او در فیلم «سگ را بجنبان» یك تهیه كننده عصبی به نام «استنلی اوسن» است. در سال 1997 انتقادهای جنجالی زیادی را برای این فیلم هجو سیاسی...
   
 «داستين لی هافمن» در هشتم اوت 1937 در لس آنجلس به دنيا آمد. پدرش يك طراح مبلمان روسی الاصل و مادرش يك هنرپيشه آماتور تئاتر بوده است.
ظهور داستین هافمن در دهه 60 خبر از ورد ستاره‌ای جدید به دنیای هالیوود می‌داد. شخصیت بی‌تكلف و سخت کوشش خیلی زود او را در میان معروف‌ترین و ممتازترین بازیگران نسل خویش قرار داد.
هافمن اغلب با كلیشه شدن در نقش‌هایی كه از او یك ضد قهرمان (انسانی زجر كشیده و شخصیتی تراژیك كه به ندرت به پایان خوش می‌انجامد) می‌ساخت در ستیز بود. به طور عمده او زمینه جدیدی را برای همه بازیگران، نه فقط بازیگرانی كه كمتر به قهرمانی و بیشتر به توصیف حقیقت زندگی محدود می‌شوند، ایجاد كرد. داستین هافمن در هشتم آگوست سال 1937 در لس آنجلس به دنیا آمد. او در ابتدا برای پزشكی درس خواند اما پس از مدتی تحصیل را رها كرد و به شغل‌های مختلفی مثل دستیاری روانپزشكی، پیشخدمتی، ظرف‌شوری، تایپیستی و روزنامه‌فروشی پرداخت تا اینكه به هنرستان موسیقی و هنر لس‌آنجلس راه یافت.
او قبل از رفتن به نیویورك برای تحصیل در استودیوی «لی استراسبرگ» (Lecstrasbreg)، وارد كالج شهر سانتا مونیكا شده بود كه پس از آشنایی با دانشجویی دیگری به نام «جن هاكمن» (Jeme Hackman) كه هیچ كدامشان موفقیتی را كه پیش رو داشتند پیش‌بینی نمی‌كردند – در كاخ پاسادنا (Pasadena) تمام توجه‌اش را متوجه بازیگری كرده بود و در چند نقش كوچك تلویزیونی نه چندان مهم بازی می‌كرد.

هافمن با ناراحتی از عدم موفقیتش در این نقش‌ها، مدتی بازیگری را رها كرد. اما در سال 1960، اولین نقش روی صحنه‌اش را در محصولی از «گراتراد استین» (Gertrude Stein) با نام «بلی گفتن برای مرد جوان» ایفا كرد كه راه را برای ورود به برادوی هموار نمود و نظر مایك نیكولز (Mike Nicholes) كارگران را متوجه خود كرد.
پس از «آشپز برای آقای جنرال» او به تلاش هایش ادامه داد و چندین سال روی صحنه ظاهر نشد كه در این خلال به تحصیل و فعالیت در استودیوی بازیگران لی‌استراسبرگ می‌پرداخت تا به بازیگری دارای متد تبدیل شود و بالاخره در سال 1964 در چند تئاتر مثل «در انتظار گودو» و «پیشخدمت زبان بسته» بازی كرد و دو سال بعد او جایزه «اوبی» را برای بازی‌اش در «سفر پنجمین سواره» بدست آورد.
در سال 1967 هافمن اولین فیلمش را با نقش كوچكی در «پلنگ بیرون می‌رود» بازی كرد و كمی ‌بعدتر در فیلم طنز و تحسین شده‌ «چی؟» تغییر روش داد. در این زمان بود كه او اولین بار توسط كارگردانی بنام «مایك نیكولز»‌ كشف شد، كسی كه او را در قالب نقش اول كمدی سیاهش به نام «فارغ‌التحصیلی» قرار داد كه با وجود سی‌سالگی‌اش هنگام ساخته شدن فیلم، او به خوبی به شكل یك دانشجوی كالج در آمده بود و بازی زیبایش نه تنها نامزدی اسكار را به دنبال داشت بلكه باعث محبوبیت فراوانش نیز در بین جوانان شد.
مقام او به عنوان یك ستاره تازه كار سینما در نتیجه فیلم «كابوی نیمه شب » ساخته جان اسكلزینگر (John Schlesinger) تثبیت شد كه جایزه آكادمی ‌را هم برایش به دنبال داشت و همچنین دومین نامزدی اسكار را به خاطرش كسب كرد. در سال 1970 در فیلم «مرد گندة كوچك» ساخته «آرتورپن» (Arthur Pen) درخشید. تصویر فوق‌العاده‌ای از یك جنگجوی هندی و نقشی كه مستلزم این بود كه به فردی صد ساله تبدیل شود.
بازی در «هوی كلدمن كیست؟» با كارگردانی دوست همیشگی‌اش «یولاگاسبارد» (Ulu Gasburd) اولین شكست هافمن در بازی‌هایش محسوب می‌شود. او بعد از این فیلم در درام غم‌انگیز «سگهای پوشالی» ساخته سم پكینپا (Som Peckinpa) ظاهر شد كه انتقادات تندی را در پی نمایشش در پس داشت.
 
