هما تعصب داشتیم. با این شرایط می‌توان به بازیكنان تعصب به پیراهن را آموخت.

روش خطرناك انتقال باشگاه‌ها

در تهران حدود یك صد تیم در رد‌ه‌های مختلف فعالیت می‌كنند تا خود را به لیگ دسته دوم و لیگ دسته اول و لیگ برتر برسانند. با انتقال باشگاه‌ها به شهرستان‌ها، انگیزه این تیم‌ها از بین می‌رود و مانند آب سردی است كه روی بازیكنان این تیم‌ها ریخته می‌شود. می دانید بعد از انتقال باشگاهی مثل سپاهان نوین اصفهان، امید چند هزار جوان ناامید شد؟ مسئله فقط 23 بازیكن تیم سپاهان نیست، جوانان بسیاری در تیم‌های مختلف استان تلاش می‌كنند تا تیم خود را به لیگ برتر برسانند اما به راحتی و با پرداخت مبلغی، زحمت جوانان استان به هدر می‌رود. این روش انتقال باشگاه‌ها بسیار خطرناك، مریض، غیرقابل توجیه و غیركارشناسی است.

فوتبال ایران 40 سال به عقب رفت

با این گونه انتقال باشگاه‌ها به استان‌ها، فوتبال ایران چهل سال عقب رفت. به خوبی به یاد دارم كه در دهه 1340 تیم‌های منتخب شهرستان‌ها درست كردیم. حالا كه باشگاه‌ها را به استان‌ها می دهیم، در واقع به دهه 40 بازگشته‌ایم. این روش را غیر كارشناسی می دانم.

به بازیكنان تعصب یاد بدهیم

از سر دلسوزی و بدون غرض‌ورزی حرف می‌زنم و در هیچ باشگاهی منفعتی ندارم. اگر هویت باشگاه‌ها را رعایت كنیم و بازیكنان نسبت به پیراهن تیم خود تعصب داشته باشند، در تیم ملی هم با تمام وجود بازی خواهند كرد. یك تماشاگر خارجی می‌گوید من را با پرچم تیم باشگاهم دفن كنید زیرا به تیم محبوب خود عشق می‌ورزد. باید بر مسئله هویت تاكید كرد. زیرساخت‌های نرم افزاری مهم است. تمام این مسائل در فوتبال به هم ربط دارند. چرا اكنون بازیكن به پیراهن تیم ملی به‌حرمتی می‌كند و آن را به نیمكت می‌كوبد؟ باید خودمان بحث هویت و تعصب را به بازیكنان آموزش دهیم.