اتفاقاتی كه با بركناری علی دایی و بعد از آن به وقوع پیوست، نشان میدهد كه مجموعه فوتبال ایران آمادگی لازم را برای ۲۷۰دقیقه حساس كه سرنوشت را تعیین میكند، ندارد و به نوعی میتوان گفت كه ایران برای حضور در چهارمین جام جهانی به یك نجاتدهنده نیاز دارد.
انتخاب افشین قطبی،مهرهای كه قرار است در سه دیدار پایانی مقدماتی جام جهانی امتیازهای از دست رفته در پنج دیدار اول را جبران كرده و تیم ملی را به جام جهانی ببرد، اتفاقی مثبت برای فوتبال ملی به حساب میآید. چرا كه او به دلیل تجربههای بینالمللی ، همكاری با مربیان نامدار فوتبال جهان و البته رفتار و خصلتهای خاص فردی مورد توجه اذهان عمومی قرار دارد و این مورد توجه بودن، دلیل خوبی است تا او با اعتماد به نفسی بالاتر و آرامشی به مراتب بیشتر از مربیان قبلی به فكر اجرای برنامههای خود در راستای نتیجهگیری باشد.
در زیر نگاهی داریم به مولفههایی كه نشان میدهد نشستن افشین قطبی روی نیمكت تیم ملی میتواند امیدواری فوتبال ایران را برای رفتن به جام جهانی ۲۰۱۰آفریقای جنوبی افزایش دهد.
* محبوبیت و مقبولیت
روزهای آخر هفتمین دوره لیگ برتر شاهد اتفاق عجیبی بود، استقلالیها كه تیم محبوبشان را در رده غیرقابل باور سیزدهم جدول میدیدند، خواستار قهرمانی پرسپولیسی بودند كه همیشه با باختهایش خوشحال و با بردهایش ناراحت میشدند. این شوق طرفدران آبی دلیلی نداشت به جر اینكه آنها دنبال موفقیت مربیای بودند كه با ورودش به فوتبال ایران، ادبیات مربیان را ارتقاء داد و در رفتار و گفتارش صداقتی بینظیر یا حداقل كم نظیر دیده می شد.
نحوه برخورد قطبی با مربیان، داوران و حتی با بازیكنانش به نوعی بود كه همه از پیدا شدن گم شدهای خبر میدادند كه جای خالیاش ضررهای زیادی را به پیكره فوتبال تزریق كرده بود. اینكه یك مربی با وجود باخت خانگی به خود اجازه زیر سووال بردن داور را نمیدهد، اینكه یك مربی تحت هیچ شرایطی بازیكنانش را تخریب نمیكند، اینكه یك مربی با وجود شكستهای دور از انتظار از مسوولیت شانه خالی نمیكند مسایلی بود كه كمتر در فوتبال ایران دیده شده بود، اما قطبی همه این مولفههای مثبت را در خود داشت و به همین دلیل او در حالیكه تعداد هفتههای حضورش در نیمكتهای لیگ برتر دو رقمی نشده بود، توسط كارشناسان و حتی همكاران خود كه به نوعی رقیبش بودند ، مورد تحسین قرار میگرفت.
وقتی تماشاگران پرسپولیس در زمان مربیان نامداری چون آری هان و مصطفی دنیزلی با ناكامی تیمشان مواجه میشدند، از علی پروین به عنوان تنها كسی كه میتواند این تیم را از بحران خارج كند، نام میبردند اما افشین قطبی به حدی محبوب شده بود كه در طول یك فصل و نیم حتی در مواقعی كه در چند بازی پی در پی نمیتوانست انتظارات را برآوده كند، حتی یك بار علی پروین تشویق نشد تا مشخص شود بعد از سالها كسی آمده است كه میتواند ادعا كند هم تراز با سلطان مورد توجه طرفداران قرمز، گرفته است.
نتیجه اینكه، سرمربی تیم ملی باید كسی باشد كه از مقبولیت و محبوبیت بالایی برخوردار است و تیم ملی با افشین قطبی حالا میتواند امیدوار باشد كه با هدایت یك مربی هم محبوب و هم محجوب، میتواند از مسیر پر پیچ و خم مقدماتی برای رسیدن به جام جهانی ۲۰۱۰آفریقای جنوبی به سلامت عبور كند.
* قطبی، بینالمللیترین مربی ایرانی فوتبال
اینكه یك مربی ملی باید از تجربه بالایی برخوردار باشد، نظریهای است كه یكی از قوانین نانوشته فوتبال را نشان میدهد.
