متاركه علی كریمی و عباس انصاریفرد، خیلی زودتر از اینها باید اتفاق میافتاد. همان روزهای اولی كه تازه «حاج عباس» روی صندلی مدیرعاملی پرسپولیس جلوس كرده بود. روزهای گرفتاری و عسرت و باختهای پیدرپی. كار به جایی رسیده بود كه حتی طعم پیروزی هم زهرآگین شده بود.
در همان حال و هوا بود كه علی كریمی مثل همیشه «ناگهان» تركید و آنچه نباید، به زبان آورد. «برای فوتبالی كه انصاریفرد مدیرش است متأسفم ...» خبرنگاران آن روز هاج و واج به كریمی نگاه میكردند، او هم بیمحابا به مدیرعامل میتاخت، آن هم بعد از پیروزی مقابل پیام.
حاج عباس اما در اقدامی شتابزده علی كریمی را از تیم اخراج كرد تا این شورش به رغم خود بیدلیل را بیپاسخ نگذاشته باشد. ماجرا پس از مدت كوتاهی به ظاهر ختم به خیر شد اما در اصل چون آتشی زیر خاكستر رفت. مدیرعامل شیكپوش و مرتب پرسپولیس حوصله كرد تا پایان فصل از راه برسد و موعد تسویه حساب شود.
آنهایی كه از نزدیك ماجرای مذاكره كریمی با پرسپولیس را دنبال میكردند میتوانستند حدس بزنند كه این معامله هرگز سرنخواهد گرفت. آثار نیش و كنایههای علی كریمی هنوز برتن جناب مدیرعامل بود و به همین دلیل انصاریفرد نیز مثل بوكسورهای پیر سعی كرد حریف را خسته كند و از پا بیندازد.
حالا دیگر علی كریمی و پرسپولیس 2 جزیره جدا از هم هستند. چه هواداران بخواهند و چه نه! آیا این تاوان، به كار انداختن گاه و بیگاه زبان سرخ است؟
فوتبال ایران خود را در مرحله گذاز و به دوران حرفهای احساس میكند اما آنچه این روزها در فرهنگ مدیریتی تیمها جاری است با روح حرفهایگری فوتبال در دنیا منافات دارد. در اروپا سالهاست كه منافع جمعی در باشگاهها به عنوان اصلی خللناپذیر مدنظر مدیران قرار میگیرد و اصولا حب و بغض شخصی در چارچوب تصمیمگیریها جایی ندارد.
طبیعتا یك باشگاه و یك بازیكن در حق انتخاب برای ادامه همكاری یا عدم آن از سهم مساوی برخوردار هستند اما وقتی همه شرایط برای منتفع شدن دو طرف و البته هواداران سینه چاك یك تیم فوتبال مهیاست از دست دادن مهرهای با ارزش چون علی كریمی جفایی بزرگ به فوتبال ایران تلقی میشود. خصوصا كه حالا بسیاری، این قطع همكاری را به دلیل نگاه مستبدانه مدیران پرسپولیس نسبت به انتقادهای به حق یك بازیكن ارزیابی میكنند. این ماجرا مورد مشابه دیگری نیز دارد كه در تیمهای دیگر به سادگی میتوان آنها را برشمرد و حتی در فدراسیون فوتبال نیز دیده میشود ظاهرا حرف بیحساب فقط یك جواب دارد:«بفرمایید بیرون»!
در همان حال و هوا بود كه علی كریمی مثل همیشه «ناگهان» تركید و آنچه نباید، به زبان آورد. «برای فوتبالی كه انصاریفرد مدیرش است متأسفم ...» خبرنگاران آن روز هاج و واج به كریمی نگاه میكردند، او هم بیمحابا به مدیرعامل میتاخت، آن هم بعد از پیروزی مقابل پیام.
حاج عباس اما در اقدامی شتابزده علی كریمی را از تیم اخراج كرد تا این شورش به رغم خود بیدلیل را بیپاسخ نگذاشته باشد. ماجرا پس از مدت كوتاهی به ظاهر ختم به خیر شد اما در اصل چون آتشی زیر خاكستر رفت. مدیرعامل شیكپوش و مرتب پرسپولیس حوصله كرد تا پایان فصل از راه برسد و موعد تسویه حساب شود.
آنهایی كه از نزدیك ماجرای مذاكره كریمی با پرسپولیس را دنبال میكردند میتوانستند حدس بزنند كه این معامله هرگز سرنخواهد گرفت. آثار نیش و كنایههای علی كریمی هنوز برتن جناب مدیرعامل بود و به همین دلیل انصاریفرد نیز مثل بوكسورهای پیر سعی كرد حریف را خسته كند و از پا بیندازد.
حالا دیگر علی كریمی و پرسپولیس 2 جزیره جدا از هم هستند. چه هواداران بخواهند و چه نه! آیا این تاوان، به كار انداختن گاه و بیگاه زبان سرخ است؟
فوتبال ایران خود را در مرحله گذاز و به دوران حرفهای احساس میكند اما آنچه این روزها در فرهنگ مدیریتی تیمها جاری است با روح حرفهایگری فوتبال در دنیا منافات دارد. در اروپا سالهاست كه منافع جمعی در باشگاهها به عنوان اصلی خللناپذیر مدنظر مدیران قرار میگیرد و اصولا حب و بغض شخصی در چارچوب تصمیمگیریها جایی ندارد.
طبیعتا یك باشگاه و یك بازیكن در حق انتخاب برای ادامه همكاری یا عدم آن از سهم مساوی برخوردار هستند اما وقتی همه شرایط برای منتفع شدن دو طرف و البته هواداران سینه چاك یك تیم فوتبال مهیاست از دست دادن مهرهای با ارزش چون علی كریمی جفایی بزرگ به فوتبال ایران تلقی میشود. خصوصا كه حالا بسیاری، این قطع همكاری را به دلیل نگاه مستبدانه مدیران پرسپولیس نسبت به انتقادهای به حق یك بازیكن ارزیابی میكنند. این ماجرا مورد مشابه دیگری نیز دارد كه در تیمهای دیگر به سادگی میتوان آنها را برشمرد و حتی در فدراسیون فوتبال نیز دیده میشود ظاهرا حرف بیحساب فقط یك جواب دارد:«بفرمایید بیرون»!
گردآوری:گروه خبر سيمرغ
www.seemorgh.com/news
منبع:goal.com
