هنرمند اروگوئه‌یی: قسمتی از خودم را در تهران جا می‌گذارم
كریستین ری هنرمند اروگوئه‌یی: تهران مثل بهشت است و بسیار قشنگ است. خوشبختانه به خوبی هم مدیریت می‌شود و خوشحالم كه امسال توانستم در این سمپوزیوم شركت كنم. متریال و ابزاری هم كه در اختیار مجسمه سازان قرار گرفته نیز از كیفیت بالایی برخوردار است.
كریستین ری (Christian Rey) مجسمه ساز اروگوئه یی حاضر در پنجمین سمپوزیوم بین المللی تهران است. او كه از 19 سالگی به طور آكادمیك این رشته هنری را آغاز كرده، معتقد است: «هر اثری را كه در كشوری به یادگار می گذارد، بخشی از وجود خودش است كه در آن كشور به حیاتش ادامه می دهد.» او كه در مدرسه ملی هنرهای زیبا مونته ویدئو مجسمه سازی خوانده، تاكنون در 14 سمپوزیوم در 9 كشور آرژانتین، برزیل، پاراگوئه، اروگوئه، چین، تركیه، بولیوی، استرالیا و شیلی به ارائه اثر پرداخته است.

در حاشیه برگزاری سمپوزیوم پنجم مجسمه سازی تهران با این هنرمند به گفت وگو نشستیم كه مشروح آن را در ادامه می خوانید.
    
چه شد كه هنر مجسمه سازی را برای تحصیل و فعالیت انتخاب كردید؟
صرفا علاقه و عشق قلبی باعث شد كه این رشته را انتخاب كنم. من هر روز به استودیوی شخصی ام می روم، پنجره ها را باز می كنم و با روشن كردن دستگاه ها كارم را آغاز می كنم و تا شب به ساخت مجسمه می پردازم. فكر نمی كنم كه بتوانم بدون این حرفه به زندگی ادامه دهم و حتی بتوانم به حرفه دیگری فكر كنم.
    
از سابقه هنر مجسمه سازی در كشورتان بگویید؟
در اروگوئه هنر مجسمه سازی بیش از یك قرن سابقه دارد. در ابتدا سه هنرمند مطرح، هنر مجسمه سازی را در كشورم آغاز كردند. این هنرمندان بلونی، فراری و سوریشیا نام داشتند كه از شهرت قابل توجهی در امریكای جنوبی برخوردار هستند. الان هم مجسمه سازان مطرح اروگوئه یی به هنر مجسمه سازی مشغول هستند، اما این هنرمندان در سایر كشورها زندگی می كنند و در اروگوئه سكونت ندارند: چرا كه در حال حاضر هنرهای جدید مانند ویدئوآرت بیشتر مورد توجه هنرمندان كشور من قرار می گیرد.
    
اساسا چقدر هنر مجسمه سازی در اروگوئه جدی است؟
تا 60-50 سال پیش در كشورم مجسمه سازی خیلی جدی گرفته می شد. در آن سال ها هنرمندان نقاش و مجسمه ساز بسیاری به فعالیت های خود می پرداختند. در حقیقت در آن دوره بیشتر از هنر مجسمه سازی و نقاشی برای بیان هنری استفاده می شد اما اكنون نسل جدید بیشتر به هنرهایی مانند اینستالیشن، پرفورمنس و ویدئوآرت روی آورده اند. می توان گفت كه در كشورم زبان هنر در حال تغییر است و این تغییرات بر روی گرایش هنرمندان به مجسمه سازی تاثیر گذاشته و این هنر را دچار تغییرات عمده یی كرده است. البته همچنان مجسمه سازی و نقاشی جایگاه خود را دارند و هنرمندانی زیادی به این حرفه ها گرایش دارند.
    
شما بیشتر از چه متریالی برای مجسمه سازی استفاده می كنید؟
ابتدا كارم را با چوب شروع كردم، ولی بعد از گذراندن دوره یی كه مربوط به تكنیك خاص كار با سنگ بود، الان بیشتر با سنگ مرمر و گرانیت كار می كنم و اكنون در دانشگاه این تكنیك را تدریس می كنم. اما بطور كلی متریال برای من در ارائه اثر در درجه دوم اهمیت قرار دارد.
    
