- دوستان همه دور هم جمع شده اند تا او را نجات دهند. اين بار قرار است نوشدارو را پيش از رسيدن فرشته اجل و در آغوش کشيدن سهراب به او بنوشانند....

 
تضادها ستاره را تا پای دار بردند

سهراب، علی اکبریان ستاره خوش بر و روی سالهای نه چندان دور فوتبال ایران است که پای چوبه اعدام ایستاده است و دختر خردسالش با چشمانی اشکبار بدرقه اش می کند. آقای ستاره در دام افیون مخدر گرفتار آمده و تا آنجا رفته است که ناکجا آباد صدایش می کنند. انتشار خبر حکمی که برای او بریده شده است مثل بمب میان اهالی فوتبال منفجر شد و پس از بهت و حیرت انبوهی از غم و اندوه را بر چهره آنها نشاند. دوست و همبازی گذشته در آستانه مجازاتی وحشتناک قرار دارد و باید برای او کاری کرد و این گونه گروهی از همنسلان به نامش کمیته ای را برای نجات «علی» به راه انداختند.

2 - علی اکبریان اولین ستاره فوتبال ایران نیست که پس از غلتیدن به دامان شهرت تاب حواشی و زرق و برق آن را نیاورده و با پایان دوران بازیگری به دنبال یافتن راهی برای فراموشی غم دور ماندن از اوج خماری افیون را بر می گزیند. متوجه باشید تازه در عصر او دکه ها مملو از عکسهای آنچنانی ستاره ها نبود و فوتبالیست جماعت از این کانال به آن کانال تلویزیون نمی پرید. از آنان که سرنوشتی مشابه علی اکبریان را تجربه کردند می توان سیاهه ای بلند بالا نوشت. اما معدودی بودند مثل مهدی فنونی زاده و رضا رجبی که توانستند از این مهلکه جان سالم به در برده و دوباره به کانون گرم خانواده باز گردند. اما علی اکبریان هم می تواند؟ یا فوتبال ایران قربانی خواهد داد تا زنگ خطر توجه به بلوغ فرهنگی ستاره ها قبل از هل دادن آنها به ورطه شهرت به صدا درآید. ریشه یابی فرهنگی این پدیده چندان پیچیده و دشوار نیست.

جوانکی جویای نام که درس و تحصیل را رها کرده تا دنبال توپ برود و اتفاقاً زندگی اش در رفاه مالی هم نبوده است ناگهان و یک شبه همه چیز را از صدقه سر فوتبال با هم به دست می آورد. پول، شهرت، محبوبیت، توجه و....
کشیدن این بار سنگین دشوار است و مسؤولیت ستاره بودن سنگین. بخصوص که پس از عبور از سراب شهرت برهوت تنهایی و فراموشی انتظارش را می کشد. مرد مغرور و ثروتمند و محبوب ناگهان تک و تنها رها می شود و دیگر اثری از آثار آن جلال و جبروت هم نیست.

3 - علی اکبریان یک قربانی است. قربانی ساختاری که در آن استعدادهایی همچون او بدون در نظر گرفتن ظرفیتهای فرهنگی رها می شوند تا به ستاره ای بزرگ، اما کاغذی فوتبال تبدیل شوند. علی اکبریان اما آخرین قربانی این پروسه معیوب است؟ آنها که امروز رسانه ها مدام به بادکنک شهرتشان می دمند و در آستانه انفجار قرار گرفته اند چه؟ منشور اخلاقی برای اینجای قصه چه تدبیری اندیشیده است؟

 چرا کمیته ای برای نجات اکبریان تشکیل می شود. اما کمیته ای تشکیل نمی شود که تضادهای فرهنگی خاستگاه ستاره ها را با آنچه امروز در کنار ایشان می گذرد مورد بررسی قرار داده و برای آثار سؤ احتمالی این دو گانگی وحشتناک چاره اندیشی کند؟ دو گانگی ای که می تواند از یک اسطوره فوتبال کارتن خوابی بسازد که محتویات جیبش او را تا بوسه بر طناب دار پیش ببرد.


 
گردآور : گروه ورزش سیمرغ
www.seemorgh.com/sport
منبع: parsfootball.com