...به خصوص اگر آن خواننده چهره شناخته شده ای هم نباشد. اواخر پارسال، کم کم عبارت «همه چی آرومه، من چقدر خوشحالم» سر زبان‌ها افتاد. ترانه ای که خیلی‌ها...
 
 حمید طالب زاده که دو آلبوم رسمی ناموفق در کارنامه خود دارد؛ با موفقیت ترانه «همه چی آرومه» به فکر انتشار آلبوم جدید پر سر و صدای خودش است
خیلی کم پیش می آید عبارات یک ترانه، ورد زبان‌ها شود و ملت همه آن را با هم زمزمه کنند. به خصوص اگر آن خواننده چهره شناخته شده ای هم نباشد. اواخر پارسال، کم کم عبارت «همه چی آرومه، من چقدر خوشحالم» سر زبان‌ها افتاد. ترانه ای که خیلی‌ها صاحب صدایش را نمی شناختند. حمید طالب زاده جوان گمنامی که از قضا قبل از این کار هم چند قطعه خوانده بود؛ با «همه چی آرومه» چهره شد اما آیا این چهره در موسیقی می‌ماند یا یک جرقه بوده؟ خودش جواب می‌دهد.
 
همه چی آرومه؟
خب! شکرخدا همه چی آرومه.
 
«همه چی آرومه» در یک سال پر سر و صدا می آید و گل می کند. خیلی فکر شده این کارا کردید؟
من این شعر را سال 87 از خانم مریم اسدی خریدم و همان موقع هم به سراغ ملودی رفتم و آن را هم تهیه کردم. برای همین اصلا هیچ ربطی به مسائل سیاسی و اجتماعی سال گذشته نداشت. این یک کار کاملا احساسی است و چیزی که در فکر من برای این ترانه می گذشت، این بود که احساس بین یک پدر و فرزند یا مادر و فرزند یا یک زن و شوهر یا یک پیرمرد و پیرزن را بیاورم تا هر کسی که این کاررا گوش می کند به یاد آن کسی بیفتد که دوستش دارد. پسر دایی من بعد از این ترانه به من زنگ زد و گفت: «تو بهترین هدیه را به من دادی. من دختر سه ماهه ام را بغل کردم و او را با این ترانه خواباندم و لذت بردم. تو این کار را از زبان من نسبت به دخترم خواندی.» این‌ها خیلی خوب و قشنگ است و نیت من همین بود.
 
موفقیت این کار تا حد زیادی بر می گردد به ملودی خوب آن؛ ملودی ای که از آن‌هایی که این روز‌ها در بازار هستند چند قدم جلوتر است.
 همیشه وقتی یک تنوعی ایجاد می شود برای همه جالب  و نو به نظر می آید و همه غافلگیر می شوند؛ مثلا زمانی یک سری شش و هشت‌ها و بعضا کارهای شاد و ریتمیک در بازار موج میزد که اگر ماهم دنباله رو آن‌ها می شدیم قطعا به جایی نمی رسیدیم.
 
چه فاکتورهایی از نظر خودت باعث شد که این ترانه همه گیر شود و به قولی موجی را به پا کند؟
اول از همه لطف خدا بود. تعارف نمی کنم ولی قطعا خدا خواسته که این اتفاق برای این قطعه بیفتد چون من قبلا دو آلبوم رسمی در سال‌های 79 و 83 داشته ام ولی به دلیل کوتاهی ای که بعضی از دست اندر کاران کردند، آن دو آلبوم آن طور که باید و شاید مطرح نشد. مخاطبان موسیقی حالا وقتی ترانه همه چی آرومه را گوش می کنند، فکر می کنند من فقط همین یک ترانه را خوانده ام و به قول معروف تازه از راه رسیده و یک کار خوانده ام و آن هم خیلی شانسی گرفته و... هیچ کس نمی داند که یک تجربه 16-15 ساله پشت این قضیه هست. خوبی دیگر کار این بود که محدود به رنج سنی خاصی نمیشد. از دختر سه ، چهارساله دیده ام که از این کار لذت برده تا پیرمرد 70 ساله.
 
واکنش خاصی هم در بین اطرافیان و مردم کوچه و خیابان در ذهنت نسبت به این ترانه باقی مانده؟
یکی از نزدیکان دختری سه ساله دارد. پدر این دختر از روی صدا شناخته که این کار همان کار من است  و این سی دی را خریده اند. این دختر بچه سه ساله به قدری این ترانه را گوش کرده و آن را دوست دارد که من را «عمو آرومه» صدا می کند. یک بار خانواده آن‌ها برای شام من را دعوت کردند به منزلشان. این دختر آمد سمت من و با یک نگاه سوالی از من پرسید: «تو واقعا همون عمو آرومه من هستی؟» و وقتی چند خط از ترانه را برایش خواندم از ته دل به من گفت: «عاشقتم!» و قطعه من را تا آخر یکنفس خواند و من هم با موبایلم از او فیلم گرفتم و هنوز هم آن فیلم را دارم.
 