اما فیلمی ‌كه با آن نام هافمن برای همیشه در یادها ماندگار شد «پاپیون» بود كه در كنار «اتیسو مك كوین» (Steve McQeen) عالی ظاهر شد. نقش‌ هافمن در این فیلم كه زندانی بی‌گناه تبعید شده است تا مدتها او را انتخاب اول بسیاری از كارگردانان برای فیلم‌هایشان قرار داد. او سپس در نقش كمدین افسانه‌ای «لنی بروس» (Lenny Bruce) در فیلم «لنی» كه در سال 1974 براساس زندگی‌نامه‌اش ساخته شده بود بازی كرد و سومین نامزدی آكادمی ‌را از آن خود كرد.
شاید یكی از دیگر شخصیت‌های به یادماندنی هافمن، نقش «كارل برن استین» در برابر «رابرت ردفورد» در فیلم «تمام مردان رئیس جمهور» باشد. در سال 1976 هافمن بار دیگر با «اسكوزینگر» در فیلم «مرد ماراتن» ‌همكاری كرد. كه او را در كنار «لارنس الیویر» (Laurance Olivier) قرار داد و این دو بازیگر توانا توانستند فیلم موفق دیگری بیافرینند.
در سال 1978 فیلم «زمان بی‌پردگی» به كارگردانی «گر اسبارد» پرژه‌ای بود كه از نگاه منتقدان موفق از كار درآمد اما از نظر مالی شكست سنگینی خورد و سرانجام فیلم «آگاتا» را بازی كرد كه نه بینندگان را راضی نگه داشت و نه منتقدان را. ولی در همان سال در درام خانوادگی «كرامر علیه كرامر» كه برای هر دو گروه قابل قبول بود ایفای نقش كرد. بازی هافمن در نقش مردی مطلقه بالاخره جایزه آكادمی ‌را برایش بعد از سه بار نامزدی به ارمغان آورد.
او همچنین برنده جایزه گلدن گلاب شد و چندین عنوان از طرف انجمن منتقدان نیویورك ولس آنجلس كسب كرد. فیلم بعدی هافمن در كمدی «توتسی» در سال 1982 در نقش بازیگری كه سعی می‌كند نقشی را در اپرا بدست آورد حتی موفق‌تر از قبل بود. با توجه به این‌كه این فیلم نامزدی دیگری را برای اسكار نصیب او كرد، در طول نمایش عمومی ‌نزدیك یك میلیون دلار فروش داشت.
او پس از یك غیبت طولانی در سال 1984 با نقش «ویلی لومان» در نمایش «مرگ فروشنده»‌ به روی صحنه‌ برادوی بازگشت. او با بازی در سریال‌های شبكه تلویزیونی CBS جایزه گلدن گلاب دیگری كسب كرد. در سال 1988 با بازی در «مرد بارانی» به كارگردانی «بری لوینسون» (Barry Levinson) كه در كنار «تام كروز» (Tom Cruise) ایفای نقش كرد، برنده دومین جایزه اسكار بهترین بازیگر شد و باعث شد تا هنرمند موفقی چه از نظر منتقدان و چه از نظر تماشاچیان باشد.

در همان سال، هافمن دوباره با حضور در «تاجر ونیزی» به صحنه برادوی برگشت و به دنبال آن در كنار «شون كاندی» (Sean Connery) و «میتو برادریك» (Matthew Braderick) در فیلم «حرفه خانوادگی» به ایفای نقش پرداخت. هافمن در سال 1991 در درام جنایی «بیلی بس گیت» بازی كرد كه اولین سری از فیلم‌هایی بود كه به تدریج هنر ترسیم شخصیت او كاهش می‌یافت. در همان سال در نقش كاپیتان هوك در برابر «رابین ویلیامز» (Robin Willioms) در نقش «پیترپن»‌ كه شخصیت معروف و دوست داشتنی آن زمان بود در فیلم تخیلی كارگردان مقتدر فیلم‌های علمی‌– تخیلی یعنی «استیون اسپیلبرگ» در فیلم «هوك» بازی كرد. او پس از بازی در فیلم تار و فراموش شده «قهرمان» سه سال از روی پرده سینما ناپدید شد. اما با فیلم ماجراجویانه «حادثه» به سینما بازگشت و بازی متعادلی را به نمایش گذاشت. اما در ادامه فیلم «بوفالوی آمریكایی» اثر «میشل كورنت» (Micheal Corrent) كه اقتباسی از فیلمنامه «دیوید مامت» (David Mamet) بود به صورت محدود نمایش داده شد و خیلی مورد توجه قرار نگرفت.