روزی كه علی دایی به عنوان سرمربی انتخاب شد، خیلیها این انتخاب را به دلیل میادین بزرگی كه او تجربه كرد بود، انتخابی ایده آل برای تیم ملی می دانستند. اما بعدا مشخص شد كه بینالمللیترین چهره تاریخ فوتبال ایران به دلیل آنكه پیشینه خاصی در مربیگری نداشت، نتوانست انتظارات را كه توقعاتی غیرمعقول از یك مربی تازه كار بود، برآورده كند و در نهایت از كادر فنی بركنار شد.
با نگاهی كوتاه و گذرا به سابقه فعالیت افشین قطبی، با وجود اینكه سابقه سرمربیگریاش فقط به حضور در پرسپولیس ختم میشود، میدانهای بزرگی به چشم میخورد كه نشان میدهد سرمربی فعلی تیم ملی به قدر كافی با شرایط تیم داری و نحوه حضور در تورنمنتهای مهم فوتبال، آشنا است.
حضور در جام جهانی ۱۹۹۸ ،۲۰۰۲ ،۲۰۰۶حتی در نقش یك دستیار و یا آنالیزور تجربهای نیست كه بتوان به راحتی از آن گذشت.
تجربه و دانش اندوزی ربطی به جایگاه افراد ندارد
اگر این نظریه را بتوان جدی گرفت كه البته جدی گرفتنش نمیتواند و نباید غیر منطقی تلقی شود، آن وقت است كه میتوان افشین قطبی را چهرهای با تجربه و البته بادانش شناخت. كمتر كسی است كه سابقه همكاری با مربیانی نظیر گاس هیدینگ،دیك ادووكات و پیم فربیك را جدی نگیرد، حتی اگر همچنان بر آنالیزور بودن قطبی اصرار بورزد.
نتیجه اینكه سرمربی تیم ملی باید كسی باشد كه در تورنمنتهای بزرگ عضوی از كادر فنی بوده و به اندازه لازم به این دانش رسیده باشد كه در مواقع دشوار چه راهی برای برون رفت از بحران پیدا كند و تیم ملی با افشین قطبی حالا میتواند امیدوار باشد كه نفر اول كادر فنی، كسی است كه میدانهایی به مراتب بزرگتر از مقدماتی جام جهانی را به چشم دیده و اتفاقا به موفقیت هم رسیده است.
* قطبی و آشنایی از حریفان
از دهه ۸۰شناخت از حریف اهمیت فوقالعادهای در فوتبال پیدا كرد و مربیان از آن به بعد همان اندازه كه به توانایی بازیكنان برای اتخاذ تاكتیك توجه نشان میدادند، نقاط ضعف و قوت رقیب را هم در نظر میگرفتند.
افشین قطبی به دلیل سابقه چندین ساله همكاری با كره جنوبی كه در ۲جام جهانی و یك دوره از رقابتهای جام ملتها در طول آن سالها دیده میشود، با زیر و بم كرهایها آشنا است و اتفاقا كرهایها هم انتخابش را به عنوان سرمربی تیم ملی، تهدیدی برای تیم ملی كشورشان میدانند.
كرهایها از اسم من وحشت دارند این ادعایی است كه چند روز بعد از كنار گذاشته شدن دایی از تیم ملی از زبان قطبی شنیده شد تا او اذهان فوتبال دوستان و البته مسوولان فدراسیون را به این متوجه كند كه حریفی را كه قرار است، برای جام جهانی رفتن شكستش بدهیم، میشناسد و به خوبی میداند كه باید از چه ترفندی برای نتیجه گرفتن استفاده كرد. نباید از یاد برد كه فوتبال كره شمالی نیز هم مكتب كره جنوبی است و قطبی در یكسال اخیر از نزدیك نظاره گر تمام فعالیتهای فوتبال امارات بوده و به همین دلیل است كه تیم ملی به طور حتم در سه دیدار پایانی درحالی به زمین خواهد رفت كه برای دقیقه به دقیقههای ۲۷۰دقیقه باقی مانده، با توجه به شرایط حریف برنامه خاصی خواهد داشت.
پس نتیجه میگیریم كه سرمربی تیم ملی باید كسی باشد كه در كنار شناخت از شرایط تیم خود، از حریف هم اطلاعات لازم را داشته باشد و تیم ملی با افشین قطبی حالا میتواند امیدوار باشد كه بیشتر از آنچه حریفان از ایران شناخت دارند، ضعفها و قوتهای حریفان را شناسایی كرده است.
