من احساساتی هستم، اما سعی می‌كنم منطقم بر احساسم حاكم باشد. اگر به جای نازنین بودم فرار نمی‌كردم. جالب است كه تا حالا 5 بار نقش یك دختر فراری را بازی كرده‌ام. در فیلم...

 گفتگو با افسانه پاكرو بازیگر جوان سینما و تلویزیون
تولیدات سینمای ایران برای مقطع سنی نوجوانان ناچیز است. بنابراین بازیگران جوانی كه توانایی ایفای این نقش‌ها را داشته باشند، در این سینما شانس زیادی برای مطرح شدن و درخشیدن ندارند.در همان معدود فیلم‌ها نیز كارگردان‌ها سراغ بازیگرانی می‌روند كه قبلا امتحانشان را پس داده باشند.این گونه است كه شانس ورود بازیگران جوان كمتر و كمتر می‌شود.
پوران درخشنده یكی از كارگردان‌هایی است كه بر خلاف این جریان متعارف، حركت می‌كند. او در كارنامه‌اش فیلم‌های زیادی را برای مقطع سنی نوجوان به ثبت رسانده است.
پرنده كوچك خوشبختی،‌ عبور از غبار،‌ شمعی در باد، زمان از دست رفته و رویای خیس از جمله فیلم‌هایی هستند كه درخشنده با نگاه به مشكلات این قشر سنی جلوی دوربین برده است. محمدرضا غفاری، بازیگر سریال آشپزباشی اولین بازی جدی‌اش را در فیلم رویای خیس‌ ارائه كرد. افسانه پاكرو یكی دیگر از بازیگران فیلم رویای خیس بود كه درخشنده ایفای محوری‌ترین نقش را به او سپرده بود. پاكرو پس از این در فیلم‌های دیگری چون محاكمه، شیر و عسل و زندگی شیرین جلوی دوربین رفت. محكومین بهشت، پیدا و پنهان و رسم عاشقی از دیگر فیلم‌هایی هستند كه این بازیگر جوان، بازیگری در آنها را تجربه كرده است.
او متولد 11 اردیبهشت 1362 تهران و دانش‌آموخته رشته گرافیك است. پاكرو خودش را در ابتدای راه بازیگری می‌داند و با امیدواری درباره آینده حرفه‌ای‌اش صحبت می‌كند. او هم‌اكنون مشغول بازی در سریال مناسبتی ماه رمضان، یعنی «در مسیر زاینده رود» به كارگردانی حسن فتحی است.

از انتخاب شدنت در فیلم رویای خیس تعریف كن. این فیلم اولین كار جدی ات در سینما بود؟

تقریبا بله، اما پیش از آن فیلم سینمایی «محكومین بهشت» و سریال «رسم عاشقی» را بازی كرده بودم. در آن زمان برای نقش نازنین حدود 5 بازیگر حرفه‌ای برای فیلم رویای خیس نامزد بودند؛ ولی بعد از انجام تست‌های بازیگری من انتخاب شدم. از فیلم‌های ایشان «پرنده كوچك خوشبختی» را دیده بودم و خیلی دوستش داشتم. پوران درخشنده در توضیح نقش به من گفت یك دختر نوجوان است كه با پسری آشنا می‌شود و برایش اتفاقاتی می‌افتد كه بسیار آموزنده است.

ورودت به دنیای بازیگری چطور اتفاق افتاد؟

من كلاس‌های بازیگری آقای سمندریان را می‌رفتم و همزمان در دانشگاه سوره در رشته نقاشی درس می‌خواندم. نزدیك دانشگاهمان دفتر فیلمسازی بود كه تست بازیگری می‌گرفت. برای تست رفتم، كارگردان گفت سن شما برای این فیلم خیلی كم است، البته یك كاری بود كه هیچ‌وقت هم ساخته نشد. اما فیلمبردار فیلم سینمایی «محكومین بهشت» مرا از طریق این دفتر برای فیلم خودشان انتخاب كرد. كار پوران درخشنده هم همین طوری بود. یك جای دیگر تست دادم كه دستیار پوران درخشنده مرا دیده بود و برای رویای خیس با من تماس گرفت. ولی در كل باید بگویم كه من در این سینما بدون پشتوانه و بسختی وارد شدم.

