بهترین نمونه برای چنین تلاشی، تغییر نام یكی از داستانها از معادل یك اصطلاحِ انگلیسی به نامِ یكی از ترانههای شش و هشت و نسبتاً بیارزش ایرانی است. نگاه كنید به صفحه 43 كتاب و داستانِ «زیر و رو بشه دنیا، من دوسِت دارم»...
اما چیز غیرطبیعی این بود که د آسیس (یا به قول برزیلیها: ماشادو)، بزرگترین نویسنده این عصر هم شد. بزرگ ترین نویسنده تاریخ برزیل هم شد. حتی از طرف منتقدی مثل...
تا آنجا که عقل من قد میداد پولی در این کتاب نبود. مطمئنا همسر و دو فرزندم با کتابی که بفروش نبود نمیتوانستند زندگی کنند، پس تصمیم گرفتم کتابی «سرگرمکننده» را با سرعت بالا بنویسم، صبحها...
عشقی كه البته تنها در همان مرحله اول باقی میماند و تنها معطوف به قاب سبز عینك یا ساعت مچی صفحه بزرگ دست زن میشود و به زن منفعل داستان حالتی میدهد كه اگر هم گناه میكند در اثر...
چرا جوانهای نسل سومی، به اینگونه ادبی علاقه ویژهای دارند و آن را با جدیت دنبال میكنند؟ این سوالی است كه از خود شما پرسیدهایم و این طور جواب شنیدهایم...
شخصیتی که حرف نمیزند، راه نمیرود، عاشق نمیشود اما تا دلتان بخواهد ماجراها پیش میآورد. چترها همیشه وقت آدمهای داستان را به انادازه کافی میگیرند. آنها...
راوی حكم یك دوربین فیلمبرداری را دارد. البته دوربینی كه تا حدودی قدرت انتخاب صحنهها و وقایع را دارد. این دوربین به اطراف میچرخد و وقایع را ضبط میكند. انگار نویسنده یا...