او آخرین نقاش پردههای حماسی و مذهبی از نسل خود است. زمانی این نقاشان را قهوهخانهای مینامیدند زیرا در گوشهای از قهوه خانهها به كشیدن روایتها مشغول بودند. روایتهایی واقعی كه نسل به نسل به ش كلی شفاهی در كوچه و بازار نقل میشده، بزرگان در خانهها، قصههایشان را میگفتند و كودكان در رؤیاهای خود آن را بزرگ میپنداشته و بازی میكردند. منصور وفایی یگانه استاد و آخرین از نسل خود است.
او میگوید كه نقاشی قهوه خانهای در حفظ سنتهای ایرانی میكوشد و آن را بازگو میكند و یادگاری است برای نسلهای آینده. نقاشی قهوه خانهای پردههای بزرگی است كه به روایت داستانهای این سرزمین میپردازد. داستانهایی كه ریشه در واقعیت دارد. اما بسیار ساده و دوستانه بر پردههای بزرگ نقش میبندد و مخاطب با آن زندگی میكند. حال در ذیل گفتوگوی دوستانه ایران با استاد 79 ساله را میخوانیم كه تنها نگرانیاش فراموشی مكتب قهوه خانه است.

از چه زمانی نقاشی را شروع كردید آن هم در حوزه نقاشی قهوهخانهای؟
در دوره دبستان، خوب نقاشی میكشیدم، به دبیرستان اسد آبادی رفتم، در میدان رشدیه بود. معلم نقاشی مان كه موسیقی نیز میدانست راهنماییام میكرد. سپس شاگردی علی اكبر نجم آبادی را كردم و آبرنگ و طراحی یاد گرفتم. او خود شاگرد كمال الملك بود.
همچنان به تجربه اندوزی و نقاشی كردن ادامه دادم. بعدها در سال 1369در كنگره بزرگداشت فردوسی در تهران با حضور 300 مهمان فردوسی شناس داخلی و خارجی، من و استاد حسن اسماعیلزاده برای كشیدن داستانهای شاهنامه انتخاب شدیم. اسماعیلزاده یك پرده نقاشی كرد و من برای دانشگاه هنرهای زیبا هفت خوان رستم را در هفت پرده نقاشی كردم و مرحوم مرشد ترابی آن را نقالی كرد.
پس از این زمان بود كه سفارشهای نقاشیهای قهوهخانهای من شروع شد كه نتیجه آن تا به امروز نزدیك به 400 پرده نقاشی است. همچنین اول تابستان امسال نیز در تالار وحدت نشان درجه 1 دكترای هنر را دریافت كردم.

كدام پردههایتان جزو بهترین آثارتان محسوب میشوند؟
مهمترین پردههایم عبارتند از: 12 پرده تركیب محتشم كاشانی برای تالار محتشم بنیاد ایران شناسی، 10 پرده بزرگ از شاهنامه برای تالار فردوسی دانشگاه تهران. 30 پرده بزرگ كه در گنجینه فرهنگستان هنر قرار گرفته، 60 پرده 2 متری در فرهنگستان بهمن دارم، 200 پرده نقاشی كه بیشتر آنها با موضوع شاهنامه در خارج از كشور است و...
مهمترین كار اخیرم پردهای از زندگی نامه حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) بود كه بهمن ماه 91 به دعوت اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران رونمایی شد. این پرده به داستان زندگی این حضرت میپردازد. در جایی كودكی او را نشان میدهم، در قسمتی از پرده 25 سالگیاش را و در گوشهای دیگر سن 47 سالگی او را كه به حضور امام هادی(ع) میرسد. قسمتی از پرده داستان ورود مخفیانه عبدالعظیم به شهر ری در سن 75 سالگی را نشان میدهد كه در 4 سال پایان عمر شیعیان را هدایت میكرده، این اثر در موزه شاه عبدالعظیم شهر ری نگهداری میشود.
چه نوع نقاشی را نقاشی قهوهخانهای میگویند؟
امروزه به نقاشی قهوهخانهای «خیالی نگاری» میگویند. زیرا با تخیل هنرمند، بر پرده نقش میبندد. نقاش مدلی ندارد، قسمتی از داستان را میشنود یا میخواند و سپس میكشد. بهطور مثال قسمتی از داستان روز عاشورا به شكلی روایی به تصویر در میآید.
نقاشی قهوهخانهای سه بعد فرهنگی را به ما نشان میدهد: نخست موضوعات مذهبی از صدر اسلام تا كنون و حماسه عاشورا و قصص قرآن و سایر مطالبی كه به هر یك از ائمه اطهار(ع) ارتباط داشته باشد را نشان میدهد. همانند نگارگری هم نیست كه بر تابلوهای كوچك كشیده شود بلكه بر تابلوهای بزرگ آن هم با رنگ روغن نقاشی میشود كه به آن پرده خوانی میگویند. برای كشیدن این تابلوها از قلمهایی با پهنای 4 سانتی متر تا دو صفر و صفر برای ریزه كاری استفاده میكنم.
