لوازم نقاشی خارجی 125درصد رشد داشته، لوازم نقاشی داخلی 50درصد! این آمار را از شمال شهر پایتخت هم نگرفتم، دیروز مدیر فروشگاه هنری بسیار معتبری در مرکز شهر (نزدیک مراکز دانشگاهی) درحالی که غصه می خورد و در فروشگاهش پرنده هم پر نمی زد، به اطلاعم رساند: «بوم نقاشی 40×30 که چندماه پیش 28هزارتومان بود، امروز 48هزارتومان است؛ پارچه بوم عرض 160 cm که پارسال 6800تومان بود، امسال 14500تومان شده! اوضاع رنگ ها بدتر است.
یک رنگ روغن که مورد توجه نقاشان است و چندماه پیش 58هزارتومان فروخته می شد، امسال 125هزارتومان روی قفسه های فروشگاه چشم انتظار قلم موست!
یک تیوپ اکرلیک درجه دو که به جهت ارزانی و کیفیت نسبی اش، پرفروش هم بود، از 4800تومان الان رسیده به 10هزار و 200تومان؛ این درحالی است که می گویند با چهارتا از این تیوپ هم نمی توان یک نقاشی درست و حسابی روی یک بوم 40×30 کشید!»
بعد از این آمار تکان دهنده زنگ زدم به دوست مجسمه ساز جوانی که با همین ادبیات می گفت: «برنز را آخر سالی می خریدم کیلویی 35هزارتومان، الان میگن 55هزارتومان؛ از اون مهم تر ریخته گری هنری اون ور سال رسیده بود به گرمی 500تومان، الان میگن 1200تومان. لوازم مجسمه سازی را دیگه نگو، مثل مته جواهرسازی هنری که 1500تومن بود، شده پنج هزارتومان... »
بدیهی است در این هنگامه تاریخی نخستین کالایی که از سبد خانوارها خارج می شود، کالای فرهنگی است؛ اگر این حذف قابل درک در نمایشگاه بین المللی کتاب خود را به رخ کشید و در رسانه ها بازتاب یافت، ماه هاست در خانواده تجسمی ترجیع بند همه گفت وگوهاست؛ اما عمق فاجعه اینجاست که این سونامی گرانی، حتی روند خلق آثار هنری را به شدت تهدید و تحدید کرده است!
کما اینکه در گالری گردی های اخیر از بسیاری نقاشان جوان و میانسال می شنوی که به جهت افزایش ناباورانه قیمت لوازم نقاشی، فعلانقاشی کردن حرفه ای را کنار گذاشته اند و از راه هایی مثل تدریس در آموزشگاهها، گرافیک و به قول خودشان، خرده کاری های عمرتلف کن امورات را می گذراند، به این امید که شاید بعد از انتخابات ریاست جمهوری آب رفته به جوی بازگردد و قیمت ها سر عقل بیایند.
مشابه این روایت در اغلب گالری های تهران است: «اردیبهشت» یکی از ماه عسل های گالری هاست که معمولاهنرمندان شاخص خود را ارایه می دهند اما گویا آب و هوای نامساعد خرید آثار هنری، آنها را برآن داشته تا این مهم را به پاییز موکول کنند. حتی خبر می رسد ممکن است برخی گالری ها از تعطیلات نیمه خرداد، یکسره به تعطیلات ماه رمضان بروند تا فضای پرتعلیق انتخابات بگذرد و شاید ثباتی باز آید...
این شرایط معلق و تق و لق برای بازار نورس و جوان هنر ایران مناسب نیست و جنب و جوش و نشاط را از جامعه تجسمی ایران زدوده است؛ اعلام خبر عدم تصویب بودجه خرید آثار هنری در دولت، به این بدبینی ها دامن زده است، هرچند که در بود این بودجه هم با تاخیرها و دیرکردهای همیشگی اش شوقی نمی آفرید؛ آری همه چیز به بعد از انتخابات ریاست جمهوری موکول شده است، حتی خلق نقاشی!
