...او واقعاً معرکه است، اما میدونستم که تو اون رو نخواهی پذیرفت، به خاطر تیزبینیهاش، خالکوبیهاش، موتور سواریش و به خاطر اینکه سنش از من خیلی بیشتره...
... دیگر از بس كفش هایمان را پرت كرده بودند وسط كوچه، اگر یك روز هم این كار را نمیكردند، خودمان كفش هایمان را میبردیم وسط كوچه میپوشیدیم...
زن از خوشحالی پرید بالا و گفت: اوه! چه عالی! من میخوام همراه شوهرم به یه سفر دور دنیا بریم. فرشته چوب جادوییش رو تکون داد و...
... خانمها مثل کنتور برق هستند ..... هر چند سال یکبار عدد سنشون صفر میشه...
مرد: من… اینطوری نیستم. دختر لااقل یه كم اون شلوارو پائینتر بكش كه تا زانوتو بپوشونه. نه… نه… نمیخواد. بدتر شد. همون بالا ببندیش بهتره...
... بدجوری بهم خیره شده بود. بعداً فهمیدم که چشماش چپه و داشته...
مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم...
زمانی که نايب کنسول شدم با خوشحالی پيش زنم آمدم و اين خبر داغ را به اطلاع سرکار خانم رساندم... اما وی با بیاعتنايی تمام سری جنباند و...
اصولا واژه خودکشی به معنی خود کشتنه. یعنی در این عمل فرد اونقدر خودشو میکشه که میمیره و این خود کشتن به علت وارد آمدن مصایب و...
واقعا در این مورد هم بین آقایون و خانمها اختلاف وجود دارد؟!!!!!!!