لیلی گلستان چهارشنبه ۲۱ اسفند میهمان سفره هفت سین ما بود. او که نامی آشنا هم در ترجمه متون ادبی و هم در عرصه مدیریت گالری و مجموعهداری آثار هنری است یکی از قدیمیترین و البته موفقترین گالریهای تهران را اداره میکند. مثل همیشه با انرژی و اطمینان به نفس سوالهایمان را پاسخ داد و از فعالیتهایش در سالی که گذشت و پیش بینیها برای سال نو گفت. او که طلایهدار خیلی از حرکتهای پیشرو در دوران فعالیتاش بوده با همین اطمینان تشکیل اتحادیه گالری داران در سال ۹۳ را بشارت داد که خود او جدیترین پی گیر ماجرا به حساب میآید. گلستان همچنین به سوالهایی درباره فعالیتش در سالهای دور و چگونگی تاسیس کتابفروشی و بعد گالری گلستان پاسخهایی شنیدنی و شیرین داد که متن کامل آن در تعطیلات نوروز از نظرتان خواهد گذشت. او در پایان نشست با آرزوی سلامتی روح و جسم برای همه در آستانه سال نو غزلی از حافظ را برایمان شاهد آورد که: ترسم که اشک در غم ما پرده درشود...
آنچه در ادامه میخوانید بخشی از گفتوگوی نوروزی ما با لیلی گلستان است در ارزیابی از فعالیتهای خودش، همچنین رویدادهای تجسمی چون هفت نگاه، حراج کریستیز و حراج تهران در سالی که روزهای آخریناش را سپری میکند.
برای شروع میخواهیم بپرسیم که سال ۹۲ خوش گذشته است؟
بعد از ورود دولت آقای روحانی حالمان بهتر شد. یک جور امنیتی احساس کردیم. مردم با حال خوشتر میآمدند گالری و تعداد مخاطبان هفت-هشت برابر شد. انگار اتفاقی در روحیه آدمها افتاده بود. به همین دلیل من این ۶ ماه آخر از کار راضی هستم. در طول این بیست و هفت هشت سالی که گالریدار هستم هیچوقت این چنین فروش فوقالعادهای نداشتیم. هم نمایشگاهها خیلی خوب میفروشند و هم کارهایی که به اصطلاح در گنجینهمان هستند به خوبی فروش میروند؛ یعنی خریداران تماس میگیرند و از هنرمندان دلخواهشان کار سفارش میدهند و آنها را با قیمت خیلی بالا میخرند.
آنچه در ادامه میخوانید بخشی از گفتوگوی نوروزی ما با لیلی گلستان است در ارزیابی از فعالیتهای خودش، همچنین رویدادهای تجسمی چون هفت نگاه، حراج کریستیز و حراج تهران در سالی که روزهای آخریناش را سپری میکند.
برای شروع میخواهیم بپرسیم که سال ۹۲ خوش گذشته است؟
بعد از ورود دولت آقای روحانی حالمان بهتر شد. یک جور امنیتی احساس کردیم. مردم با حال خوشتر میآمدند گالری و تعداد مخاطبان هفت-هشت برابر شد. انگار اتفاقی در روحیه آدمها افتاده بود. به همین دلیل من این ۶ ماه آخر از کار راضی هستم. در طول این بیست و هفت هشت سالی که گالریدار هستم هیچوقت این چنین فروش فوقالعادهای نداشتیم. هم نمایشگاهها خیلی خوب میفروشند و هم کارهایی که به اصطلاح در گنجینهمان هستند به خوبی فروش میروند؛ یعنی خریداران تماس میگیرند و از هنرمندان دلخواهشان کار سفارش میدهند و آنها را با قیمت خیلی بالا میخرند.