حضور كارگردانی چون «پوران درخشنده‌» چقدر برایت اهمیت داشت؟

در ابتدای ورودم به سینما، این كه با چه كارگردانی كار كنم، مهم بود. او فیلم‌های زیادی درباره نوجوان‌ها ساخته‌ و دغدغه‌های این گروه سنی را بخوبی می‌داند.
پوران درخشنده كارگردان قابل اعتمادی است.

فكر می‌كنی پیام فیلم رویای خیس چه بود؟
این بود كه دوستی‌های دوران نوجوانی از روی احساس است و هیچ منطقی ندارد.بیشتر آدم‌ها در نوجوانی برایشان اتفاقات ناخوشایندی پیش آمده است كه اگر بزرگ‌تر بودند، هیچ‌گاه دچار این مشكلات و تصمیمات نادرست نمی‌شدند.

به نظر تو چرا اسم رویای خیس را برایش انتخاب كرده‌اند؟

چون می‌تواند معناهای زیادی داشته باشد. شاید یعنی آینده‌ای نامعلوم.

خودت هم گرفتار مشكلات شخصیت رویای خیس‌ بودی؟

من احساساتی هستم، اما سعی می‌كنم منطقم بر احساسم حاكم باشد. اگر به جای نازنین بودم فرار نمی‌كردم. جالب است كه تا حالا 5 بار نقش یك دختر فراری را بازی كرده‌ام. در فیلم محاكمه ایرج قادری با پسری كه دوست داشتم فرارمی‌كنم. در فیلم «پیدا و پنهان» حمید لبخنده، با نامزدم فرار می‌كنم. در فیلم سینمایی محكومین بهشت به خاطر اجازه نداشتن برای درس خواندن فرار كردم. در تمام این فیلم‌ها نقش دخترهای نوجوانی را داشتم كه فقط از روی احساسات عمل می‌كردند.

یادت می‌آید اولین بار كه جلوی دوربین رفتی چه حسی داشتی؟

فیلم محكومین بهشت بود. اتفاقا سخت‌ترین سكانسش هم بود. من نقش یك دختر قالیباف را بازی می‌كردم. پدرش می‌آمد مدرسه و جلوی چشم بچه‌ها او را از مدرسه می‌برد، چرا كه پدرش نمی‌خواست این دختر درس بخواند. در راه دخترش را روی زمین می‌كشید. این فیلم با این صحنه كلید خورد. وقتی رفتم جلوی دوربین هیچ استرسی نداشتم شاید حالا هنگام انتخاب نقش‌هایم نگران باشم ولی آن زمان واقعا هیچ ترسی نداشتم. روز اول كلید خوردن سریال رسم عاشقی آقای ضرغامی برای بازدید آمد و همه رسانه‌ها هم برای تهیه گزارش آمده بودند. من نقش یك دختر شهرستانی را بازی می‌كردم و تنها بازیگری بودم كه روز اول بازی داشتم، ولی آن روز هم ترسی نداشتم. از آقای ضرغامی خاطره خوبی دارم. سن من كم بود و تازه وارد بازیگری شده بودم. خوشامد گویی ایشان با رویی گشاده، به من دلگرمی داد.

رشته‌هایی كه در آن تحصیل كرده‌ای، خیلی متنوع بوده‌اند، چرا؟

من چند بار تغییر رشته داده‌ام. در هنرستان رشته گرافیك و در دانشگاه نقاشی خواندم. بعد از آن‌كه رشته نقاشی را به پایان رساندم یك‌بار دیگر در پیش دانشگاهی در رشته تجربی شركت كردم و سال بعد در كنكور پزشكی قبول شدم، اما نرفتم. آن موقع سر فیلم محاكمه ایرج قادری بودم كه خبر قبولی‌ام آمد. برای این‌كه پزشكی قبول بشوم خیلی زحمت كشیدم. وقتی خبر قبولی‌ام را شنیدم هم خوشحال شدم هم ناراحت. واقعا باید انتخاب می‌كردم. اگر الان آن زمان تكرار بشود، سینما و پزشكی را با هم انتخاب می‌كنم.
همچنین در انجمن سینمای جوان، دوره‌های كارگردانی را گذرانده‌ام.