دوم، تابلوهای حماسی از شاهنامه فردوسی، داستانهای مولوی و شاعران بزرگ را نشان میدهد. این نقاش قهوهخانهای است كه با ساخت پردههای بزرگ، فرهنگ ایران را در دید قرار میدهد همانند یك فیلم بر پرده سینما. نقاشی قهوه خانهای با نقاشی ناتورالیسم و رئالیسم فرق دارد. این دو سبك طبیعتگرایی و واقعگرایی شاید باعث لذت بصری شود اما شیوه قهوه خانهای تمدن و فرهنگ ایران را به جهانیان نشان میدهد.
سوم اینكه در نقاشی قهوه خانهای سنن و آداب و رسوم ایرانیها به تصویر در میآید. مثلاً نون سنگك فروشی، بازگشت حجاج از زیارت، مراسم قربانی كردن گوسفند، عروسكشان و غیره كه این سنن توسط این پردهها زنده نگه داشته میشود.
عمر و تاریخ نقاشی قهوهخانهای به چه زمانی بازمیگردد؟
اولین پردهای كه از نقاشی قهوهخانهای مانده متعلق به اوایل قرن 11ه.ق است كه نقاش آن ناشناخته است. این پرده حریر در موزه آستان قدس رضوی نگهداری میشود و ابعاد آن 3 در 7 متر است كه سه صحنه از حماسه كربلا را نشان میدهد. سپس این شیوه در دوره صفویه رواج یافت. بعدها حسین قوللر آغاسی تغییراتی در آن داد و محمد مدبر ادامه راه را در دست گرفت. عباس بلوكی فر و حسن اسماعیلزاده نیز قلم میزدند و من آخرین بازمانده از نسل خودم هستم.
آیا نقالی با تصاویر پرده خوانی همراه است؟
نقالی و نقاشی قهوه خانهای دو عنصر متصل به یكدیگرند كه امكان ندارد از هم جدا شوند. لازم و ملزوم یكدیگرند.
متأسفانه نقاشی قهوه خانهای هنوز به عنوان یك هنر سنتی ایرانی در یونسكو ثبت نشده است در صورتی كه نقالی به عنوان هنر معنوی در این سازمان به ثبت رسیده است. نقال از روی پردههای قهوه خانهای داستان را نقل میكند، با این حال این كار ما تصویب نشده است.
چرا؟
در دانشگاهها به سبكهای مدرن اهمیت داده میشود، آنچه كه در تمام دنیا وجود دارد. برخی افراد نمیخواهند سبك قهوهخانهای در رأس باشد اما اعتقاد دارم كه باید بر قله هرم انواع نقاشیها و هنرهای تجسمی ایران قرار بگیرد. باید یك دوره آموزشی قهوهخانهای برای لیسانسهای نقاشی برگزار شود تا این هنر زنده شود، زیرا اهمیت آن از سبكهای هنر مدرن در دنیا نیز بالاتر میزند.
چرا این نوع آثار به قهوهخانه شهرت یافت؟ آیا خود قهوه خانهها در این امر تأثیرگذار بودند؟
در زمان صفویه نقالها در میدانها یا مجمعها برنامههای مذهبی یا حماسی اجرا میكردند، بهترین جا برای این برنامهها قهوهخانهها بود زیرا محل تجارت و جمع شدن انواع حِرف بودند. همچنین برای اینكه حوصله مردم در آنجا سر نرود، قهوهچی نقالی میآورد، نقاش هم در كنجی مینشست و به داستان نقال گوش میداد و همانجا طرح و رنگ میكرد زیرا بسیاری از نقاشان آن دوره سواد خواندن نداشتند بنابراین بر اساس روایتی كه میشنیدند نقش میزدند. به همین علت چون جایگاه خلق آثار، قهوهخانهها بود به این اسم مرسوم شد. اما امروزه نقاشانی چون ما در خانه كار میكنند برای همین امروزه به اسم «خیالی نگاری» معروف شده است.
آیا نقاشی قهوهخانهای نوعی روایت است؟ اختلاف نقاشیهای روایی قرون وسطی و اوایل رنسانس در اروپای غربی (روم غربی) با روایتهای قهوهخانهای در چیست؟
نقاشی اروپای آن زمان به شكل كلاسیك بوده و نقاش تنها به موضوعات مذهبی چون عیسی و مریم(ع) میپرداخت اما در نقاشی قهوهخانهای با توجه به سه موردی كه ذكر كردم، موضوع روایتها دارای سندیت است. نقاش موضوعاتی كه واقعیت دارد را به تصویر میكشد.
