اصلا نمیتوانم تصور كنم كه كسی كتابهای هری پاتر را خوانده باشد و دوست نداشته باشد! مگر میشود؟ من از 20 سالگی خواندنِ این كتابها را شروع كردم و مثل این بود كه....
در رستوران نشسته و منتظر بودم كه ناهارم را بیاورند كه یكباره بدون مقدمه، این فكر به مغزم رسید كه اگر همه ما كور بودیم چه میشد؟ همان طور در پاسخ به سوال خود، فكر میكردم ولی ما واقعاً.....
خیلیها را دیدهام که میگویند کتابی در دست نوشتن دارند ولی حتی یک کلمه از آن را ننوشتهاند. به نظر من برای نویسنده شدن باید نوشت. باید هر روز بنویسید. باید....
یهو دیدم هر سه تاشون میخ من شدن. بعدش هم حبیب یه كاری كرد. یه كاری كه تا عمر دارم فراموش نمیكنم. همون حبیبی كه رو اسمش قسم میخوردم یهو با اون دست گندهاش....
نیمهشبها پشت میز آشپزخانه مینشستم و مینوشتم، 10ماه طول كشید كه اولین كتابم را به اتمام رساندم، آن را برای ناشر فرستادم، همین برایم حكم جایزه را داشت. مثل رویا بود....
حوادث واقعی زندگی روزمره بیشتر از هر چیز دیگری الهامبخش من هستند. پروندههای امروزی، تیترهای اول خبری و جنجالهایی كه هر روز دربارهشان میشنویم، به من الهام میدهند تا....
آنها ما را به ایران فرستادند و خانهای بزرگ با اتاقهای بزرگ به ما دادند. برای رفت و آمد هم به ما اسب دادند. خیلی زیبا بود. شهر قدیمی (کرمانشاه) بود، بازار قدیمی و....