راوی، ماجراهایی را برای مخاطب تعریف می‌كند كه در عین واقع‌نمایی، جنبه‌های فراواقعی دارند. به عبارت دیگر، تنها با فرض یك احتمال این داستان باورپذیر می‌شود كه...

اغلب كارشناسان حوزه ادبیات داستانی معتقدند كه نوشتن یك داستان خوب نیاز به مثلث استعداد كافی، تجربه لازم و پشتكار بسیار دارد و نداشتن یكی از این ویژگی‌های سه‌گانه می‌تواند تزلزل جدی در پیكره یك داستان به‌وجود آورد.
البته با توجه به اینكه معمولاً استثنائاتی در هر موردی وجود دارد، در این زمینه خاص (داستان نویسی) هم می‌تواند موارد استثنائی وجود داشته باشد كه در این بحث با آن موارد كاری نداریم و موضوع این نوشته درباره داستان‌های كوتاه كتاب «خوابیدن در هوای آزاد» نوشته فرحناز شریفی است كه اخیراً توسط نشر نی در تهران چاپ و منتشر شده است.
 
كتاب خوابیدن در هوای آزاد شامل 15داستان كوتاه است كه شروع مستحكمی دارد. چند داستان اولیه كتاب تقریباً اكثر ویژگی‌های داستان خوب را دارند. البته در تعریف یك داستان خوب تعاریف مختلفی توسط كارشناسان حوزه ادبیات داستانی بیان شده است كه در ادامه این نوشتار به برخی از آنها اشاره خواهد شد. یكی از این ویژگی‌ها، تازگی در نگاه نویسنده است كه این مورد در بیشتر داستان‌های فرحناز شریفی دیده می‌شود. او اغلب به سراغ سوژه‌هایی رفته است كه در نگاه اولیه، تازگی خاصی در آنها دیده نمی‌شود اما با كمی تامل می‌توان زاویه‌های تازه‌ای در بطن ماجراهایی كه نویسنده تعریف می‌كند دید.
او برای بیان قصه‌های خود از شگردهای خاصی استفاده می‌كند كه یكی از آنها، فاصله‌گذاری بین ماجراهایی كه در دنیای داستانی اتفاق می‌افتد و برداشت‌های ذهنی راوی است. این برداشت‌ها طبعاً به واسطه همذات‌پنداری مخاطب با شخصیت‌های داستانی به‌ویژه راوی، به ذهن او (مخاطب) هم منتقل می‌شود. این رویكرد در نخستین كار كه عنوان كتاب (خوابیدن در هوای آزاد) هم از آن برگرفته شده است، دیده می‌شود. این داستان جزء كارهای به نسبت قوی در این مجموعه محسوب می‌شود.
شیوه قصه‌گویی و نگاه نویسنده به حوادث پیرامونش در این داستان تازگی‌هایی دارد كه آن را برای مخاطب ملموس‌تر می‌كند. راوی، ماجراهایی را برای مخاطب تعریف می‌كند كه در عین واقع‌نمایی، جنبه‌های فراواقعی دارند. به عبارت دیگر، تنها با فرض یك احتمال این داستان باورپذیر می‌شود كه این مورد هم در دنیای داستان دور از دسترس نیست.
راوی این داستان زنی است كه ماجراهای غیرمتعارفی را تعریف می‌كند. خواننده ابتدا در مقابل این راوی مقاومت می‌كند و حرف‌هایش را به راحتی نمی‌پذیرد اما در ادامه كه به روحیات خاص او پی‌می‌برد، حرف‌هایش را هم در دنیای داستانی می‌پذیرد.
عنوان داستان دوم «بادكنك صورتی» است كه از فضای رئالیستی برخوردار است و به شكل نمایشی روایت می‌شود. البته فضای حاكم بر داستان ذهنی است و در دنیای بیرونی اتفاق خاصی نمی‌افتد.
این كار را می‌توان یك داستان موقعیت نامید كه از كشمكش لازم هم برخوردار است.
 