آیا در این سبك از نقاشی ایرانی از رنگهای خاصی استفاده میشود؟
آنچه كه در رنگ آمیزی در نظر میگیریم، رنگهای مكمل است (یعنی رنگهای ثانویه كه از تركیب سه رنگ اصلی زرد، قرمز و آبی با یكدیگر به وجود میآید). مطلب مهم در این است كه بعضی نقاشان طبیعتگرا از رنگهای پریده و كم جان نیز استفاده میكنند اما در نقاشی قهوهخانهای از رنگهای شاد و شارپ استفاده میكنیم نه رنگ پریده. هدف اصلی ما نقاشان قهوهخانهای مخاطبان كودك و نوجوان است زیرا برای جذب آنها به این داستانها باید از چنین رنگهایی استفاده كنیم تا بتوانیم در نهایت فرهنگ و مذهب را به كودكان آموزش دهیم زیرا زمانی كه كودك از تابلو خوشش بیاید و جذب داستان و رنگ آن شود شروع به پرسش میكند كه این موضوع در یادگیری وی بسیار مهم است و از این طریق درسهای بسیاری در خصوص حماسهها و مذهب یاد میگیرد.
همچنین در رنگ آمیزیها، رنگ خیر با شر فرق دارد. یعنی شر با رنگهای گرم و خیر با رنگهای سرد كشیده میشود. بهطور مثال شمر را با رنگ قرمز میكشیم كه خونخواری وی را نشان دهیم اما ائمه اطهار(ع) را با رنگ سبز یا سفید نشان میدهیم برای قداست آنها.
استفاده از نمادها و سمبلها چقدر در پردههای قهوهخانهای نقش دارند؟
این موضوع بسیار مهمی است. سمبلهای ما در نقاشی قهوهخانهای، قهرمانان مذهبی و حماسی اند. بیشتر آنها را در وسط پرده به شكل درشت به تصویر درمیآوریم. برای نمونه دیروز شنبه 18 آبان ماه، در فرهنگسرای شفق جدیدترین کارم در ابعاد 2 در 4 متر رونمایی شد، در این پرده رنگ روغن تمام اتفاقات عاشورا را به نام « مظلومیت امام حسین(ع)» به تصویر در آوردهام، زیرا تا كنون هیچ نقاشی بُعد مظلومیت امام سوم شیعیان را نقش نكرده و تنها امام مظلوم ما حضرت حسین(ع) است زیرا دنیا به خود چنین شقاوتی ندیده، بنابراین برای پاسخ دادن به سؤال یك غیرمسلمان در خصوص مظلومیت آقا، این پرده را نقاشی كردم. نباید از یاد برد كه تصویر بسیار بر ذهن مخاطب تأثیرگذار است زیرا نقاشی زبانی مشترك در دنیا است.
نقش پرسپكتیو در نقاشیهای قهوهخانهای به چه صورت است و جایگاه پرسپكتیو مقامی در این پردهها چیست؟
پرسپكتیو را معمولاً كم مراعات میكنیم. تنها زمانی كه سپاهیان دو طرف را میكشیم آن هم برای اینكه نشان دهیم دور هستند، كوچك نقاشی میكنیم و از پرسپكتیو استفاده میكنیم. به این شیوه «پرسپكتیو نظری» میگوییم كه بیشتر برای سپاهیان از آن استفاده میشود. نقاشان قهوه خانهای، به پرسپكتیو آگاهند اما آن را آگاهانه رعایت نمیكنند.
در این نقاشیها پرسپكتیو در خیلی جاها شكسته میشود. هر جای پرده كه خالی باشد، نقاش بهطور دلخواه در آنجا نقاشی میكشد. از پرسپكتیو مقامی استفاده میكند یعنی اشخاص را بر اساس مقامشان بزرگ و كوچك میكشد. اما درمجموع، كل پرده مقیاس و محاسبه پرسپكتیوی ندارد زیرا آزادی تخیل نقاش بر پرده حاكم است.
وضعیت نقاشان و نقاشی قهوهخانهای قبل از انقلاب اسلامی ایران به چه صورت بود و پس از انقلاب به چه شكلی شد؟
در زمان صفویه و به دلیل دایر بودن قهوهخانهها و نقالی نقاشی قهوهخانهای رونق داشت. در رژیم قبل از انقلاب به نقاشی قهوهخانهای ترتیب اثر داده نشد و در اواخر دهه 40 و 50 تحولاتی توسط قوللر آغاسی انجام شد اما باز كم بودند نقاشان این حوزه. بعد از انقلاب كم كم به این هنر توجه و كلاسهای آموزشی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و بنیاد رودكی برپا شد. كارهای ما جمعآوری شد اما باز امروز این هنر به عنوان یك هنر خوب شناخته نمیشود و به آن پرداخته نمیشود.
مشكلات نقاشی قهوهخانهای و هنرمندان آن در حال حاضر چه چیزهایی است؟
جهانیان به دنبال سنت و فرهنگ ما هستند. دنبال نگارگری و نقاشی قهوهخانهایاند كه دو شاخصه مهم هنر ایران است اما ما ایرانیان آن را فراموش كردهایم.
باید توجه مسئولان به آموزش آن جمع شود تا این هنر گسترش یابد، وگرنه غرب به دنبال همان شیوه نقاشی خود ( از تولد تا پست مدرنیسم) در ایران نیست كه امروزه در دانشگاههای ما تدریس میشود. باید اصالتهای خود را در هنر نشان دهیم.