گویا امسال کتابهایتان هم پس از مدت
ها تجدید چاپ شد؛ این هم اتفاق خوب دیگری برای شما بود، نه؟
یکی از کتابهایم تجدید چاپ شد؛ هرچند چهار کتاب دیگر هنوز در ارشاد مانده است. همه ترجمه هستند؛ البته آن یکی هم با شروطی منتشر شد زیرا در آن کتاب تعدادی عکس وجود داشت که گفتند باید برداشته شود با این حال به متن کتاب اصلا دست نزدند. از آن چهار کتاب هم خبر ندارم و ناشرین در حال پیگیری هستند.
خوشبختانه هنرهای تجسمی به آن مرحله از استقلال رسیده است که دولت نسبت به سایر حوزهها تاثیر کمتری در تغییر و تحولات آن دارد. اگر این تاثیر وجود داشت در هشت سال گذشته اتفاقی که برای تئاتر و سینما افتاد برای هنرهای تجسمی نیز میافتاد که خدا را شکر نیفتاد. به نظر شما سال ۹۲ بر هنرهای تجسمی چه گذشت؟
سال ۹۲ سال چالش بود به این معنا که از ابتدای سال تا شش ماه بعد در حال نگرانی و دلهره بودیم و به راحتی نگذشت. ما سعی کردیم به روی خودمان نیاوریم اما به هر حال آسیب دیدیم. در نهایت این آسیبها را از سر گذراندیم و اکنون حالمان بهتراست.
دو نکته از ابتدای سال جامعه تجسمی را نگران کرد که یکی از آنها مالیات بود.
ببینید مالیات به ما تعلق نمیگیرد؛ البته زمانی که من در سال ۶۰ گالری را باز کردم مالیات میدادیم، ماموران مالیات میآمدند صورتحسابهای ما را میدیدند و مبلغ کمی برای ما مالیات تعیین میکردند. اما بعدها تصویب شد که نگارخانهها معاف شوند و ما اکنون مالیات نمیدهیم. البته گویا بعضی از ماموران مالیاتی این نکته را نمیدانند به همین دلیل سراغ بعضی از نگارخانهها رفتهاند و آنها هم به اشتباه مالیات پرداخت کردهاند. البته اینکه چرا بعضی ادارات مالیاتی از این مصوبه خبر ندارند جای سوال دارد و به نظر میرسد این ادارات به صورت مستقل عمل میکنند!.
با حضور دولت جدید شما مطالباتی را از جمله در مورد تشکیل اتحادیه گالریداران مطرح کردهاید که از گذشته میآید اما شما با جدیت طلایهدار طرح آن بودهاید.
این موضوع پیشنهاد گروه هفت نگاه بود و بر اساس آن قرار شد ما آن را مطرح کرده و به دیگر گالریداران نیز پیشنهاد دهیم. در حال حاضر قرار است با معاونت هنری ملاقاتی داشت باشیم و آنها به ما کمک کنند تا این اتفاق بیفتد؛ البته من قول دادم که اتحادیه تشکیل خواهد شد و تقریبا مطمئنم که در سال ۹۳ این اتفاق خواهد افتاد. هرچند اینگونه پیداست که تنها من پیگیر این ماجرا هستم و دوستان دیگر مدام سراغ نتیجه کار را از من میگیرند. الان خیلی درباره شکلگیری اصناف و انجمنها صحبت میشود و من مطمئنم که تا آخر سال ۹۳ این اتحادیه شکل خواهد گرفت.
فکر میکنید در سایه این اتحادیه مشکلاتی که وجود دارد رفع شود؟
امیدوارم این اتفاق بیفتد؛ برای اینکه بعضی از گالریها کارهایی میکنند که نباید بکنند یا از دانش کافی برخوردار نیستند و از نظر فرهنگی و هنری نمیتوانند جوابگوی مخاطبان باشند. این نکته دوم بسیار مهمتر است و به کسانی که میتوانند این کارها را انجام دهند ضرر میزند. به نظر من اگر اتحادیه داشته باشیم کارها سرانجام درستتری میگیرد و نظم بیشتری بر امور هنری و گالریها حکمفرما خواهد شد.