اتفاقی که برای تو افتاد شبیه اتفاقی است که در سال‌های قبل برای خواننده‌های دیگر افتاد. آن‌ها یک قطعه‌شان گل می کرد و معروف می شدند و همان‌ها الان جزو معروف‌ترین خواننده‌های عرصه پاپ هستند. این سریال برای تو هم قرار است تکرار شود؟
من می‌روم جلو تا ببینم خدا چی می خواهد. موفق شدن در این زمینه به خیلی چیز‌ها بستگی دارد.
 
دوست داری اتفاقاتی که مثلا برای بنیامین بهادری افتاد برای تو هم بیفتد؟
من برای همه هنرمندان احترام خاصی قائلم ولی دوست دارم که راه خودم را بروم. من چهارچوب‌های خودم را برای کار دارم. هیچ ممیزی روی کارمن نبود و من خیلی راحت توانستم حتی خط قرمز‌ها را رد کنم و اوج بگیرم ولی چهار چوب‌هایی برای خودم دارم که بسیار برای من مهمند. من کلمات زننده و بی‌ربط را در کارم استفاده نکرده و نخواهم کرد و یک روند کاملا برنامه ریزی شده را در نظر گرفته ام و جلو می روم. بنیامین هنرمند خوبی است ولی من بنیامین نیستم! من حمید طالب زاده ام.
 
 خواننده‌هایی که دراین چند سال با این روال که از موسیقی زیر زمینی بالا آمده اند و مثلا کار اولشان گرفته بعد از ورود به دنیای رسمی موسیقی و به خصوص در آلبوم دوم به شدت افت کرده و یک سقوط آزاد را تجربه کرده اند. توانستی برنامه ای برای خودت در نظر بگیری که اسیر این افت نشوی؟
من همیشه از خدا خواسته ام که اگر قرار است من به جایی برسم که جنبه اش را ندارم، من به آن جا نرسم. همان طور که شاید می شد من ده سال پیش به این جایگاه برسم ولی خدا نخواست و حالا این اتفاق برای من افتاده. غرق شدن در زرق و برق ستاره بودن بدترین اتفاق ممکن است. یک جمله‌ای هست که می گوید فواره وقتی که اوج می گیرد، سقوط می کند. من مدیون مردم هستم؛ آن‌هایی که کار من را گوش کردند و کپی کردند و به دور و بری‌هایشان هم دادند. دلیلی برای مغرور شدن ندارم. مگر من کی هستم؟ تا شش ماه پیش کسی من را نمی شناخت. این لطف خدا بوده و من هم باید قدر شناس باشم.
 
دلایل سقوط نسل قدیم خواننده‌های زیر زمینی ای را که الان مجاز شده اند نگفتی؟
به نظر من تکرار مهم ترین عامل است؛ مثلا یک کاری را که گل کرده دوباره می آید و عین آن را تکرار می کند. بعد از همه چی آرومه، خیلی‌ها آمدند و گفتند که تو دقیقا کارهای بعدی ات را در همین رنج بخوان ولی من دو قطعه ساختم که هیچ ربطی به همه چی آرومه ندارند؛ یک کار ترنس و یک قطعه شش و هشت شاد نخواستم با تکرار آن ریتم، خاطره خوب همه چی آرومه را خراب کنم.
 
خب. پس چرا هنوز توی زیرزمینی؟ چرا بالا نیامدی؟ تو که هم شهرتش را پیدا کرده ای و هم به قول خودت از تکرار اجتناب کرده ای؟
لفظ زیرزمینی را اصلا دوست ندارم درباره من استفاده کنید چون زیر زمینی بودن شامل حال کسانی می شود که در شعرهایشان هیچ محدودیت عرفی و اجتماعی را در نظر نمی گیرند یا حرف‌های سیاسی تند می‌زنند یا از کلمات رکیک استفاده می کنند. لفظ زیرزمینی متعلق به آن‌هاست و من هرگز زیرزمینی نیستم. یکی از دلایل محکم برای این ادعایم هم این است که خود شما برای مصاحبه و بیشتر شناساندن من تشریف آورده اید و با من مصاحبه می کنید. من تمام شرایط مملکتم را پذیرفته‌ام و به قوانینش احترام می گذارم.
 
منظور من جنبه رسمی شدن فعالیت‌هایت بود. این که اقدامی برای دریافت مجوز برای این کار و در مراحل بعدی برای آلبوم جدیدت انجام داده ای؟ این بهترین موفقیت برای انتشار آلبوم جدید تو می تواند باشد.
بله، برای مجوز اقدام کرده ام.
 