حدود دو سال است كه «مؤسسه هنرمندان پیشكسوت» تأسیس شده كه در آن علاوه بر نقاشان قهوه خانهای به دیگر هنرمندان نیز توجه میشود. امیدوارم دولت فعلی نیز به این مؤسسه توجه خاص داشته باشد.
چرا هنرجویان و هنرمندان نسل امروز این هنر را نمیشناسند یا به آن كم میپردازند یا اصلاً به آن توجه نمیكنند؟
دانشجوی نقاشی، در دانشگاههای هنر كارشناسیاش را میگیرد و در این دوره با تمام هنرها آشنا میشود اما نقاشی قهوهخانهای را بلد نیست. اگر برای لیسانسیهها دوره یك ساله به شكل داوطلبی برای آموزش نقاشی قهوه خانهای زیر نظر دانشگاه گذاشته شود تا در پایان آنها مدركی نیز دریافت كنند تا بتوانند این شیوه از نقاشی ایرانی را آموزش دهند، مطمئن هستم كه این هنر زنده میماند زیرا هنرجویان بسیاری علاقهمند به یادگیری آن هستند.
بنابراین چون چنین آموزشهایی نیست این هنر نیز در جامعه فراموش شده است.
وضعیت درآمدی و بازار فروش در میان نقاشان قهوه خانهای به چه شكلی است؟
خب بهطور مسلم در بازار هنری برای خریدار اسم هنرمند بسیار مهم است، كار استادان را خوب میخرند. نگارگریهای استاد فرشچیان و آقامیری توسط موزهها گردآوری میشود، استادان پایینتر نیز فروش خود را دارند اما دانشجویان و هنرمندان بینام را كسی نمیشناسد بنابراین آثاری كه خلق میكنند بر دستشان میماند.
همچنین نقاشی قهوه خانهای را نیز همه نمیخرند مگر اینكه پرده نقاشی جزو آثار ارزشمند و میراث هنری كشور باشد. با این حال آثار قهوهخانهای جزو میراث هنری ایران شناخته شده و كار هنرمندان این سبك ارزشمند است.
من به راحتی در خارج از كشور كار میفروشم اما من نشان درجه یك دكترای هنر از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دارم و این نشان، تأییدیهای از سوی این وزارتخانه به هنرمند است كه معرف اعتبار او در دنیا نیز خواهد بود.
با توجه به اینكه ارتباط مردم كوچه و بازار با نقاشی قهوهخانهای بسیار خوب بوده و با آن ارتباط برقرار میكردند و حتی جزئی از زندگی مذهبی و اعتقادی آنها بوده و این هنر را تكریم میكردند، چرا همان مردم امروزه خیلی با این هنر آشنا و به آن راغب نیستند؟
نه، این موضوع درست نیست. مردم هنوز به این سبك نقاشی راغب هستند، اما متأسفانه نقاشیهای قهوه خانهای كمیاب شده و تعداد نقاشان كم است. در تهران تنها من هستم. آیا یك نمایشگاه در این حوزه میبینیم؟ در شهرستانها نیز به همین ترتیب است. عرضه كم شده بنابراین طبیعی است كه تقاضا هم كم شود.
آیا شمایل نگاری جزئی از نقاشی قهوهخانهای محسوب میشود؟
بله. در گذشته شمایلها را تصویر میكردند و بر آن پارچهای سبز میكشیدند و دوره میگردانند و نشان میدادند، این شمایلها را نقاشان قهوه خانهای میكشیدند.
نقاشی پشت شیشهای چقدر تأثیر گرفته از قهوه خانه یا چقدر تأثیر گذاشته بر قهوه خانهای است؟
نقاشی پشت شیشهای هم عیناً همان حالتهای قهوه خانهای را دارد تنها با این تفاوت كه بیشتر موضوعات آن مذهبی است و هیچ وقت مراسمی مثلاً «عروس كشان» را در آن نمیبینیم. این نوع نقاشیها را بیشتر نقاشان دوره گرد میكشیدند و در سقاخانهها قرار میدادند.
توقع شما از مسئولان هنری چیست؟
امیدوارم بر اساس دستورات علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به معاونت هنری خود، همچنان حمایتها از «مؤسسه هنرمندان پیشكسوت» صورت گیرد. همچنین به جوانان اعتبار دهند و آنها را تشویق كنند در حوزه آموزش نقاشی قهوهخانهای، آن وقت خود هنرمندان جوان به دنبال این هنر ایرانی كه معرف سنتها و اعتقادات ما است، خواهند رفت.
و سخن آخر؟
دوست دارم از تمام هنرمندان در هر حوزه و سبكی پشتیبانی شود. رفته بودم رنگ وینزور بخرم، نیست یا اگر هم هست یك تیوپی كه 2 یا 3 سال پیش حدود 2500 تومان بود 15هزار تومان فروخته میشود، تمام بازار پر است از رنگهای هندی و چینی. من به عنوان هنرمند دوست دارم با متریال و مواد خوب كار كنم نه رنگهای بیكیفیت. امیدوارم مشكل رنگ حل شود، دولت رنگ ارزان وارد كند و در اختیار هنرمند قرار دهد. باید وسایل هنرمند برای خلق اثر در دسترسش باشد و اگر اینگونه نباشد هنرمند چگونه كار كند؟ امیدوارم به زودی مشكلات حل شود.