در داستان سوم كتاب (ماغ) هم نویسنده با استفاده از مصالح واقعی سعی كرده قصه‌ای نزدیك به آثار فرا واقعی خلق كند.
همچنین داستان چهارم كتاب(تشنگی) كه این یكی بافت پلیسی و معمایی دارد، باز هم معطوف به ذهن شخصیت‌های داستانی است و خواننده با پیگیری جرقه‌های ذهنی كاراكترهای داستانی به روند شكل‌گیری قصه پی می‌برد. شكل بیان این قصه هم روایی و نمایشی است و نویسنده، توانایی خود در روایت و نشان دادن حوادث داستان را به خوبی  به نمایش می‌گذارد.
«زن در خانه را باز می‌كند و مرد داغدار و مامور پلیس را به سمت حمام خانه هدایت می‌كند. مرد از مامور پلیس می‌خواهد تا در اتاق نشیمن منتظر بماند. قاتل همچنان زیرقالب‌های یخ در وان حمام خوابیده و گاهی جملات بریده‌ای به زبان می‌آورد. زن گره روسری‌‌اش را باز می‌كند و با یك گوشه آن، اشك‌اش را پاك می‌كند و می‌گوید:«‌قبول نكردن بره تیمارستان. آخه اونا نمی‌تونن هر روز یه وان یخ براش آماده كنن.» (ص 34)»
در بقیه داستان‌های كتاب نویسنده از فضای 4داستان اولیه كتاب به مرور فاصله می‌گیرد و به سمت آثار به نسبت متوسطی پیش می‌رود.
 
حضور پررنگ عنصر روایت در داستان «شجره نومچه» سایر عناصر داستانی را در این اثر تحت‌الشعاع خود قرار داده و به عبارت دیگر، روایت آن را درشت بافت كرده است. نثر این كار حالت گزارش‌گونه به‌خود گرفته و وقایع مستند هم در تاروپود ماجراهای قصه اصلی تنیده شده تا روایت تازه‌ای از آنچه گذشته، البته با محوریت وقایع خانواده راوی در قالب داستان جدید ارائه شود.
« مهر ماه سال 1347، خواهر سومم به دنیا آمد. سال 47 سال سیل‌هاست. رود ارس طغیان می‌كند و یك دهكده ناپدید می‌شود. سیل در كرمانشاه، تهران، نیشابور، مهاباد و مهیب‌ترین سیل در خوزستان جاری می‌شود. عده زیادی خانه‌خراب می‌شوند. زلزله وحشتناكی هم شرق خراسان را ویران می‌كند و هزاران نفر می‌میرند. در همین سال در قیطریه یك گورستان 3هزار ساله كشف می‌شود. اما این خواهر بالاخره پرستار می‌شود تا آرزوی مادرم را برآورده كند.» (ص 41 و 42)
در داستان‌های دیگر كتاب (ته‌سیگار، معجزه، آگهی، استفراغ، اورژانسی، برج، كنترل و من و مادر)، در بیشتر موارد، نگاه‌های رئالیستی– اجتماعی نویسنده پررنگ است كه اكثر آنها با هم اشتراكات فراوانی دارند. البته در برخی از این داستان‌ها، نگاه نوستالژیك به گذشته هم دیده می‌شود؛ مانند داستان من و مادرم.
«داستان نوشتن» و «داستان خواندن» هم 2كار مستقل، اما مرتبط و پیوسته به هم هستند كه در بخش پایانی كتاب قرار گرفته‌اند و به نوعی حدیث نفس یك نویسنده در حوزه كاری خود محسوب می‌شوند.
در مجموع، داستان‌های كتاب خوابیدن در هوای آزاد، نشان‌دهنده توانایی نویسنده در روایت ماجراهای خیال‌انگیز در قالب داستان‌های منسجم است كه مهارت وی در به نمایش‌گذاشتن تصورات ذهنی‌‌اش را نشان می‌دهد.
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: hamshahrionline.ir
 
 
مطالب پیشنهادی:
 
کتاب‌هایی که قبل از مرگ باید خواند!!
فردوسی هم مجبور شد شاهنامه را با خودسانسوری آغاز کند!
10 داستان ارواح برتر جهان!
نگاهی به مجموعه داستان نغمه غمگین نوشته جی دی سلینجر
به دنبال اثر انگشت داستان‌های جنایی در ایران