درباره تكنیك هایی كه برای ساخت مجسمه استفاده می كنید، توضیح می دهید؟
تكنیك های مختلفی در عرصه مجسمه سازی وجود دارد، به طور مثال تكنیك های قدیمی كه در كشورم برای مجسمه سازی استفاده می شد، اكنون منسوخ شده است. در یكی از تكنیك ها از ابزاری با نام سه پرگار استفاده می كردند تا هنرمند بتواند اثرش را در اندازه كوچك تر یا بزرگ تر بسازد. تكنیك دیگر این است كه اول در مدل كاری كه طراحی می كنیم یك سری نقاطی را مشخص و سپس روی سنگ بزرگ تر آن نقاط را پیاده كنیم تا آن نقاط در همان مقیاس و اندازه ها روی سنگ بزرگ تر انتقال پیدا كند. با این روش هنرمند، هم كار اصلی را با دقت بیشتری خلق می كند و هم به مدل از پیش تعیین شده نزدیك تر است.
    
مجسمه یی كه قرار است در این سمپوزیوم ارائه دهید چه ایده یی را دنبال می كند؟
در این سمپوزیوم بر روی یك فرم چوبی كار می كنم كه پیش از این به صورت فلز آن را ساخته بودم. این اثر استوانه یی به شكل ستون است كه به شكلی انتزاعی تداعی كننده یك تمدن قدیمی است.
    
شما تاكنون در 9 كشور برای شركت در سمپوزیوم حضور پیدا كرده اید. وقتی قرار است طرحی را برای كشور مورد نظر ارائه كنید چقدر لازم است تا با فرهنگ و شیوه زندگی آنها آشنایی پیدا كنید؟
وقتی به كشورهای مختلف سفر می كنم تنها به این موضوع می اندیشم كه كاری ارائه دهم و آن را در آن كشور به جا گذارم و برگردم. با این كار انگار بخشی از خودم را در آن كشور جا گذاشته ام. از طرفی وقتی به كشورم برمی گردم تصور نمی كنم كه مجسمه ام را در آن كشور جاگذاشته ام و هیچ حس مالكیتی ندارم. تنها به این می اندیشم كه مجسمه در آن كشور زنده است و به حیات خود ادامه می دهد. وقتی طرحی را برای حضور در سمپوزیومی طراحی و آماده می كنم به این فكر نمی كنم كه كارم با فرهنگ آن كشور چه رابطه یی برقرار می كند و چه اثری می گذارد. با این حال گاهی پیش می آید كه به طور ناخواسته یك سری هماهنگی و مطابقت میان كارم و فرهنگ كشور مورد نظر پیش می آید و این هم به دلیل نزدیكی فرهنگ هاست بنابراین این موضوع برایم مطلوب است.
    
یعنی با این تفاسیر معتقدید كه در هنر امروز نوعی زبان مشترك میان جوامع مختلف وجود دارد و آنها هم همان دركی را از اثر دارند كه شما به هنگام ساخت آن دارید؟
همین طور است. با توجه به گستردگی رسانه های جمعی و وجود اطلاعات بسیار در میان مردم، زبان هنر در میان اكثر كشورها یكی است به طوری كه وقتی به یك هنر نگاه می كنیم بخش هایی از فرهنگ كشورهای مختلف را می بینیم. این مساله را تاریخ هنر به خوبی نشان می دهد.
    
فضای برگزاری سمپوزیوم تهران را چطور می دیدید؟
فوق العاده است. اینجا مثل بهشت است و بسیار قشنگ است. خوشبختانه به خوبی هم مدیریت می شود و خوشحالم كه امسال توانستم در این سمپوزیوم شركت كنم. متریال و ابزاری هم كه در اختیار مجسمه سازان قرار گرفته نیز از كیفیت بالایی برخوردار است.
   


گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
http://www.seemorgh.com/culture
منبع: روزنامه اعتماد



مطالب پیشنهادی:
بازخوانی خاطرات جشنواره کن با تصاویری از حضور باشکوه «لیلا حاتمی»
16 تصویر زیبا از پشت‌صحنه فیلم «اصغر فرهادی» در آستانه جشنواره کن
طبیعی بود که «احمدی‌نژاد» دلخور شود اما...
گاف‌های سریال «پروانه» در تلویزیون ملی!
گلشیفته فراهانی، گلشیفته فراهانی و باز هم گلشیفته فراهانی؟!