با افزایش سن، آنچه ما از دست می‌دهیم حافظه معمول نیست، بلکه یک نوع خاصی می‌باشد، ما انواع مختلف حافظه داریم.
  

نگران نباشید! خیلی موارد کاهش حافظه طبیعی می‌باشند. قبل از اینکه فراموش کنم، اجازه بدهید از شما این سئوال را بکنم: آیا صحبت سر میز غذای شما به پرشور و اشتیاقی ما هست؟

"به خاطر می‌آورید از شما خواسته بودم یاد من بیاورید که به یک نفر زنگ بزنم؟"

"بله ". "چه کسی بود؟" "من فراموش کردم" و: برای چی به آشپزخانه رفتم؟" "من از کجا بدونم؟" "شما از من خواستید آن را بیاورم. چه چیزی را؟" "و: من امروز یک کسی را دیدم. چه کسی؟ شما می‌دانید. اوه. کجا."

اگر این موارد برای شما آشنا هستند و اگر از فراموشی و کاهش حافظه خود گله دارید، به بقیه افراد بپیوندید. میلیون‌ها نفر از کاهش حافظه خود گله دارند. متخصصان حافظه، آنهایی که تا حالا با آنها مصاحبه داشته‌ام، می‌گویند که فراموشی مشکل خیلی از پرزائی‌ها می‌باشد. و آنها تنها مورد نیستند. بهداشتیار دندانپزشک من (36 سال دارد) زمانی که مهربانانه لثه‌های مرا نرم می‌کند، می‌گوید: آیا این بدین معنی است که احتمال دیوانه شدن من زیاد است؟ سرم را به نشانه نه تکان می‌دهم. وی می‌گوید، خوبه، چون که خیلی نگرانم. روان پزشکان به آنها زنگ می‌زنند. آنها به این دلیل نگران هستند که نمیدانند این نوع کاهش حافظه طبیعی می‌باشد، طبیعی و عمومی. بنابراین این عبارت که "روی زبانم است" خیلی معمول است و در بیش از 40 زبان مختلف استفاده می‌شود.
 
با افزایش سن، آنچه ما از دست می‌دهیم حافظه معمول نیست، بلکه یک نوع خاصی می‌باشد، ما انواع مختلف حافظه داریم. یکی از آنها حافظه عملی است، که مربوط به چگونه راه رفتن، چگونه خوردن و بستن بند کفش و ..... می‌باشد. آنچه که سیناترا (یک خواننده است) زمان آواز خواندن به آن فکر نکرد، یا آستاییر زمان حرکات موزون به آن فکر نکرد، یا تایگر موقع بازی گلف به آن فکر نمیکند. (که اگر فکر می‌کرد بازی او خراب می‌شد.) این نوع حافظه به طور ناخودآگاه استفاده می‌شود و قویترین نوع می‌باشد که هر فردی دارا می‌باشد.

دومین نوع، حافظه شناختی است، که حقایق را تحت پوشش قرار می‌دهد. یک کلید چیست؟ عینک چه می‌باشد؟ یک فیلم سینمایی چیست؟

و سومین نوع، حافظه رخدادی می‌باشد، که تجربه را تحت پوشش قرار می‌دهد. من کلیدهایم را گم کرده‌ام. کجا عینک هایم را جا گذاشتم؟ چه کسی در آن فیلم سینمایی بازی می‌کرد؟ این نوع حافظه بازی گرگم به هوا را در زمان سرشار از حلاوت با ما شروع می‌کند. اینجا دلیلش آورده شده است.
 
آن کار شگفت انگیز 3 پوندی که در جمجمه شما قرار داده شده است 100 بیلیون اعصاب دارد که به طور گسترده‌ای در اطراف حرکت می‌کنند و به یکدیگر سیگنالهای شیمیایی و الکتریکی که حافظه را تشکیل می‌دهند، ارسال می‌کنند. با گذشت زمان این سیگنال‌ها ضعیف می‌شوند. مغزها در حدود 50 درصد در سال کوچک می‌شوند- شروع آن از 30 سالگی می‌باشد. اگر چه معمولا سال‌ها متوجه این تغییر نمی‌شویم. و مسئله اینجاست. حافظه رخدادی کاملا به منطقه جلوی مغز تکیه دارد، لبهای جلویی- مناطقی که اول از همه تحلیل می‌روند.