‌انگیزه‌ات خیلی قوی بود كه تصمیم گرفتی رشته پزشكی را فراموش كنی؟

بله. من تازه وارد سینما شده بودم. خیلی سخت وارد شده بودم و در آن زمان نمی‌خواستم براحتی از دستش بدهم.

‌پدر و مادرت با این تصمیمت مخالفت نكردند؟

آن موقع تصمیم داشتم در سینما بمانم. پدر و مادرم می‌دانستند كه من تصمیم درستی خواهم گرفت و به همین دلیل مخالفت نكردند.

بعضی وقت‌ها فیلم‌هایی را انتخاب كرده‌ای كه مورد تایید منتقدان نبوده‌ است. مثل فیلم‌های زندگی شیرین یا شیر و عسل. تو كه می‌توانی در فیلم خوبی چون رویای خیس‌بازی كنی، چرا سراغ این جور فیلم‌های به اصطلاح پیش پا افتاده می‌روی؟
متاسفانه فیلم رویای خیس در بخش رقابتی جشنواره فجر شركت نكرد. من شنیدم یكی از داوران گفته بود اگر این فیلم در جشنواره حضور داشت، افسانه پاكرو را نامزد می‌كردیم. اگر فیلم به جشنواره می‌رفت، خیلی دیده می‌شد. به هر حال رویای خیس اكران خوبی داشت.
من به فیلم‌هایم فقط به‌عنوان یك تجربه نگاه می‌كنم. مدتی به خاطر همین چیزها سر كار نرفتم. انتظارم بسیار بالا بود و پیشنهادهایی كه می‌شد در حد انتظارم نبود.
متاسفانه سینمای ما طوری شده كه تو فقط باید جلوی چشم باشی. مهم نیست كه چه كاری داری انجام می‌دهی؛ مهم این است كه فقط باشی. البته من خیلی از كارها را رد كردم، چون تا زمانی كه چهره‌ام اجازه بازی در نقش دختران نوجوان را به من بدهد، به هیچ عنوان نقش زن‌های ازدواج كرده و بچه دار و سن بالا را نمی‌پذیرم. چون سن چیزی نیست كه به عقب برگردد.
نمی‌خواهم به «شیر و عسل» توهین بشود. چون به هر حال این فیلم هم مخاطبان خاص خودش را دارد. البته در مورد این فیلم باید بگویم كه شخصا وقتی فیلم را درسینما دیدم كمی با آنچه فكر می‌كردم متفاوت بود. به نظرم شاید عشق پر رنگ‌تری بین دو شخصیت داستان باید می‌بود تا قصه جذاب‌تری اتفاق می‌افتاد؛ چیزی كه بعد از دیدن فیلم احساس نكردم. به هر حال با توجه به مساله گیشه، خودم را توجیه كردم كه در این فیلم بازی كنم و حالا به عنوان یك تجربه در كارنامه خود به آن نگاه می‌كنم.

فیلم ایده‌آل از نظر تو چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟

من فیلم ایده‌آلم را خواهم ساخت، آن وقت می‌بینید چه جور فیلمی است. نمی‌توانم چیز بیشتری در این‌باره بگویم، ولی واقعا تاكنون فیلمی كه بسیار دوست داشته باشم در آن بازی كنم، برایم پیش نیامده است. در حال حاضر دلیل اصلی علاقه‌ام به كارگردانی این است كه می‌بینم نقش‌هایی را كه دوست دارم بازی كنم، ساخته نمی‌شود. متاسفانه در طول یك سال بیشتر از چند فیلم خوب ساخته نمی‌شود. همه اینها به من انگیزه می‌دهد كه فیلمنامه بنویسم و آنها را جلوی دوربین ببرم.