خانم گلستان ما خانه تئاتر، خانه سینما و خانه موسیقی داریم اما خانه تجسمی نداریم؛ عدهای معتقدند که این موضوع کوتاهی خود جامعه تجسمی است.
به نظر من جامعه تجسمی از نظر روابط با مثلا جامعه سینمایی متفاوت است. ما با هم خوبیم و به هم کمک میکنیم؛ به عنوان مثال اگر من اثری داشته باشم اما خریداری برای آن اثر نشناسم با گالری دیگری تماس میگیرم تا آن را برایم بفروشد؛ اینهمه یعنی ما با هم روابط کاری داریم که البته باید بیشتر به آن بپردازیم تا همکاری بهتری در میان ما وجود داشته باشد. اگر اتحادیهمان شکل بگیرد مکان و هیات مدیرهای خواهیم داشت وهمان خانه تجسمی که شما میگویید شکل خواهد گرفت. این مکان جایی خواهد بود که هر انتقاد و پیشنهادی به آن راه پیدا کرده و مشکلات ما نیز به واسطه آن حل خواهد شد.
اگر بخواهید انتخاب کنید بهترین نمایشگاه امسالتان کدام نمایشگاه بوده است؟
ببینید بهترین از چه نظر؟ از نظر فروش نمایشگاه اخیرمان که به آثار آرمان یعقوبپور اختصاص داشت از همه بهتر بود؛ چون نه تنها همه کارهایی که به گالری آورد را فروختیم بلکه کارهایی که در خانه داشت را هم فروختیم. و برای بعد هم انبوهی سفارش گرفت. این نمایشگاه به نظرم بسیار موفق بود زیرا آدمی که سالها کار کرده و البته ناشناخته باقی مانده بود الان همه مجموعه دارها از او کار دارند و من از این بابت خوشحالم. البته در میان نمایشگاههایی که من در گالری گلستان میگذارم شاید یک یا دو نمایشگاه باشد که به سفارش کسی باشد؛ مثلا استادی شاگردش را معرفی میکند و من به شرط آنکه از کار شاگرد خوشم بیاید برایش نمایشگاه میگذارم اما باقی نمایشگاهها را خودم انتخاب میکنم؛ بنابراین نمیتوانم بگویم به لحاظ هنری کدام نمایشگاه بهتر بوده است، چون همه را خودم انتخاب میکنم و سلیقه خودم است.
در اتفاقات تجسمی امسال مثل کریستیز، حراج تهران، صد اثر صد هنرمند، هفت نگاه کدامش را بهتر دیدید؟
همه این رویدادها به جریان هنرهای تجسمی ما کمک میکنند. هفت نگاه بسیار محبوب شده است و صد اثر نیز به خوبی جا افتاده و همه مخاطبان را با خود همراه کرده است. اما به نظرم اهمیت حراج تهران بسیار زیاد است چون همیشه فکر میکردم چرا در دیگر نقاط دنیا حراجهای هنری برگزار میشود اما تهران چنین حراجی ندارد. الان که برگزار شده به نظرم همه باید به آن کمک کنند و هر کسی کار خوبی سراغ دارد باید به حراج تهران پیشنهاد دهد و من فکر میکنم اگر به همین روال پیش رود بینالمللی هم خواهد شد.
یعنی تحلیل شما این نیست که حراج تهران رقیب گالریهاست؟
نه، چرا باید رقیب باشد؟ هیچ حراجی نمیتواند رقیب گالری باشد حتی به کار گالریها رونق میدهد. چون وقتی حراج برگزار میشود و سر و صدای هنرهای تجسمی بیشتر میشود برای ما هم خوب است، نمایشگاهها شلوغ و فروش بیشتر میشود.
ها تجدید چاپ شد؛ این هم اتفاق خوب دیگری برای شما بود، نه؟
یکی از کتابهایم تجدید چاپ شد؛ هرچند چهار کتاب دیگر هنوز در ارشاد مانده است. همه ترجمه هستند؛ البته آن یکی هم با شروطی منتشر شد زیرا در آن کتاب تعدادی عکس وجود داشت که گفتند باید برداشته شود با این حال به متن کتاب اصلا دست نزدند. از آن چهار کتاب هم خبر ندارم و ناشرین در حال پیگیری هستند.
