تنها و آواره به هر سو میدوم، گوشه آستین این را میگیرم، دامن ردای او را میچســــبم، میپرسم، با تمام نیــــــــاز میپرسم؛ غرقه در اشک و درد: «این مرد کیست»؟ «دردش چیست»؟...
آقای روان درمانگر دارد جلسههای روان درمانیاش را به داستان تبدیل میکند و چون جنس ادبیات را میشناسد، خوب هم دارد این کار را انجام میدهد. او غیر از این که روان درمانگر کار درستی است و...
رمان «سرزمین گوجههای سبز» تلخ و نفسگیر است. بوی مرگ میدهد. داستان دانشجویانی است که با هزار امید و آرزو راهی شهر شده اند تا بخوانند و یاد بگیرند، اما...
داستان رابطه برادر و خواهر پولداری را نشان میدهد که خواهر هوسباز است و برادر از این خصلت او رنج میبرد ولی کاری از دستش بر نمیآید. انگار موقعیت اجتماعی آن دو...
ورا که نقش مهمی در زندگی ادبی نباکوف داشت و پیش از آن هم «لولیتا» را از شعلههای آتش نجات داده بود، تا پایان عمر با این مساله کلنجار رفت و ترجیح داد به جای سوزاندن این رمان...
این رمان، 12 سال قبل از رمان صد سال تنهایی نوشته شده است و جوانههای رمان صد سال تنهایی در آن به شکلی بارز دیده میشود. یکی از این جوانه ها به وجود آمدن و پا گرفتن سرزمین خیالی...
انگار که پیوند زناشویی شرط کافی است برای متنفر بودن. دورنمات البته هیچ کدام از زن و مرد را مقصر اصلی نمیداند و این شور بختی را طبیعت خود ازدواج قلمداد میکند. با این تفاصیل...