به كارگردانی بیشتر علاقه داری یا بازیگری؟

اولش علاقه‌ام به بازیگری بود. همزمان با فیلم، رویای خیس بود كه دیدم خیلی به كارگردانی علاقه دارم. من از بچگی با كارهای‌‌ هنری مثل نقاشی و گرافیك و... سر و كار داشتم.
بازیگری و كارگردانی قابل مقایسه نیستند. كارگردانی خیلی سخت‌تر است. یك بازیگر باید به فكر نقش خود باشد، ولی كارگردان باید به فكر همه چیز باشد. اصلا وظایف كارگردانی و بازیگری با هم قابل مقایسه نیست. یك بازیگر در قبال قاب دوربین، نور، و صدا و... وظیفه‌ای ندارد اینها وظایف كارگردان است كه با تدبیر بالا و هوشمندی می‌تواند یك اثر زیبا خلق كند.
نمی‌خواهم به كسی توهین كنم. اما كارگردانانی هستند كه جای درست دوربین را نمی‌دانند. اینها دستیار خوب می‌گیرند تا برایشان دكوپاژ كند و این اصلا درست نیست. منشی صحنه به من می‌گوید تو راكوردت را خوب حفظ می‌كنی. چون در دوره‌های آموزشی كارگردانی و در فیلم‌های كوتاهی كه ساختم، این چیزها را یاد گرفته‌ام. در مجموع كارگردانی را خیلی بیشتر از بازیگری دوست دارم. در كارگردانی همه چیز آن‌طور كه باب میل توست، پیش می‌رود.

تجربه عملی كارگردانی هم داشته‌ای؟

فیلم كوتاه در ژانر كودك ساخته‌ام. در یكی از آنها خودم هم بازی كردم. البته این فیلم‌ها را فعلا جایی نفرستادم. 2 تا فیلمنامه بلند هم نوشته‌ام.

از سریال در «مسیر زاینده رود» تعریف كن. پیش‌بینی می‌شود این سریال هم مثل میوه ممنوعه در ماه رمضان بینندگان زیادی داشته باشد.

در این سریال نقش یك دختر فقیر را بازی می‌كنم. فكر می‌كنم این كار دیده بشود. بجز آقای فتحی و نویسندگی آقای نادری، حضور آقای عفیفه هم برای من خیلی مهم بود، چون قبلا در سریال رسم عاشقی با ایشان كاملا آشنا شده بودم. با این‌كه فقط چند قسمت از فیلمنامه نوشته شده بود، ولی من با اعتماد به آقای عفیفه و آقای فتحی بازی در این كار را قبول كردم. حالا در زمان كار می‌بینم كه آقای فتحی از آن كارگردانانی است كه بازیگر با او راحت‌تر كار می‌كند.

بین 2 رسانه تلویزیون و سینما كدام را بیشتر ترجیح می‌دهی؟

من سینما را ترجیح می‌دهم.

فكر می‌كنی اوج موفقیت در بازیگری چه نقطه‌ای باشد؟

الان اصلا به این چیزها فكر نمی‌كنم و فقط كارگردانی خیلی برایم مهم است. بازیگری یك سنی دارد؛ اما كارگردانی محدودیتی ندارد. بازیگر می‌تواند در سن بالا كار كند اما احتمالش كم است. به هر حال چهره آدم عوض می‌شود. متاسفانه احتمال انزوای بازیگر بعد از پا به سن گذاشتن خیلی زیاد است.

خیلی‌ها وقتی با تو برخورد می‌كنند، سوالشان این است كه چطور می‌شود بازیگر شد. به این سوال چه جوابی می‌دهی؟
بازیگری شغلی است كه همه دوست دارند آن را تجربه كنند. اما واقعیتش را بخواهید بازیگری آش دهان‌سوزی نیست. بازیگری، تو را خیلی محدود می‌كند. شاید زندگی‌ات را به هم بریزد. تو نمی‌توانی زندگی عادی‌ خود را داشته باشی.
من خیلی از كارها را دوست دارم انجام بدهم. اما به خاطر بازیگری وقت نمی‌كنم و وقتی پیر شوم ممكن است حسرت بخورم كه چرا رشته پزشكی را ادامه ندادم.

تعریف تو از ستاره سینما چیست؟

بحث ستاره‌ها الان خیلی داغ است. به نظر من در ایران ستاره نداریم. ستاره كسی است كه همه مردم دنیا او را بشناسد. ستاره واقعا باید چهره و اخلاق داشته باشد. نمی‌شود یك نفر ستاره باشد و در خیابان هیچ‌كس را تحویل نگیرد یا اخلاق نداشته باشد، چون ما همیشه انتظار یك انسان بی‌عیب و نقص را از آدم‌های معروف داریم. برای خودم پیش آمده كه از طرفداری فلان بازیگر یا حتی كارگردان بعد از دیدن اخلاق و رفتاری كه انتظارش را از او نداشتم، منصرف شده‌ام.