او میگوید كه نقاشی قهوه خانهای در حفظ سنتهای ایرانی میكوشد و آن را بازگو میكند و یادگاری است برای نسلهای آینده. نقاشی قهوه خانهای پردههای بزرگی است كه به روایت داستانهای این سرزمین میپردازد. داستانهایی كه ریشه در واقعیت دارد. اما بسیار ساده و دوستانه بر پردههای بزرگ نقش میبندد و مخاطب با آن زندگی میكند. حال در ذیل گفتوگوی دوستانه ایران با استاد 79 ساله را میخوانیم كه تنها نگرانیاش فراموشی مكتب قهوه خانه است.

در دوره دبستان، خوب نقاشی میكشیدم، به دبیرستان اسد آبادی رفتم، در میدان رشدیه بود. معلم نقاشی مان كه موسیقی نیز میدانست راهنماییام میكرد. سپس شاگردی علی اكبر نجم آبادی را كردم و آبرنگ و طراحی یاد گرفتم. او خود شاگرد كمال الملك بود.
همچنان به تجربه اندوزی و نقاشی كردن ادامه دادم. بعدها در سال 1369در كنگره بزرگداشت فردوسی در تهران با حضور 300 مهمان فردوسی شناس داخلی و خارجی، من و استاد حسن اسماعیلزاده برای كشیدن داستانهای شاهنامه انتخاب شدیم. اسماعیلزاده یك پرده نقاشی كرد و من برای دانشگاه هنرهای زیبا هفت خوان رستم را در هفت پرده نقاشی كردم و مرحوم مرشد ترابی آن را نقالی كرد.
پس از این زمان بود كه سفارشهای نقاشیهای قهوهخانهای من شروع شد كه نتیجه آن تا به امروز نزدیك به 400 پرده نقاشی است. همچنین اول تابستان امسال نیز در تالار وحدت نشان درجه 1 دكترای هنر را دریافت كردم.


مهمترین پردههایم عبارتند از: 12 پرده تركیب محتشم كاشانی برای تالار محتشم بنیاد ایران شناسی، 10 پرده بزرگ از شاهنامه برای تالار فردوسی دانشگاه تهران. 30 پرده بزرگ كه در گنجینه فرهنگستان هنر قرار گرفته، 60 پرده 2 متری در فرهنگستان بهمن دارم، 200 پرده نقاشی كه بیشتر آنها با موضوع شاهنامه در خارج از كشور است و...
مهمترین كار اخیرم پردهای از زندگی نامه حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) بود كه بهمن ماه 91 به دعوت اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران رونمایی شد. این پرده به داستان زندگی این حضرت میپردازد. در جایی كودكی او را نشان میدهم، در قسمتی از پرده 25 سالگیاش را و در گوشهای دیگر سن 47 سالگی او را كه به حضور امام هادی(ع) میرسد. قسمتی از پرده داستان ورود مخفیانه عبدالعظیم به شهر ری در سن 75 سالگی را نشان میدهد كه در 4 سال پایان عمر شیعیان را هدایت میكرده، این اثر در موزه شاه عبدالعظیم شهر ری نگهداری میشود.

امروزه به نقاشی قهوهخانهای «خیالی نگاری» میگویند. زیرا با تخیل هنرمند، بر پرده نقش میبندد. نقاش مدلی ندارد، قسمتی از داستان را میشنود یا میخواند و سپس میكشد. بهطور مثال قسمتی از داستان روز عاشورا به شكلی روایی به تصویر در میآید.
نقاشی قهوهخانهای سه بعد فرهنگی را به ما نشان میدهد: نخست موضوعات مذهبی از صدر اسلام تا كنون و حماسه عاشورا و قصص قرآن و سایر مطالبی كه به هر یك از ائمه اطهار(ع) ارتباط داشته باشد را نشان میدهد. همانند نگارگری هم نیست كه بر تابلوهای كوچك كشیده شود بلكه بر تابلوهای بزرگ آن هم با رنگ روغن نقاشی میشود كه به آن پرده خوانی میگویند. برای كشیدن این تابلوها از قلمهایی با پهنای 4 سانتی متر تا دو صفر و صفر برای ریزه كاری استفاده میكنم.
دوم، تابلوهای حماسی از شاهنامه فردوسی، داستانهای مولوی و شاعران بزرگ را نشان میدهد. این نقاش قهوهخانهای است كه با ساخت پردههای بزرگ، فرهنگ ایران را در دید قرار میدهد همانند یك فیلم بر پرده سینما. نقاشی قهوه خانهای با نقاشی ناتورالیسم و رئالیسم فرق دارد. این دو سبك طبیعتگرایی و واقعگرایی شاید باعث لذت بصری شود اما شیوه قهوه خانهای تمدن و فرهنگ ایران را به جهانیان نشان میدهد.