خوشبختانه هنرهای تجسمی به آن مرحله از استقلال رسیده است که دولت نسبت به سایر حوزهها تاثیر کمتری در تغییر و تحولات آن دارد. اگر این تاثیر وجود داشت در هشت سال گذشته اتفاقی که برای تئاتر و سینما افتاد برای هنرهای تجسمی نیز میافتاد که خدا را شکر نیفتاد. به نظر شما سال ۹۲ بر هنرهای تجسمی چه گذشت؟
سال ۹۲ سال چالش بود به این معنا که از ابتدای سال تا شش ماه بعد در حال نگرانی و دلهره بودیم و به راحتی نگذشت. ما سعی کردیم به روی خودمان نیاوریم اما به هر حال آسیب دیدیم. در نهایت این آسیبها را از سر گذراندیم و اکنون حالمان بهتراست.

ببینید مالیات به ما تعلق نمیگیرد؛ البته زمانی که من در سال ۶۰ گالری را باز کردم مالیات میدادیم، ماموران مالیات میآمدند صورتحسابهای ما را میدیدند و مبلغ کمی برای ما مالیات تعیین میکردند. اما بعدها تصویب شد که نگارخانهها معاف شوند و ما اکنون مالیات نمیدهیم. البته گویا بعضی از ماموران مالیاتی این نکته را نمیدانند به همین دلیل سراغ بعضی از نگارخانهها رفتهاند و آنها هم به اشتباه مالیات پرداخت کردهاند. البته اینکه چرا بعضی ادارات مالیاتی از این مصوبه خبر ندارند جای سوال دارد و به نظر میرسد این ادارات به صورت مستقل عمل میکنند!.
با حضور دولت جدید شما مطالباتی را از جمله در مورد تشکیل اتحادیه گالریداران مطرح کردهاید که از گذشته میآید اما شما با جدیت طلایهدار طرح آن بودهاید.
این موضوع پیشنهاد گروه هفت نگاه بود و بر اساس آن قرار شد ما آن را مطرح کرده و به دیگر گالریداران نیز پیشنهاد دهیم. در حال حاضر قرار است با معاونت هنری ملاقاتی داشت باشیم و آنها به ما کمک کنند تا این اتفاق بیفتد؛ البته من قول دادم که اتحادیه تشکیل خواهد شد و تقریبا مطمئنم که در سال ۹۳ این اتفاق خواهد افتاد. هرچند اینگونه پیداست که تنها من پیگیر این ماجرا هستم و دوستان دیگر مدام سراغ نتیجه کار را از من میگیرند. الان خیلی درباره شکلگیری اصناف و انجمنها صحبت میشود و من مطمئنم که تا آخر سال ۹۳ این اتحادیه شکل خواهد گرفت.
فکر میکنید در سایه این اتحادیه مشکلاتی که وجود دارد رفع شود؟
امیدوارم این اتفاق بیفتد؛ برای اینکه بعضی از گالریها کارهایی میکنند که نباید بکنند یا از دانش کافی برخوردار نیستند و از نظر فرهنگی و هنری نمیتوانند جوابگوی مخاطبان باشند. این نکته دوم بسیار مهمتر است و به کسانی که میتوانند این کارها را انجام دهند ضرر میزند. به نظر من اگر اتحادیه داشته باشیم کارها سرانجام درستتری میگیرد و نظم بیشتری بر امور هنری و گالریها حکمفرما خواهد شد.
خانم گلستان ما خانه تئاتر، خانه سینما و خانه موسیقی داریم اما خانه تجسمی نداریم؛ عدهای معتقدند که این موضوع کوتاهی خود جامعه تجسمی است.