ورود به سینما چه تاثیری روی شخصیتت گذاشت؟

من از بچگی خیلی شیطون بودم. با ورودم به سینما شخصیت شاد و پر جنب و جوش من آرام‌تر شد. الان هر كس مرا می‌بیند می‌گوید تو چقدر آرام و مظلومی. نمی‌دانم شاید چون انرژی‌ام در سینما تخلیه می‌شود.

در حال حاضر مشغول بازی در چه كارهایی هستی؟

همزمان در سریال «در مسیر زاینده رود» حسن فتحی بازی می‌كنم و فیلم سینمایی «چشم» به كارگردانی جمیل رستمی.

 سینمای ایران دچار فقر ستاره است

بارها این جمله را شنیده‌ایم كه می‌گویند. «سینمای ایران دچار فقر ستاره است.» یعنی در سینمای ما فیلم‌هایی ساخته می‌شوند كه دایره بازیگرانشان تنگ و محدود است و از چند نام تكراری فراتر نمی‌رود.
بخشی از این مشكل به تهیه‌كنندگان برمی گردد. تهیه‌كننده بخش خصوصی نمی‌تواند ریسك كند و بازیگر ناشناخته بیاورد. نتیجه‌اش این می‌شود كه هنرجویان بازیگری باید سال‌ها و سال‌ها پشت درهای بسته بمانند یا این كه در كارهایی حضور یابند كه اكران مناسبی ندارند و زود فراموش می‌شوند. در این میان كارگردان‌های كمی هستند كه از آنها در فیلم‌هایشان استفاده می‌كنند.
رسول صدرعاملی یكی از این كارگردان‌هاست. او در سه‌گانه‌اش یعنی «دختری با كفش‌های كتانی»، «من ترانه پانزده سال دارم» و «دیشب باباتو دیدم آیدا» سراغ استعدادهای جدید رفت.
بیشتر بازیگران دختر نوجوان سه‌گانه‌ این كارگردان، آینده درخشانی داشته‌اند. پگاه آهنگرانی و ترانه علیدوستی تاكنون جوایز معتبری را در جشنواره‌های داخلی و خارجی دریافت كرده‌اند.
صدر عاملی، بازیگر نقش ترانه را از میان هنرجویان كارگاه بازیگری امین تارخ انتخاب كرد. بعد‌ها ترانه علیدوستی انتخاب شدنش را خطرپذیری بزرگی از طرف كارگردان خواند و گفت‌: «اگر خودم كارگردان بودم، نمی‌توانستم به یك چهره ناشناخته اعتماد كنم.»
صوفی كیانی
و خاطره اسدی دیگر بازیگران معرفی شده توسط صدرعاملی هستند كه پس از بازی در فیلم «دیشب باباتو دیدم آیدا» پیشنهادهای خوبی داشتند.
استعدادهای جدید باید به سینمای ایران معرفی شوند وگرنه در چرخه تكرار می‌افتیم كه نتیجه‌اش اكران فیلم‌های یكنواخت و شبیه هم است. ستاره‌های حرفه‌ای حاضر نیستند هر نقشی را بازی كنند. چون ممكن است به شأن اجتماعی‌ آنها لطمه بخورد. اما بازیگران تازه كار هم انگیزه بیشتری دارند و هم هنگام پذیرفتن نقش انعطاف بیشتری از خودشان نشان می‌دهند.
 
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: jamejamonline.ir
 
مطالب پیشنهادی:
خاطره اسدی: «هفت دقیقه تا پائیز» 10 سال بزرگترم کرد
محمدرضا گلزار: تردید داشتم «فرشته مرگ» شوم!
 عصیانگری نیکی کریمی در «سلام بر عشق»
لیلا اوتادی: نگفتم نمی‌خواهم سوپراستار بشوم!!
امین حیایی: بازیگری هدفم نیست!
 
 
 

پربیننده های این بخش

 
X