یک رنگ روغن که مورد توجه نقاشان است و چندماه پیش 58هزارتومان فروخته می شد، امسال 125هزارتومان روی قفسه های فروشگاه چشم انتظار قلم موست!
یک تیوپ اکرلیک درجه دو که به جهت ارزانی و کیفیت نسبی اش، پرفروش هم بود، از 4800تومان الان رسیده به 10هزار و 200تومان؛ این درحالی است که می گویند با چهارتا از این تیوپ هم نمی توان یک نقاشی درست و حسابی روی یک بوم 40×30 کشید!»
بعد از این آمار تکان دهنده زنگ زدم به دوست مجسمه ساز جوانی که با همین ادبیات می گفت: «برنز را آخر سالی می خریدم کیلویی 35هزارتومان، الان میگن 55هزارتومان؛ از اون مهم تر ریخته گری هنری اون ور سال رسیده بود به گرمی 500تومان، الان میگن 1200تومان. لوازم مجسمه سازی را دیگه نگو، مثل مته جواهرسازی هنری که 1500تومن بود، شده پنج هزارتومان... »
بدیهی است در این هنگامه تاریخی نخستین کالایی که از سبد خانوارها خارج می شود، کالای فرهنگی است؛ اگر این حذف قابل درک در نمایشگاه بین المللی کتاب خود را به رخ کشید و در رسانه ها بازتاب یافت، ماه هاست در خانواده تجسمی ترجیع بند همه گفت وگوهاست؛ اما عمق فاجعه اینجاست که این سونامی گرانی، حتی روند خلق آثار هنری را به شدت تهدید و تحدید کرده است!
کما اینکه در گالری گردی های اخیر از بسیاری نقاشان جوان و میانسال می شنوی که به جهت افزایش ناباورانه قیمت لوازم نقاشی، فعلانقاشی کردن حرفه ای را کنار گذاشته اند و از راه هایی مثل تدریس در آموزشگاهها، گرافیک و به قول خودشان، خرده کاری های عمرتلف کن امورات را می گذراند، به این امید که شاید بعد از انتخابات ریاست جمهوری آب رفته به جوی بازگردد و قیمت ها سر عقل بیایند.
مشابه این روایت در اغلب گالری های تهران است: «اردیبهشت» یکی از ماه عسل های گالری هاست که معمولاهنرمندان شاخص خود را ارایه می دهند اما گویا آب و هوای نامساعد خرید آثار هنری، آنها را برآن داشته تا این مهم را به پاییز موکول کنند. حتی خبر می رسد ممکن است برخی گالری ها از تعطیلات نیمه خرداد، یکسره به تعطیلات ماه رمضان بروند تا فضای پرتعلیق انتخابات بگذرد و شاید ثباتی باز آید...
این شرایط معلق و تق و لق برای بازار نورس و جوان هنر ایران مناسب نیست و جنب و جوش و نشاط را از جامعه تجسمی ایران زدوده است؛ اعلام خبر عدم تصویب بودجه خرید آثار هنری در دولت، به این بدبینی ها دامن زده است، هرچند که در بود این بودجه هم با تاخیرها و دیرکردهای همیشگی اش شوقی نمی آفرید؛ آری همه چیز به بعد از انتخابات ریاست جمهوری موکول شده است، حتی خلق نقاشی!
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: روزنامه شرق
مطالب پیشنهادی:
عکسهای زن و شوهری مخاطبان تلویزیون را پخش نمیکنیم!
بهترین و بدترین فیلم جشنواره کن 2013 تا به امروز! + جدول
بهترین و بدترین فیلم جشنواره کن 2013 تا به امروز! + جدول
بهترین عکسها از شب ششم جشنواره کن 2013 و مارون کوتیار
حاشیههای جشنواره کن 2013؛ دزدی و گریههای نیکول کیدمن! + عکس
مصیبتهای نامزدی «نفیسه روشن»!
مصیبتهای نامزدی «نفیسه روشن»!