کاهش به آن زیادی نیست، این کاهش به نظر بزرگ می‌رسد، به این دلیل که ما یک تفاوت عظیمی بین یک مغز که با قدرت تمام به کار خود ادامه می‌دهد و یک مغز که 95 درصد آن عمل می‌کند، درک می‌کنیم. این فقط یک کاهش سرعت می‌باشد. احتمالا آن اسم از یاد نرفته است- خیلی زمان می‌برد تا آن اسم از یاد برود. اینها سئوالاتی هستند که هر فردی می‌پرسد: آیا هر چیزی که وارد مغز من شده هنوز وجود دارد؟ پاسخ: هیچ کس نمیداند. (چگونه شما خواهید فهمید؟)
 
خیلی از محققان بر این باور هستند که همه آنها وجود دارند، اما در فرمهای تغییر یافته. "دیسک پر است"، و هارد درایو من جایی ندارد- اما همسانی با کامپیوتر، واقعا درست نیست. همان طور که دکتر باری گردن، یک متخصص اعصاب اشاره می‌کند، حافظه کامپیوتر دقیق می‌باشد، اما حافظه مغز انعطاف پذیر می‌باشد. هر زمان که شما یک حافظه را تشکیل یا بازیابی می‌کنید، الگوی سیگنالهای آن تغییر می‌یابند. مثل نوعی از نوشتن پشت نوشتن. دلیل آن این است که، همان طور که زمان می‌گذرد، حافظه‌های ما آماده هستند که ما را گول بزنند و تغییر بدهند.
 
ما همه تغییرات را در بدن خود می‌پذیریم. من قبول دارم که وقتی 50 ساله می‌شویم نمی‌توانیم به خوبی 20 سالگی خود تنیس بازی کنیم، اما نمی‌توانیم که بپذیریم سرعت مغز ما کاهش می‌یابد. این برای ما خیلی وحشتناک است.
 
دانشمندانی که دلایل کاهش حافظه و چراهای آن را می‌دانند، به آسانی حیرت زده نمی‌شوند. من از دکتر ریچارد، رئیس موسسه برد پزشکی آلزایمر در مورد مشکلات حافظه‌ای او پرسش کردم. او می‌گوید: یک گروه از پزشکان به تغییراتی که ما مشاهده می‌کنیم می‌خندیدند. در سن 25 سالگی ما می‌توانستیم یک مقاله علمی را بخوانیم و متوجه آن بشویم، ولی حالا مجبور هستیم چندین بار آن را بخوانیم. در 57 سالگی نمی‌توانیم همانند گذشته اطلاعات جدید را نگه داریم- توانایی ما مثل یک کاغذ مگس کش می‌ماند که مدت طولانی است روی پیشخوان قرار دارد و با گذشت زمان توانایی جذب کردن آن کاهش یافته است.

واقعا ما مجبوریم که فراموش کنیم. توجه کنید: اگر هر چیز به کاغذ مگس کش ذهن بچسبد، درد سر ما نیز بیشتر می‌شود. و ما با چیزهای کم اهمیت از پا می‌افتیم. هر چه بیشتر زندگی کنیم، حافظه‌های بیشتری را در مغز خود می‌چپانیم، و جا دادن یک چیز خاص مشکلتر می‌شود. بنابراین آنهایی را که کمتر نیاز داریم، حافظه‌های رخدادی، اول از همه در پستوی مغز ذخیره می‌شوند. بعد از همه اینها، چه قدر اهمیت دارد (چه قدر به شما کمک می‌کند در این دنیا به حیات خود ادامه بدهید) که اسم آن رستوران را که شب قبل در آن شام خورده‌اید را به خاطر بیاورید؟ آنچه که مهم است، چه چیزی خوردن و چگونه خوردن است.

کاهش حافظه را یک امر طبیعی به حساب بیاورید. اغلب آزار دهنده می‌باشد اما در طرح بزرگ بقای داروین عملی و مطلوب می‌باشد. و طبیعی- و یک کلمه دوست داشتنی. از این رو در پی چاره و راه حل برای داشتن طول عمر مفید باشید، تا بتوانید در این دنیای پر هیاهو به زندگی خود ادامه بدهید.
 
تهیه و ترجمه: گروه سلامت سیمرغ
www.seemorgh.com/health
اختصاصی سیمرغ
 
مطالب پیشنهادی:
تأثیر کم‌خوری بر حافظه!؟
تولید دارویی که خاطرات بد را پاك می‌كند! 
پیش بینی آلزایمر 
هر 7 ثانیه یک نفر به بیماری آلزایمر مبتلا می‌شود!
بافتن تفننی خطر بروز زوال عقل را به تاخير می‌اندازد!؟