جز او ، همه دروغ اند.....
در صحرا عشق باریده است و زمین تر شده
چنان که پای مرد به گلزار فرو شود،
پای تو به عشق فرو می رود.
می روی و احساس می کنی که نیست می شوی
از خود دور می شوی و به او نزدیک
همه او می شود و همه او می شوی و تو دیگر هیچ!
یک یاد فراموش که در میقات از دوش افکنده ای و سبکسار از خویش ، به میعاد می روی
احساس می کنی که تو دیگر نیستی
پاره ی شوقی و دیگر هیچ!
قلب هستی می تپد و فضا از خدا لبریز شده است،
از خدا لبریز شده ای
در صحرا عشق باریده است و زمین تر شده
و چنان که پای مرد به گلزار فرو شود
پای تو به عشق فرو می رود...
رو به روی کعبه، با فروتنی که نشانه ویژه بندگی است، زانو می زنی و سقفی بالای سرت نیست و آن سقف که بر سرت هست، سقف آبی و نیلگون و بلند آسمان است و خدا را به نام می خوانی و خود را از خود بینی باز می داری و به یاری نیایش، به خود آگاهی دعوت می کنی.
رو به روی کعبه، خانه عشق زانو می زنی، در کنار هزاران پرهیزکار دیگر، و دست ها را رو به آسمان خدا بالا می بری و تا دست بالا می بری، شکوفه در قلبت می روید و اشک از چشمانت جاری می شود و عشق در رگ هایت جان می گیرد و نفس در سینه ات حبس می شود و یاد گناه ات که می افتی، شرم سار می شوی و سر به زیر می گیری و زبان به توبه می گشایی و دل را با یاد خدا صفا می دهی و شیطان را از خودت ناامید می کنی و عاقبتت را روشن می سازی و منزلی، هر چند کوچک در بهشت فراهم می آوری.
رو به روی کعبه، خانه حضرت دوست، زانو می زنی و یاد نوه پیامبر می افتی، یاد پسر علی (ع) و فاطمه (س). این بار اشک به بهانه ای دیگر در خانه چشم هایت حلقه می زند و بر روی گونه هایت شط عشق را به تصویر می کشد.
رو به روی کعبه،خانه جان جانان زانو می زنی و دل را از غبار گناه می زدایی و چشم را به روی هر چه نازیباست می بندی و صدای هوس آلود شیطان را نشنیده می گیری و خدا را صدا می زنی و به حق پنج نام مقدس می خواهی که گناهانت را نادیده بگیرد و فرصتی دوباره به تو عطا کند.
رو به روی کعبه، در روز نیایش، روز عرفه، زیر آسمان، با یاد حسین (ع)، برای رهایی از بند اهریمن و رسیدن به کمال، زانو می زنی و خردمندانه خدا را یاد می کنی و لعنت بر نقشه های شوم اهریمن می فرستی و شیطانک های کوچک را نفرین می کنی.
رو به سوی کعبه زانو می زنی و خود را به خاطر عمری سرگشتگی ات سرزنش می کنی و به خاطر عمری مردم آزاری نکوهش.
منبع: سایت آینده روشن