سوم اینكه در نقاشی قهوه خانهای سنن و آداب و رسوم ایرانیها به تصویر در میآید. مثلاً نون سنگك فروشی، بازگشت حجاج از زیارت، مراسم قربانی كردن گوسفند، عروسكشان و غیره كه این سنن توسط این پردهها زنده نگه داشته میشود.
عمر و تاریخ نقاشی قهوهخانهای به چه زمانی بازمیگردد؟
اولین پردهای كه از نقاشی قهوهخانهای مانده متعلق به اوایل قرن 11ه.ق است كه نقاش آن ناشناخته است. این پرده حریر در موزه آستان قدس رضوی نگهداری میشود و ابعاد آن 3 در 7 متر است كه سه صحنه از حماسه كربلا را نشان میدهد. سپس این شیوه در دوره صفویه رواج یافت. بعدها حسین قوللر آغاسی تغییراتی در آن داد و محمد مدبر ادامه راه را در دست گرفت. عباس بلوكی فر و حسن اسماعیلزاده نیز قلم میزدند و من آخرین بازمانده از نسل خودم هستم.
آیا نقالی با تصاویر پرده خوانی همراه است؟
نقالی و نقاشی قهوه خانهای دو عنصر متصل به یكدیگرند كه امكان ندارد از هم جدا شوند. لازم و ملزوم یكدیگرند.
متأسفانه نقاشی قهوه خانهای هنوز به عنوان یك هنر سنتی ایرانی در یونسكو ثبت نشده است در صورتی كه نقالی به عنوان هنر معنوی در این سازمان به ثبت رسیده است. نقال از روی پردههای قهوه خانهای داستان را نقل میكند، با این حال این كار ما تصویب نشده است.

در دانشگاهها به سبكهای مدرن اهمیت داده میشود، آنچه كه در تمام دنیا وجود دارد. برخی افراد نمیخواهند سبك قهوهخانهای در رأس باشد اما اعتقاد دارم كه باید بر قله هرم انواع نقاشیها و هنرهای تجسمی ایران قرار بگیرد. باید یك دوره آموزشی قهوهخانهای برای لیسانسهای نقاشی برگزار شود تا این هنر زنده شود، زیرا اهمیت آن از سبكهای هنر مدرن در دنیا نیز بالاتر میزند.
چرا این نوع آثار به قهوهخانه شهرت یافت؟ آیا خود قهوه خانهها در این امر تأثیرگذار بودند؟
در زمان صفویه نقالها در میدانها یا مجمعها برنامههای مذهبی یا حماسی اجرا میكردند، بهترین جا برای این برنامهها قهوهخانهها بود زیرا محل تجارت و جمع شدن انواع حِرف بودند. همچنین برای اینكه حوصله مردم در آنجا سر نرود، قهوهچی نقالی میآورد، نقاش هم در كنجی مینشست و به داستان نقال گوش میداد و همانجا طرح و رنگ میكرد زیرا بسیاری از نقاشان آن دوره سواد خواندن نداشتند بنابراین بر اساس روایتی كه میشنیدند نقش میزدند. به همین علت چون جایگاه خلق آثار، قهوهخانهها بود به این اسم مرسوم شد. اما امروزه نقاشانی چون ما در خانه كار میكنند برای همین امروزه به اسم «خیالی نگاری» معروف شده است.
آیا نقاشی قهوهخانهای نوعی روایت است؟ اختلاف نقاشیهای روایی قرون وسطی و اوایل رنسانس در اروپای غربی (روم غربی) با روایتهای قهوهخانهای در چیست؟
نقاشی اروپای آن زمان به شكل كلاسیك بوده و نقاش تنها به موضوعات مذهبی چون عیسی و مریم(ع) میپرداخت اما در نقاشی قهوهخانهای با توجه به سه موردی كه ذكر كردم، موضوع روایتها دارای سندیت است. نقاش موضوعاتی كه واقعیت دارد را به تصویر میكشد.
آیا در این سبك از نقاشی ایرانی از رنگهای خاصی استفاده میشود؟
آنچه كه در رنگ آمیزی در نظر میگیریم، رنگهای مكمل است (یعنی رنگهای ثانویه كه از تركیب سه رنگ اصلی زرد، قرمز و آبی با یكدیگر به وجود میآید). مطلب مهم در این است كه بعضی نقاشان طبیعتگرا از رنگهای پریده و كم جان نیز استفاده میكنند اما در نقاشی قهوهخانهای از رنگهای شاد و شارپ استفاده میكنیم نه رنگ پریده. هدف اصلی ما نقاشان قهوهخانهای مخاطبان كودك و نوجوان است زیرا برای جذب آنها به این داستانها باید از چنین رنگهایی استفاده كنیم تا بتوانیم در نهایت فرهنگ و مذهب را به كودكان آموزش دهیم زیرا زمانی كه كودك از تابلو خوشش بیاید و جذب داستان و رنگ آن شود شروع به پرسش میكند كه این موضوع در یادگیری وی بسیار مهم است و از این طریق درسهای بسیاری در خصوص حماسهها و مذهب یاد میگیرد.