به نظر من جامعه تجسمی از نظر روابط با مثلا جامعه سینمایی متفاوت است. ما با هم خوبیم و به هم کمک میکنیم؛ به عنوان مثال اگر من اثری داشته باشم اما خریداری برای آن اثر نشناسم با گالری دیگری تماس میگیرم تا آن را برایم بفروشد؛ اینهمه یعنی ما با هم روابط کاری داریم که البته باید بیشتر به آن بپردازیم تا همکاری بهتری در میان ما وجود داشته باشد. اگر اتحادیهمان شکل بگیرد مکان و هیات مدیرهای خواهیم داشت وهمان خانه تجسمی که شما میگویید شکل خواهد گرفت. این مکان جایی خواهد بود که هر انتقاد و پیشنهادی به آن راه پیدا کرده و مشکلات ما نیز به واسطه آن حل خواهد شد.
اگر بخواهید انتخاب کنید بهترین نمایشگاه امسالتان کدام نمایشگاه بوده است؟
ببینید بهترین از چه نظر؟ از نظر فروش نمایشگاه اخیرمان که به آثار آرمان یعقوبپور اختصاص داشت از همه بهتر بود؛ چون نه تنها همه کارهایی که به گالری آورد را فروختیم بلکه کارهایی که در خانه داشت را هم فروختیم. و برای بعد هم انبوهی سفارش گرفت. این نمایشگاه به نظرم بسیار موفق بود زیرا آدمی که سالها کار کرده و البته ناشناخته باقی مانده بود الان همه مجموعه دارها از او کار دارند و من از این بابت خوشحالم. البته در میان نمایشگاههایی که من در گالری گلستان میگذارم شاید یک یا دو نمایشگاه باشد که به سفارش کسی باشد؛ مثلا استادی شاگردش را معرفی میکند و من به شرط آنکه از کار شاگرد خوشم بیاید برایش نمایشگاه میگذارم اما باقی نمایشگاهها را خودم انتخاب میکنم؛ بنابراین نمیتوانم بگویم به لحاظ هنری کدام نمایشگاه بهتر بوده است، چون همه را خودم انتخاب میکنم و سلیقه خودم است.
در اتفاقات تجسمی امسال مثل کریستیز، حراج تهران، صد اثر صد هنرمند، هفت نگاه کدامش را بهتر دیدید؟
همه این رویدادها به جریان هنرهای تجسمی ما کمک میکنند. هفت نگاه بسیار محبوب شده است و صد اثر نیز به خوبی جا افتاده و همه مخاطبان را با خود همراه کرده است. اما به نظرم اهمیت حراج تهران بسیار زیاد است چون همیشه فکر میکردم چرا در دیگر نقاط دنیا حراجهای هنری برگزار میشود اما تهران چنین حراجی ندارد. الان که برگزار شده به نظرم همه باید به آن کمک کنند و هر کسی کار خوبی سراغ دارد باید به حراج تهران پیشنهاد دهد و من فکر میکنم اگر به همین روال پیش رود بینالمللی هم خواهد شد.
یعنی تحلیل شما این نیست که حراج تهران رقیب گالریهاست؟
نه، چرا باید رقیب باشد؟ هیچ حراجی نمیتواند رقیب گالری باشد حتی به کار گالریها رونق میدهد. چون وقتی حراج برگزار میشود و سر و صدای هنرهای تجسمی بیشتر میشود برای ما هم خوب است، نمایشگاهها شلوغ و فروش بیشتر میشود.
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: honaronline.ir
اسکارلت جوهانسون بر فرش قرمز فیلم کاپیتان آمریکا + تصاویر
گریم ساغر عزیزی در نقش فرح همسر شاه + تصاویر
چهارشنبه سوری ،جشنی ایرانی
آبشار طسوج را در نوروز 93 ببینید + تصاویر
گریم ساغر عزیزی در نقش فرح همسر شاه + تصاویر
چهارشنبه سوری ،جشنی ایرانی
آبشار طسوج را در نوروز 93 ببینید + تصاویر
گاف تازه صداوسیما در سانسور و پخش «تایتانیک» در نوروز 93!