سال 88 سال مرگ محسوس موسیقی پاپ بود. فکر می کنی چه اتفاقاتی افتاده که خواننده‌های سرشناس ما تا این حد نزول کرده اند و سطح کیفی کارها تا این حد سقوط داشته؟
من هیچ نظری ندارم؛ از خودشان بپرسید!
 
نه، اصلا منظورم این نیست که از کسی اسم بیاوری این اتفاقات را می خواهم باز کنیم. نظر خودت را در مورد این سقوط می خواهیم بدانیم.
بسیاری از این هنرمندان دوستان خوب و نزدیک من هستند. آن‌ها به هر حال زحمت کشیده اند. هر کسی که آلبومی منتشر می کند دلش می خواهد که این کار بگیرد و گل کند اما شاید بعضی‌ها در انتخاب‌هایشان درست عمل نمی کنند ولی این طور هم که شما سال «88» را سال مرگ پاپ لقب می دهید زیاد جالب نیست؛ یعنی حتی یک آلبوم خوب هم نداشته ایم؟ واقعا این طور نیست.
 
کارها از لحاظ کیفی هم خوب نبودند و فروش آلبوم‌ها هم خیلی افت داشت. این حرف ما نیست، کارشناسان ادعا می کنند.
خب، ما یک آلبوم را پشت ویترین قرار می دهیم و پوستر خواننده آن آلبوم را هم جلوی مغازه می زنیم و به مشتری می گوییم برو بخر. خب، اگر او می خواست عکس زیباتر و جذاب‌تر بخرد می‌رفت عکس یک مدل را می خرید. کار موسیقی را باید به گوش رساند. همه جای دنیا موسیقی رسانه دارد و به گوش مردم می رسد و هنرمند به مردم شناسانده می شود. حالا آن‌هایی که هنوز دوام آورده اند واقعا خوب پشتکاری داشته اند. قانون کپی رایت هم که در کشور ما معنی ندارد. دیگر چه توقعی از موسیقی باید داشت؟
 
یعنی هنرمندان ما واقعا هیچ افتی نداشته اند و فقط عوامل بیرونی و عواملی که شما به آن اشاره کردید باعث این سقوط شده اند؟
این را هم در نظر داشته باشید که شاید خیلی کسانی که شما از آن‌ها اسم می‌برید نمی توانند یک سری کار‌ها را که دوست دارند ارائه دهند. یک عواملی پشت صحنه فعالیت‌های آن‌ها هست که شاید آن‌ها به خواننده می گویند که این را بخوان و آن یکی را نه. این هم ضربه می زند. افرادی در موسیقی ما هستند که همه چیز همیشه از فیلتر آن‌ها می گذرد و تصمیماتشان در روند موسیقی تاثیر فراوانی می گذارد. خواننده‌ها باید بیشتر در این زمینه دقت کنند.
 
آینده تو هم به نوعی باید با دست و پنجه نرم کردن با این افراد بگذرد. خودت به این موضوع فکر کرده‌ای؟
من از بابت این که اوایل کارم تا مدت‌ها زیر سلطه یک افرادی بودم و پیش خودم این طور فکر می کردم که فوقش دو سال کولی می دهم ولی بالاخره اوج می گیرم، تجربه خوبی دارم. کلی وعده و وعید شنیدم ولی هیچ کدام عملی نشد، فقط  عمر هنری من را سوزاندند. آن زمان که من می خواندم شاید فقط ده خواننده در بازار رسمی بود. البته حالا آن تجربه‌ها به کمکم می آیند و مطمئن باشید دیگر به کسی باج نخواهم داد.
 
برای انتشار آلبوم جدید تصمیمی هم گرفته ای؟
پیشنهاد‌هایی هست ولی هنوز دو دو تا چهار تا می کنم. هر چند اعتراف می کنم که من مجبور بودم این گونه فعالیت کنم چون شما خودتان را جای یک تهیه کننده بگذارید. حمید طالب زاده دو آلبوم داده بود و اتفاقی نیفتاده بود و البته حالا برای آلبوم جدید پیش شما آمده. شما پیش خودتان فکر می کنید اگر قرار بود اتفاقی بیفتد در همان دو آلبوم قبلی می افتاد. چه بسا که خیلی‌ها به من گفتند تو یک مهره سوخته ای، وقتت گذشته.
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: هفته نامه همشهری جوان/ شماره 259/ بهمن بابازاده
بازنشر اختصاصی سیمرغ
 
مطالب پیشنهادی:
آداب مراجعه از روی زمین به زیر زمین!
گزارشی از بیم‌ها و امیدهای خواننده‌های غیرمجاز
 همه می‌خواهند ساسی مانکن بشوند!! 
 یک گفت‌وگوی آخر سالی با موضوع عشق با بنیامین!
 به خاطر ایران بی‌خیال متالیکا می‌شوم!!
 
 
 

پربیننده های این بخش

 
X