همچنین در رنگ آمیزیها، رنگ خیر با شر فرق دارد. یعنی شر با رنگهای گرم و خیر با رنگهای سرد كشیده میشود. بهطور مثال شمر را با رنگ قرمز میكشیم كه خونخواری وی را نشان دهیم اما ائمه اطهار(ع) را با رنگ سبز یا سفید نشان میدهیم برای قداست آنها.
استفاده از نمادها و سمبلها چقدر در پردههای قهوهخانهای نقش دارند؟
این موضوع بسیار مهمی است. سمبلهای ما در نقاشی قهوهخانهای، قهرمانان مذهبی و حماسی اند. بیشتر آنها را در وسط پرده به شكل درشت به تصویر درمیآوریم. برای نمونه دیروز شنبه 18 آبان ماه، در فرهنگسرای شفق جدیدترین کارم در ابعاد 2 در 4 متر رونمایی شد، در این پرده رنگ روغن تمام اتفاقات عاشورا را به نام « مظلومیت امام حسین(ع)» به تصویر در آوردهام، زیرا تا كنون هیچ نقاشی بُعد مظلومیت امام سوم شیعیان را نقش نكرده و تنها امام مظلوم ما حضرت حسین(ع) است زیرا دنیا به خود چنین شقاوتی ندیده، بنابراین برای پاسخ دادن به سؤال یك غیرمسلمان در خصوص مظلومیت آقا، این پرده را نقاشی كردم. نباید از یاد برد كه تصویر بسیار بر ذهن مخاطب تأثیرگذار است زیرا نقاشی زبانی مشترك در دنیا است.
نقش پرسپكتیو در نقاشیهای قهوهخانهای به چه صورت است و جایگاه پرسپكتیو مقامی در این پردهها چیست؟
پرسپكتیو را معمولاً كم مراعات میكنیم. تنها زمانی كه سپاهیان دو طرف را میكشیم آن هم برای اینكه نشان دهیم دور هستند، كوچك نقاشی میكنیم و از پرسپكتیو استفاده میكنیم. به این شیوه «پرسپكتیو نظری» میگوییم كه بیشتر برای سپاهیان از آن استفاده میشود. نقاشان قهوه خانهای، به پرسپكتیو آگاهند اما آن را آگاهانه رعایت نمیكنند.
در این نقاشیها پرسپكتیو در خیلی جاها شكسته میشود. هر جای پرده كه خالی باشد، نقاش بهطور دلخواه در آنجا نقاشی میكشد. از پرسپكتیو مقامی استفاده میكند یعنی اشخاص را بر اساس مقامشان بزرگ و كوچك میكشد. اما درمجموع، كل پرده مقیاس و محاسبه پرسپكتیوی ندارد زیرا آزادی تخیل نقاش بر پرده حاكم است.

در زمان صفویه و به دلیل دایر بودن قهوهخانهها و نقالی نقاشی قهوهخانهای رونق داشت. در رژیم قبل از انقلاب به نقاشی قهوهخانهای ترتیب اثر داده نشد و در اواخر دهه 40 و 50 تحولاتی توسط قوللر آغاسی انجام شد اما باز كم بودند نقاشان این حوزه. بعد از انقلاب كم كم به این هنر توجه و كلاسهای آموزشی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و بنیاد رودكی برپا شد. كارهای ما جمعآوری شد اما باز امروز این هنر به عنوان یك هنر خوب شناخته نمیشود و به آن پرداخته نمیشود.
مشكلات نقاشی قهوهخانهای و هنرمندان آن در حال حاضر چه چیزهایی است؟
جهانیان به دنبال سنت و فرهنگ ما هستند. دنبال نگارگری و نقاشی قهوهخانهایاند كه دو شاخصه مهم هنر ایران است اما ما ایرانیان آن را فراموش كردهایم.
باید توجه مسئولان به آموزش آن جمع شود تا این هنر گسترش یابد، وگرنه غرب به دنبال همان شیوه نقاشی خود ( از تولد تا پست مدرنیسم) در ایران نیست كه امروزه در دانشگاههای ما تدریس میشود. باید اصالتهای خود را در هنر نشان دهیم.
حدود دو سال است كه «مؤسسه هنرمندان پیشكسوت» تأسیس شده كه در آن علاوه بر نقاشان قهوه خانهای به دیگر هنرمندان نیز توجه میشود. امیدوارم دولت فعلی نیز به این مؤسسه توجه خاص داشته باشد.
چرا هنرجویان و هنرمندان نسل امروز این هنر را نمیشناسند یا به آن كم میپردازند یا اصلاً به آن توجه نمیكنند؟
دانشجوی نقاشی، در دانشگاههای هنر كارشناسیاش را میگیرد و در این دوره با تمام هنرها آشنا میشود اما نقاشی قهوهخانهای را بلد نیست. اگر برای لیسانسیهها دوره یك ساله به شكل داوطلبی برای آموزش نقاشی قهوه خانهای زیر نظر دانشگاه گذاشته شود تا در پایان آنها مدركی نیز دریافت كنند تا بتوانند این شیوه از نقاشی ایرانی را آموزش دهند، مطمئن هستم كه این هنر زنده میماند زیرا هنرجویان بسیاری علاقهمند به یادگیری آن هستند.