هافمن سپس در سال 1996 در جمع بازیگرانی از جمله «رابرت دنیرو» (Rabert Deniro) و «براد پیت» (Brod Pitt) در درام «خواب رفتگان» ساخته اونیسون قرار گرفت و یكسال بعد در فیلم‌های «شهر آشفته»، «حومه»، «سگ را بجنبان» این دهه را سپری كرد. نقش او در فیلم «سگ را بجنبان» یك تهیه كننده عصبی به نام «استنلی اوسن» است. در سال 1997 انتقادهای جنجالی زیادی را برای این فیلم هجو سیاسی گفته و نوشته شد. داستین هافمن تجربه فیلم سازی را نیز در كارنامه‌اش دارد كه آن هم فیلم «جراحات شخصی» است و فیلم «راه‌پیمایی روی ماه» علاوه بر بازی در آن، تهیه كنندگی آن را نیز به عهده داشت.

در آوریل 1999 هافمن در یك مراسم تلویزیونی مورد ستایش قرار گرفت و جایزه دستاوردهای مادام العمر را دریافت كرد كه این عنوان در سال 2003 تكرار شد. داستین هافمن كه برنده دو جایزه اسكار و نامزد هفت جایزه است یكی از مؤثرترین و مهم‌ترین بازیگران تاریخ سینما در دو ژانر كمدی و درام است و همانند بازیگران ممتاز هم نسل خود مثل «آل پاچینو»، «رابرت دنیرو» و «مارلون براندو» همیشه جاودانه است.
او به تازگی در كنار «سوزان ساراندون» (Sarah Sarondon) در درام گیرنده «نور مهتاب» بازی كرد و در سال 2004 نقش رئیس آشوبگر فیلم «اعتماد» را ایفا كرد.
جوایز آكادمی

نامزد بهترین بازیگرد مرد
سگ را بجنبان (1998)

برنده بهترین بازیگر مرد
مرد بارانی (1988)

نامزد بهترین بازیگر مرد
توتسی (1982)
برنده بهترین بازیگر مرد
كرامر علیه كرامر (1979)
نامزد بهترین بازیگر مرد
لنی (1974)
نامزد بهترین بازیگر مرد
فارغ‌التحصیلی (1967)

گلان گلاب
نامزد بهترین بازیگر موزیكال یا كمدی
سگ را بجنبان (1998)
نامزدبهترین بازیگر موزیكال یا كمدی
هوك (1991)

برنده بهترین بازیگر درام
مرد بارانی (1988)
برنده بهترین بازیگر
توتسی (1982)

برنده بهترین بازیگر
كرامر علیه كرامر (1979)

نامزد بهترین بازیگر درام
مرد ماراتون (1976)
نامزد بهترین بازیگر مرد
لنی (1974)
نامزد بهترین بازیگر درام
كابوی نیمه شب (1969)
نامزد بهترین بازیگر موزیكال یا كمدی
فارغ‌التحصیلی (1967)

برنده بهترین ستاره سال – مرد
فارغ‌التحصیلی (1967)

آكادمی ‌انگلستان

برنده بهترین بازیگر
توتسی (1982)

برنده بهترین بازیگر
كابوی نیمه شب (1969)

برنده بهترین بازیگر جوان
فارغ التحصیلی (1967)

انجمن منتقدان فیلم لس آنجلس

برنده بهترین بازیگر
كرامرعلیه كرامر (1979)

فیلم شناسی
اعتماد (2004) – داوران فراری (2003) – نور مهتاب (2002) –داستان كمان (1999) – راه‌پیمایی روی ماه (1999) – حومه (1998) – سگ را بجنبان (1998) – شهر آشفته (1997) – بوفالوی آمریكایی (1996) – خواب رفتگان (1996) – حادثه (1995) – قهرمان (1992) – بیلی سگیت (1991) – هوك (1991) – دیك تریسی (1990) – حرفه خانوادگی (1989) – مرد بارانی (1998) – ایشتار (1987) – مرگ فروشنده (1985) – تولستی (1982) – آگاتا (1979) – كرامر علیه كرامر (1979) – زمان بی‌پردگی (1978) – تمام مردان رئیس‌جمهور (1976) – سگ‌های پوشالی (1971) – مرد ماراتن (1976) – لنی (1974) – پاپیون (1973) – آلفردو آلفردو (1972) – هری كلرمن كیست؟ (1971) – مرد گنده كوچك (1970) – كابوی نیمه شب (1969) – فارغ‌التحصیلی (1967)
 
 
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع:  forum.mau.ac.ir
 
 
 
 

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
X