بنابراین چون چنین آموزشهایی نیست این هنر نیز در جامعه فراموش شده است.
وضعیت درآمدی و بازار فروش در میان نقاشان قهوه خانهای به چه شكلی است؟
خب بهطور مسلم در بازار هنری برای خریدار اسم هنرمند بسیار مهم است، كار استادان را خوب میخرند. نگارگریهای استاد فرشچیان و آقامیری توسط موزهها گردآوری میشود، استادان پایینتر نیز فروش خود را دارند اما دانشجویان و هنرمندان بینام را كسی نمیشناسد بنابراین آثاری كه خلق میكنند بر دستشان میماند.
همچنین نقاشی قهوه خانهای را نیز همه نمیخرند مگر اینكه پرده نقاشی جزو آثار ارزشمند و میراث هنری كشور باشد. با این حال آثار قهوهخانهای جزو میراث هنری ایران شناخته شده و كار هنرمندان این سبك ارزشمند است.
من به راحتی در خارج از كشور كار میفروشم اما من نشان درجه یك دكترای هنر از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دارم و این نشان، تأییدیهای از سوی این وزارتخانه به هنرمند است كه معرف اعتبار او در دنیا نیز خواهد بود.
با توجه به اینكه ارتباط مردم كوچه و بازار با نقاشی قهوهخانهای بسیار خوب بوده و با آن ارتباط برقرار میكردند و حتی جزئی از زندگی مذهبی و اعتقادی آنها بوده و این هنر را تكریم میكردند، چرا همان مردم امروزه خیلی با این هنر آشنا و به آن راغب نیستند؟
نه، این موضوع درست نیست. مردم هنوز به این سبك نقاشی راغب هستند، اما متأسفانه نقاشیهای قهوه خانهای كمیاب شده و تعداد نقاشان كم است. در تهران تنها من هستم. آیا یك نمایشگاه در این حوزه میبینیم؟ در شهرستانها نیز به همین ترتیب است. عرضه كم شده بنابراین طبیعی است كه تقاضا هم كم شود.
آیا شمایل نگاری جزئی از نقاشی قهوهخانهای محسوب میشود؟
بله. در گذشته شمایلها را تصویر میكردند و بر آن پارچهای سبز میكشیدند و دوره میگردانند و نشان میدادند، این شمایلها را نقاشان قهوه خانهای میكشیدند.
نقاشی پشت شیشهای چقدر تأثیر گرفته از قهوه خانه یا چقدر تأثیر گذاشته بر قهوه خانهای است؟
نقاشی پشت شیشهای هم عیناً همان حالتهای قهوه خانهای را دارد تنها با این تفاوت كه بیشتر موضوعات آن مذهبی است و هیچ وقت مراسمی مثلاً «عروس كشان» را در آن نمیبینیم. این نوع نقاشیها را بیشتر نقاشان دوره گرد میكشیدند و در سقاخانهها قرار میدادند.
توقع شما از مسئولان هنری چیست؟
امیدوارم بر اساس دستورات علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به معاونت هنری خود، همچنان حمایتها از «مؤسسه هنرمندان پیشكسوت» صورت گیرد. همچنین به جوانان اعتبار دهند و آنها را تشویق كنند در حوزه آموزش نقاشی قهوهخانهای، آن وقت خود هنرمندان جوان به دنبال این هنر ایرانی كه معرف سنتها و اعتقادات ما است، خواهند رفت.
و سخن آخر؟
دوست دارم از تمام هنرمندان در هر حوزه و سبكی پشتیبانی شود. رفته بودم رنگ وینزور بخرم، نیست یا اگر هم هست یك تیوپی كه 2 یا 3 سال پیش حدود 2500 تومان بود 15هزار تومان فروخته میشود، تمام بازار پر است از رنگهای هندی و چینی. من به عنوان هنرمند دوست دارم با متریال و مواد خوب كار كنم نه رنگهای بیكیفیت. امیدوارم مشكل رنگ حل شود، دولت رنگ ارزان وارد كند و در اختیار هنرمند قرار دهد. باید وسایل هنرمند برای خلق اثر در دسترسش باشد و اگر اینگونه نباشد هنرمند چگونه كار كند؟ امیدوارم به زودی مشكلات حل شود.
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: روزنامه ایران
مطالب پیشنهادی:
گوهر خیراندیش و بهرام رادان در حال تماشای «حریم سلطان» + تصاویر
گفتگو با کیت وینسلت؛ چرا این زن اینقدر متواضع است؟
تفاوتهای جکی چان و گلشیفته فراهانی شدن در هالیوود!
دخترانی که با لباس پسرانه به استادیوم آزادی رفتند! + عکس
عکسهای نیکی کریمی در فیلم سینمایی «تمشک»
دخترانی که با لباس پسرانه به استادیوم آزادی رفتند! + عکس
عکسهای نیکی کریمی در فیلم سینمایی «تمشک»
